عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

اعتراف میکنم بچه که بودم همیشه دلم میخواس یه جوری داداش کوچیکمو سر به نیس کنم! رفتم بقالی مرگ موش بگیرم آقاهه که میدونس چه فسقل مشنگیم بجاش آرد بهم داد منم ریختم تو قابلمه نهار! سر سفره وقتی همه شروع کردن به خوردن یهو گریهام گرفت! با چشای خیس تا ته غذامو خوردم ک همه با هم بمیریم!!!!!!!

.

 تو عروسي نشسته بودم يه بچه 3 ، 4 ساله اومد يک هسته هلو داد بهم، منم نازش کردم هسته رو گرفتم انداختم زير ميز، چند ثانيه بعد ديدم دوباره آوردش، اين دفعه پرتش کردم يه جاي دور ديدم دوباره آورد!! مي خواستم اين بار خيلي دور بندازمش که بغل دستيم بهم گفت آقا اين بچس سگ نيست! طرف باباي بچه بود!!

.

 اعتراف ميكنم بچه كه بودم با دختر و پسر خاله هام لباس كهنه ميپوشيديم ميرفتيم گدايي با درامدش بستني ميگرفتيم كه همسايمون مارو لو داد و كتك خورديم!!

.

 اعتراف میکنم به عنوان 1 مهندس میخواستم دیوار رو سوراخ کنم، شک داشتم که از زیر جایی که میخوام سوراخ کنم سیم برق رد شده باشه، واسه اینکه برق نگیرتم فیوز رو قطع کردم، تازه وقتی دیدم دریل کار نمیکنه کلی غصه خوردم که دریل سوخت !!!!

.

اعتراف می کنم سوم دبستان که بودم یه روز معلممون مدرسه نیومد منم ظهرش رفتم در خونشون که یه کوچه بالاتر از ما بود تکلیف شبمو ازش گرفتم.

[ پنج‌شنبه 24 آذر 1390 ] [ 17:14 ] [ ela86 ]
[ پنج‌شنبه 24 آذر 1390 ] [ 17:04 ] [ ela86 ]

آیا میخواهید گناهانتان بخشیده شود اگر چه به عدد دانه هاى باران و برگ درختان و ریگ بیابان باشد.پس این دعا را بخوانید.

(کمی طولانیه اما می ارزه که براش وقت بگذاری)


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 24 آذر 1390 ] [ 04:49 ] [ ela86 ]

یارو با زنش دعواش میشه ، میره چراغ ها رو خاموش میکنه !
زنش میپرسه حالا چرا چراغ ها رو خاموش میکنی ؟!؟
یارو جواب میده : جواب ابله هان خاموشیست !!!

.

.

اوّل پا داد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعد هم یک دست داد و رفت !!
{اهدای عضو ، اهدای زندگی} 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 24 آذر 1390 ] [ 04:34 ] [ ela86 ]

امواج زندگی را بپذیر ، حتی اگر گاهی تورا به عمق دریا ببرند. آن ماهی آسوده که همیشه بر سطح آبها میبینی مرده است.

.

.

ایستادگی کن تا روشن بمانی
شمع های افتاده خاموش می شوند
((احمد شاملو)) 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 24 آذر 1390 ] [ 03:50 ] [ ela86 ]

برای من که دلم از سکوت لبریز است،صدای پای تواز دور هم دل انگیز است

.

.

پروانه شدم تا که چو پروانه بمیرم / با یاد تو در گوشه ی میخانه بمیرم
پروانه شدم تا هدف عشق بپویم / آنگاه ببین تا چه غریبانه بمیرم . . .  


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 24 آذر 1390 ] [ 03:43 ] [ ela86 ]

داشتم می رفتم سفر و از همسرم خواستم که مثل همیشه بعد از دعاش به عنوان نگاهبان من پیشونیم رو ببوسه.

و بعد سوار قطار شدم.

وقتی قطار به ته دره سقوط کرد.

همه مردند و من هم مردم.

از بالا تلاش دکترها رو می دیدم.

بعد از 2 ساعت دکترها گفتند بی فایده ست و رفتند.

و من یاد بوسه همسرم افتادم. و در همین لحظه از بالا دیدم که نوری از پیشانی من بیرون امد و به قلبم فرو رفت.

2 دقیقه بعد صدای فریاد پرستاری که بالا سرم بود رو شنیدم که دکترها رو صدا می کرد، اما صدای فرشته مرگ که کنار پرستار بود بیشتر بود که با نگاه نافذش رو به من گفت: خوب از دستم در رفتی ها.

شانس آوردی که قدرت من از قدرت عشق کمتره. 

[ پنج‌شنبه 24 آذر 1390 ] [ 03:27 ] [ ela86 ]

توله پانداها در تختخوابشان در شهر شنگدو مركز استان سيشوان چين.

 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 24 آذر 1390 ] [ 02:50 ] [ ela86 ]

«هر كس در كار نيكى ميانجى شود ، او را از آن نصيبى است و هر كس در كار بدى ميانجى شود ، او را از آن بهره اى است . و خدا بر هر چيزى تواناست» .

سوره نساء آیه 80 

[ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 23:13 ] [ ela86 ]

همیشه خانم ها به امر شریف «شرط و شروط تعیین کردن» مشغولن. ولی حالا وقتشه که ما مردها هم تکلیف خودمون رو روشن کنیم…

خانوما توجه کنن؛ اینها قانون های ما هستن:
توجه بفرمایید که همه قانون ها شماره ”۱“ هستن

(این مطلب فقط جنبه طنز دارد) 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 22:53 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...395396397398399...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران