عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

 www.iranfars.ir گروه ایران فارس

 

 

[ دوشنبه 11 دی 1391 ] [ 15:42 ] [ ela86 ]

پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرو رفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی, گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باور میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی (احزاب 10)

 

 

[ دوشنبه 11 دی 1391 ] [ 15:29 ] [ ela86 ]

ماجرای دختر فراری که یک شب پیش یک طلبه ماند!

 

 

شب هنگام محمد باقر – طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید.
دختر پرسید: شام چه داری؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر که شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشه‌ای از اتاق خوابید.
صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان  نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی!
محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد…

شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر ۱۰ انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و …
علت را پرسید. طلبه گفت: چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می‌گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمانم را بسوزاند.
شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدرا اشاره نمود.

[ دوشنبه 11 دی 1391 ] [ 15:25 ] [ ela86 ]

 حس خوب داشتن
حال خوب داشتن
روز خوب داشتن
نعمتیست که رفتنت به من هدیه کرد !
.
.

.
دوست داشتن تو لیاقت نمی خواهد …
مثل نخ کردن سوزن “اعصـــــــــــاب” می خواهد …


ادامه مطلب
[ دوشنبه 11 دی 1391 ] [ 15:23 ] [ ela86 ]
زاهدي کيسه اي گندم نزد آسيابان برد. آسيابان گندم او را در کنار ساير کيسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند.
زاهد گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نکني دعا مي کنم خرت سنگ بشود».
آسيابان گفت: «تو که چنين مستجاب الدعوه هستي دعا کن گندمت آرد بشود.»
[ دوشنبه 11 دی 1391 ] [ 15:15 ] [ ela86 ]

 فراموش نکنید که ساعات غذا خوردن اهمیت زیادی دارد ولی بسیاری از ما عادات اشتباهی داریم که بعد از غذا به آن می‌پردازیم ولی باید از انجام آن صرف نظر کنیم:
1- آب ننوشید: بلافاصله بعد از صرف غذا آب خوردن سبب رقیق شدن شیر معده می‌شود بنابراین بهتر است نیم ساعت قبل و بعد از غذا آب ننوشید.
2- سیگار نکشید: به طور کلی سیگار نکشید. اما سیگار کشیدن بعد از غذا گناه نابخشودنی به حساب می‌آید. سیگار محیط معده را اسیدی می‌کند افراد سیگاری نیم ساعت بعد از غذا سیگار بکشند.
3- میوه نخورید: از عادات بد ما میوه خوردن بعد از صرف غذاست. بهتر است نیم ساعت قبل و بعد از غذا میوه نخورید چون سبب نفخ معده می‌شود البته میوه پخته اشکالی ندارد.
4- حمام نکنید: حداقل نیم ساعت فاصله قرار دهید به ویژه حمام داغ توصیه نمی‌شود زیرا در جریان خون در اطراف معده اختلال ایجاد می‌کند و برهضم غذا اثر منفی می‌گذارد.
5- راه نروید: حداقل نیم یا یک ساعت بعد از صرف غذا پیاده روی طولانی نکنید تا هضم غذا بهتر صورت گیرد.
6- نخوابید: در مورد خوابیدن تأکید می‌شود که حداقل 2 ساعت بعد از خوردن غذا انجام نشود بنابراین شام خوردن در آخر شب کار بسیار اشتباهی است.
7- چای ننوشید: در میهمانی‌‌ها هنوز غذا تمام نشده چای جلوی میهمان می‌گذاریم چای می‌تواند محیط معده را اسیدی کند و تأثیر منفی بر مواد معدنی معده بگذارد بعد از غذا مایعات باید با نیم ساعت تا یک ساعت فاصله مصرف شود.

[ دوشنبه 11 دی 1391 ] [ 15:13 ] [ ela86 ]

 

چهار اصل پیشرفت: مردانگی، عدالت، شرم و عشق است. 
زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید. 

عشق، به وجود آورنده اعمال زیباست. 

کار کنیم، زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم. 

احساس اجبار به فداکاری، لازمه زندگیست. 

انجام وظیفه، لازمه جهش بسوی پیشرفت است. 

تقلید از غرب، خطری است جدی، که چشمه های نبوغ را، خشک می کند. 

یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت. 

بزرگترین خوشحالی من در زندگی : هوش و استعداد جوانان ایرانی است. 

راه پیشرفت، ارزش نهادن به علم و تحقیق، احترام به معلمین، اساتید، دانش آموزان و دانشجویـان است. 

سادگی و عشق از عوامل پیشرفت است، که در قلب ما ایرانیان است. 

هرچه انسان ،وجود ارزشمندتری داشته باشد به همان اندازه مودب و فروتن است. 

فعال باشیم، ولی ملایم، عادل باشیم، ولی با گذشت. 

جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب می شود و هر کس بخواهد خانه اش را آباد کند باید در ویرانی مملکتش بکوشد. 

هنر، با احساسات آدمی بازی می کند. 

عشق زندگی را به شیوش می آورد. 

هنر، چاشنی زندگیست.  

ایران، جزیره هوش و ذکاوت است. 

شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند 

طنز در مملکت ما، یک مقاومت ملی است، و همیشه حافظ ایران بوده است. 

موسیقی خوب ایرانی، یک طرز تفکر است. یک فلسفه است، و بیان یک آرزوست. 

داشتن هدف، و رفتن به دنبالش، خوب است ولی عاشق هدف بودن و گرفتار شدن چیز دیگری است 

با بچه ها، با اطمینان رفتار کنید تا قابل اطمینان بار بیایند، و قابل اطمینان شوند. 

دولت، وظیفه دارد، خوشحال کنندگان مردم را، تشویق کند.

باید جوانان، حفظ سازمان را، آموزش داد.

سازماندهی، لازمه و خواسته الگوی پیشرفت است. 

حفظ سنن اعتقادی، ملی و نبوغ نژادی، واجب است. 
نظامی که، دارای سازمان باشد، چارچوبی استوار دارد. 

[ دوشنبه 11 دی 1391 ] [ 15:01 ] [ ela86 ]

 

نمی دانم چه می خواهم خدایا ، به دنبال چه می گردم شب و روز

چه می جوید نگاه خسته من ، چرا افسرده است این قلب پرسوز

ز جمع آشنایان می گریزم ، به کنجی می خزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تیرگیها ، به بیمار دل خود می دهم گوش

گریزانم از این مردم که با من، به ظاهر همدم و یکرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت ، به دامانم دو صد پیرایه بستند

از این مردم که تا شعرم شنیدند ، برویم چون گلی خوشبو شکفتند

ولی آن دم که در خلوت نشستند ، مرا دیوانه ای بدنام گفتند

دل من ای دل دیوانه من ، که می سوزی از این بیگانگی ها

مکن دیگر ز دست غیر فریاد ، خدا را بس کن این دیوانگی ها

(( فروغ فرخزاد ))

 

[ شنبه 09 دی 1391 ] [ 15:27 ] [ ela86 ]

یارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکن

در شهر غربت ای خدا هرگز تو ازارش مکن

هر چند او از رفتنش چشمان من گریان نمود

لیک ای خدای مهربان از غصه پر بارش مکن . . .

.

.

.

تو بارون که رفتی شبم زیرو رو شد

یه بغض شکسته رفیق گلو شد . . .


ادامه مطلب
[ شنبه 09 دی 1391 ] [ 15:17 ] [ ela86 ]

 روزی ابوریحان درس به شاگردان می گفت که خونریز و قاتلی پای به محل درس و بحث نهاد. شاگردان با خشم به او می نگریستند و در دل هزار دشنام به او می دادند که چرا مزاحم آموختن آنها شده است . آن مرد رسوا روی به حکیم نموده چند سئوال ساده نمود و رفت .
فردای آن روز، شاعری مدیحه سرای دربار، پای به محل درس گذارده تا سئوالی از حکیم بپرسد شاگردان به احترامش برخواستند و او را مشایعت نموده تا به پای صندلی استاد برسد. که دیدند از استاد خبری نیست هر طرف.... را نظر کردند اثری از استاد نبود .
یکی از شاگردان که از آغاز چشمش به استاد بود و او را دنبال می نمود در میانه کوچه جلوی استاد را گرفته و پرسید: چگونه است دیروز آدمکشی به دیدارتان آمد پاسخ پرسش هایش را گفتید و امروز شاعر و نویسنده ایی سرشناس آمده ، محل درس را رها نمودید ؟!
ابوریحان گفت: یک بزهکار تنها به خودش و معدودی لطمه میزند ، اما یک نویسنده و شاعر خود فروخته کشوری را به آتش می کشد.
شاگرد متحیر به چشمان استاد می نگریست که ابوریحان بیرونی از او دور شد .

ابوریحان بیرونی دانشمند آزاده ایی بود که هیچگاه کسب قدرت او را وسوسه ننمود و همواره عمر خویش را وقف ساختن ابوریحان های دیگر کرد.

http://www.iras.ir/images/docs/000024/n00024170-b.jpg
[ شنبه 09 دی 1391 ] [ 15:07 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران