عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

 

عشق یعنی آن نخستین حرفها

عشق یعنی در میان برفها

عشق یعنی یاد آن روز نخست

عشق یعنی هر چه در آن یاد توست

 

.

 

.

مهربانم ای خوب یاد قلبت باشد یک نفر هست

که اینجا بین آدمهایی که سرد و غریبند ،

تک و تنها به تو می اندیشد و کمی دلش از دوری تو دلگیر است . 


لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی, روز زمستونیت قشنگ!

.

.

.

دلگیرم از تمام الفبای بی کسی ، به خصوص این پنج حرف : ف ا ص ل ه .

.

.

.

کاش میشد بر جدایی خشم کرد /

شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد /

کاش میشد خانه ای از مهر ساخت / مهربانی را در آن سرمشق کرد .

.

.

.

تو شعر و شور باران شمالی / دل انگیزی ،

سراپا شور و حالی / به شالیزار قلبم باش باران

/ که می سوزد دلم از خشکسالی .

.

.

.

دوثت دارم رو با (ث) نوشتم تا بدونی ثانیه ها را به امید دیدارت طی میکنم .

.

.

.

جا برای گنجشکی مثل من زیاد است ،

ولی به درختان خیابان تو عادت کردم .

.

.

.

به زندانی گفتن از تو تنهاتر کیست ؟

گفت کسی که دلش زندانی دیگریست !

.

.

.

به من گفتی پر از آینده باشم / تو رفتی همچنان در خنده باشم /

تو دریای منی ، من ماهی تو / جدا از تو نباید زنده باشم .

.

.

.

زندگی زیباست چون تصویر ماست /

در مسیرش هرچه نازیباییست از تقصیر ماست .

.

.

.

کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده

باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست

.

.

.

خدایم را دوست دارم چون وفادارترین است

و شاید به رسم همین وفاداریست که تو را به او میسپارم .

.

.

.

جز من اگر عاشق شیداست بگو / ور میل دست به جانب ماست بگو
ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو / گر هست بگو نیست بگو راست بگو.

.

.

.

عاشقی با قلب من بیگانه شد / خنده از لب رفت و یک افسانه شد
حس و حالی بعد عشق آمد پدید / بعد آنشب زندگی غمخانه شد.

.

.

.

” درد ” را از هر طرفش بخوانی درد است

دریغ از “درمان” که عکسش ” نامرد ” است . . .

.

.

.

احساس مهربان تو عطریست که هر لحظه به مشامم میرسد

نازنینم فردا زیباست و تو زیباتر از فرداها . . .

.

.

.

تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را ندیدند

تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و عهدی که هیچکس با آنها نبست . . .

.

.

.

وقتی می رفتی بهار بود ، تابستان نیامدی ، پاییز شد ، پاییز که نیامدی پاییز ماند ، زمستان که نیایی باز پاییز می ماند ، تو رو خدا فصل ها رو به هم نریز

.

.

.

به که گویم که تو منزلگه چشمان منی

به که گویم که تو گرمای دستان منی

گرچه پاییز نشد همدم و همسایه ی من

به که گویم که تو باران زمستان منی

.

.

.

دعا میکنم غرق باران شوی

چو بوی خوش یاس و ریحان شوی

دعا میکنم در زمستان عشق

بهاری ترین فصل ایمان شوی

.

.

.

ای که در فصل خزان بینی مرا با پشت خم ، این زمستان را مبین ، ما هم بهاری داشتیم ، این نیز بگذرد 

[ پنج‌شنبه 17 آذر 1390 ] [ 23:45 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران