عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

 

ای فرزند آدم اندوه روز نیامده ات را به امروز میفزا

زیرا اگر روز نرسیده عمر تو باشد خداوند روزی تو را خواهد رساند.

مولا علی (ع)

[ جمعه 18 آذر 1390 ] [ 14:55 ] [ ela86 ]

دربی ای که طعم تلخ حذف می دهد و تیم شکست خورده از دور رقابت ها کنار خواهد رفت.

این بازی بعد از کاهش سهمیه ایران در لیگ قهرمانان آسیا بسیار حساس تر شده چون تیم قهرمان آن به طور مستقیم به این بازیها راه خواهد یافت.

بی تردید هر دو تیم برای برد پا به میدان می گذارند.

استقلال برای ادامه شکست ناپذیری خود برای پنجمین بازی متوالی به میدان می رود و پرویز مظلومی می خواهد سومین برد از چهارمین بازی متوالی که بروی نیمکت استقلال مینشیند را بدست آورد.

اما پرسپولیس مدافع عنوان قهرمانی است و میخواهد برای سومین بار متوالی قهرمان این دیدار شود و همچنین می خواهد به ناکامی های مقابل استقلال پایان دهد.

از سوی دیگر پرسپولسی به اهمیت این جام بیشتر واقف هستند چون بی دردسر به بازی های آسیایی راه یافته اند.

از طرفی شکست در این دیدار مقابل استقلال برای حمید استیلی نیز مانند پرسپولیس می تواند طعم حذف از نیمکت پرسپولیس را داشته باشد

با این که در نظر سنجی برنامه نود (90) 53 درصد به برد استقلال رای دادند اما تاریخ نشان داده این دیدار قابل پیش بینی نیست و تیمی که در لیگ ضعیف تر بوده گاها پیروز میدان بوده است.

این دیدار از ساعت 16:15 جمعه 18 آذر در ورزشگاه آزادی با قضاوت هدایت ممبینی آغاز خواهد شد

[ جمعه 18 آذر 1390 ] [ 06:12 ] [ ela86 ]

دهانت را می‌بویند
مبادا که گفته باشی دوستت می‌دارم.
دلت را می‌بویند

               روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

و عشق را
کنارِ تیرکِ راهبند
تازیانه می‌زنند.

               عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

در این بُن‌بستِ کج‌وپیچِ سرما
آتش را
        به سوخت‌بارِ سرود و شعر
                                         فروزان می‌دارند.
به اندیشیدن خطر مکن.

               روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

آن که بر در می‌کوبد شباهنگام
به کُشتنِ چراغ آمده است.

               نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک قصابانند
بر گذرگاه‌ها مستقر
با کُنده و ساتوری خون‌آلود

               روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

و تبسم را بر لب‌ها جراحی می‌کنند
و ترانه را بر دهان.

               شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

کبابِ قناری
بر آتشِ سوسن و یاس

               روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

ابلیسِ پیروزْمست
سورِ عزای ما را بر سفره نشسته است.

               خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد


(احمد شاملو)

[ جمعه 18 آذر 1390 ] [ 04:07 ] [ ela86 ]

 

 

دردم این نیست که او عاشق نیست ...

دردم این نیست که معشوق من از عشق تهی است...

دردم اینست که با این سردی ها من چرا دل بستم . . .

 

 

 

.

 

 

 

.

 

عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنگ / که به عمری نتوان دست در آثارش برد . . .


ادامه مطلب
[ جمعه 18 آذر 1390 ] [ 04:01 ] [ ela86 ]

تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را

(امام علی علیه السلام)

.

.
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می کوبد رونده باش

 امید هیچ معجزه ای از مرده نیست ، زنده باش . . . 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 17 آذر 1390 ] [ 23:51 ] [ ela86 ]

 

عشق یعنی آن نخستین حرفها

عشق یعنی در میان برفها

عشق یعنی یاد آن روز نخست

عشق یعنی هر چه در آن یاد توست

 

.

 

.

مهربانم ای خوب یاد قلبت باشد یک نفر هست

که اینجا بین آدمهایی که سرد و غریبند ،

تک و تنها به تو می اندیشد و کمی دلش از دوری تو دلگیر است . 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 17 آذر 1390 ] [ 23:45 ] [ ela86 ]

پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: “نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم که بتواند مرا معالجه کند”.

تمام آدم‌های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.

تنها یکی از مردان دانا گفت: “فکر کنم می‌توانم شاه را معالجه کنم. اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود”.

شاه پیک‌هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد.

آنها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند. حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.

آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا میزد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.

آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه‌ای محقر و فقیرانه رد میشد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می‌گوید. “شکر خدا که کارم را تمام کرده‌ام. سیر و پر غذا خورده‌ام و می‌توانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می‌توانم بخواهم؟”

پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.

پیک‌ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت! 

[ پنج‌شنبه 17 آذر 1390 ] [ 23:18 ] [ ela86 ]

پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسدو شروع کرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد.

پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟»

زن پاسخ داد: «کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.»

پسرک گفت: «خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد.»

زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: «خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.» مجددا زن پاسخش منفی بود.

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: « پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم.»

پسر جوان جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند.» 

[ پنج‌شنبه 17 آذر 1390 ] [ 16:11 ] [ ela86 ]

سه چيز موجب نجات انسان خواهد بود: بازداشتن زبان از بدگويي و غيبت مردم، خود را مشغول به كارهايي كردن كه براي آخرت و دنياي انسان مفيد باشد و هميشه بر خطاها و اشتباهات خود ناراحت باشد.

امام سجاد (ع)

شهادت مظلومانه حضرتش تسلیت باد

 

[ پنج‌شنبه 17 آذر 1390 ] [ 14:11 ] [ ela86 ]

مناجات امام سجاد(ع)

ای کسی که شگفتی های عظمتت را پایانی نیست، بر محمّد و آلش درود فرست و ما را از ستم در عظمت خود باز دار.

ای آن که دوران فرمانروائیت را نهایتی نیست، بر محمّد و آلش درود فرست، و ما را از بند عذاب خود رهایی بخش.

ای کسی که گنجینه های رحمتت نابود نمی گردد، بر محمّد و آلش درود فرست و برای ما از رحمتت نصیب و بهره ای قرار ده.

ای که چشمها و دیده ها از دیدنت فرو ماند، بر محمّد و آلش درود فرست، و ما را به عرصه گاه قربت نزدیک کن.

ای کسی که در برابر قدر و مَنزِلَتت تمام مَنزِلتها کوچک است، بر محمد و آلش درود فرست، و ما را در پیشگاهت گرامی دار.

ای آن که خبرهای نهانی در نزدت آشکار است، بر محمد و آلش درود فرست، و ما را نزد خود رسوا مکن.

بار خدایا ما را به بخشش خود از بخشش دیگران بی نیاز ساز و ترس گسستن دیگران را از ما با پیوستن ما به خودت کفایت فرما، تا با وجود عطای تو از دیگری نخواهیم و با احسان تو از احدی نهراسیم.

بارخدایا بر محمّد و آلش درود فرست و در هر کار به نفع ما چاره ساز و به زیان ما چاره مساز و به سود ما تدبیر کن و به ضرر ما تدبیر مفرما، و ما را پیروز گردان و دیگران را بر ما چیره مساز.

بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از غضب خود حفظ کن، و به عنایت خویش نگاهدار، و به سوی خود هدایت کن، و از پیشگاه خود دور ننما، آن را که تو حفظ کنی سالم ماند، و آن را که تو هدایت کنی دانا شود و آن را که تو به خود نزدیک سازی سود برد.

 بار خدایا به محمد و آلش درود فرست و سلامت قلوب ما را در ذکر عظمتت و آسایش بدنهایمان را در شکر نعمتت و روانی زبان ما را در وصف عطایت قرار بده.

[ پنج‌شنبه 17 آذر 1390 ] [ 03:49 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...400401402403404...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران