سگی نزد شیری رفت و گفت: با من کشتی بگیر شیر سر باز زد ، سگ گفت : نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد شیر گفت : سرزنش سگان را خوشتر دارم از اینکه شیران مرا شماتت کنند که با سگی کشتی گرفته ام ...
جشن میشه میریزیم توی خیابون اونجا رو کثیف میکنیم عزا میشه نذری میدیم خیابونا رو کثیف میکنیم جشن های نیمه شعبان که بماند مراسم عزاداری و جشن ... میریم وسیله میخریم اشغالا رو میریزیم توی خیابونا اما تا حالا فکر کردین که این بیچاره ها چقدر کار سختی دارن که توی اب و هوای مختلف با اون وضع، کارهای مارو تمیز میکنن ؟ از حقوقشون چیزی نگم بهتره...
روی شیشه دوغ نوشته: دوغِ گازدارِ کربناته تزریقی گرما ندیده همگن شده با طعم نعناع و بدون چربی… آخه لامصب دوغه یا اورانیوم ؟؟؟ . . . توجه کردین یادگاری های روی دیوار و صندلی کلاس های دانشگاه آموزنده تر از حرف های استاده!!!
موسسه محک یک موسسه غیر دولتی وابسته به کمک های مردمی است که سالیانه هزاران فرد مبتلا به سرطان رو حمایت میکنه .این موسسه با توجه به کمبود دارو وگران شدن آن در حال حاضر نیاز به کمک بیشتر داره.
حتی هزار تومان شما هم میتونه قطره ای در این دریا باشه
معلمی از دانشآموزان خواست تا عجایب هفتگانه جهان را فهرستوار بنویسند. دانش آموزان شروع به نوشتن کردند. معلم نوشتههای آنان را جمعآوری کرد. با آنکه همه جوابها یکی نبودند، اما بیشتر دانشآموزان به موارد زیر اشاره کرده بودند. اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، دیوار بزرگ چین و ... در میان نوشته ها کاغذ سفیدی نیز به چشم میخورد. معلم پرسید: این کاغذ سفید مال چه کسی است؟!
یکی از دانشآموزان دست خود را بالا برد. معلم پرسید: دخترم چرا چیزی ننوشتی؟! دانش آموز جواب داد: عجایب موجود در جهان خیلی زیاد هستند و من نمیتوانم تصمیم بگیرم که کدام را بنویسم! معلم گفت: بسیار خوب، هرچه در ذهنت هست به من بگو، شاید بتوانم کمکت کنم. در این هنگام دخترک مکثی کرده و گفت: به نظر من عجایب هفتگانه جهان عبارتند از لمس کردن، چشیدن، دیدن، شنیدن، احساس کردن، خندیدین و عشق ورزیدن! عجایب واقعی همین نعمتهایی هستند که ما آنها را ساده و معمولی میانگاریم...