عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

دلت آینه ایثار عشق است / نگاهت معنی بیدار عشق است
تو در آبادی دل خانه داری / تو را دیدن همان دیدار عشق است

.
.
.

طالب پرواز هستم مقصدم چشمان توست / یاس پرپر گشته ام مرهمش دستان توست
بودنم با بودنت معنای دیگر می دهد / حال من خوش می شود با آن لب خندان تو 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 07 دی 1390 ] [ 23:18 ] [ ela86 ]

«و هر [گونه] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و خدا از بسيارى در مى گذرد. و شما در زمين درمانده كننده [خدا ]نيستيد و جز خدا شما را سرپرست و ياورى نيست».

سوره شوری آیات 30 و 31 

[ چهارشنبه 07 دی 1390 ] [ 12:15 ] [ ela86 ]

دویست سال پیش دو دوست همسفر شده بودند از کوهها و دشتها گذشتند تا به جنگلی پر درخت رسیدند کمی که در جنگل پیش رفتند صدای خرناس یک خرس قهوه ایی بزرگ را شنیدند صدا آنقدر نزدیک بود که آن دو همسفر از ترس گیج شده بودند یکی از دوستان از درختی بالا رفت بدون توجه به دوستش و اینکه چه عاقبتی در انتظار اوست دوست دیگر که دید تنهاست خود را بر زمین انداخت چون شنیده بود خرس ها با مردگان کاری ندارند . 
خرس که نزدیک شد سرش را نزدیک صورت مسافر بخت برگشته روی زمین کرد و چون او را بی حرکت دید پس از کمی خیره شدن به او راهش را گرفت و رفت . 
 دوست بالای درخت پایین آمد و به دوستش که نشسته بود گفت آن خرس به تو چه گفت ، چون دیدم در نزدیکی گوشت دهانش را تکان می دهد . دوست دیگر گفت : خرس به من گفت : با دوستی همسفر شو که پشتیبان و یاورت باشد نه آنکه تا ترسید رهایت کند . به قول حکیم ارد بزرگ : «دوستی تنها برآیند نیاز ما نیست ، از خودگذشتگی نخستین پایه دوستی است» آن دو همان جا از هم جدا شدند . دوست ترسویی که به بالای درخت رفته بود تا انتهای جنگل می دوید و از ترس زوزه می کشید  

[ چهارشنبه 07 دی 1390 ] [ 06:17 ] [ ela86 ]

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب
دید.عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: «باید ازت 
عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه.»
پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.
زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم.
نمی خواهم دیر شود!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم.
پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! 
حتی مرا هم نمی شناسد!
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز 
صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است.. 

[ چهارشنبه 07 دی 1390 ] [ 06:14 ] [ ela86 ]

در زمانهای دور مردی ژنده پوش بود ، این مرد طلاهای با ارزشی داشت اما بسیار خسیس بود و زندگی فقیرانه ایی برای خود درست کرده بود . طلاها را در کیسه ایی ریخته و هر شب سوراخی حفر می کرد و آنها را در آن پنهان می ساخت و این کار را هر شب تکرار می کرد . بلاخره در یکی از آن شب ها دزدی او را دید و پی به رازش برد و بعد از رفتن مرد خسیس سوراخ را باز کرد و طلا ها را دزدید و برد 
آن شب مرد خسیس کابوس دزدیده شدن طلاهایش را دید صبح زود به طرف سوراخ که در کنار دیوار باغی کنده بود دوید و فهمید کابوس اش حقیقت داشته در کنار سوراخ نشست و گریست فریاد و فغان می کشید مسافری که از آنجا می گذشت علت نالانی مرد خسیس را پرسید و او ماجرا را گفت 
 مسافر گفت چرا طلاها را در داخل خانه ات پنهان نکردی تا هر وقت خواستی از آنها برای خرید استفاده کنی .
 مرد خسیس فریاد کشید و گفت : مردک من طلاهایم را خرج کنم . مگر آنها را از سر راه یافته ام ! کور خوانده اید من طلاهایم را خرج چیزهای بی ارزش نمی کنم .

مسافر از تغییر حالت و حرفهای مرد خسیس شگفت زده شده بود . حکیم ارد بزرگ می گوید : خسیس خود را بیمار و بیچاره می سازد . 
 مسافر سکه طلایی به مرد خسیس داد و گفت این را بگیر و سوراخ کندن ، را فراموش کن ، اما مرد خسیس تا روزی که زنده بود این کار را ادامه داد . 

[ چهارشنبه 07 دی 1390 ] [ 06:04 ] [ ela86 ]

منو حالا نوازش کن .... که این فرصت نره از دست ::



:: شاید این اخرین باره .... که این احساسه زیبا هست ::



:: منو حالا نوازش کن .... همین حالا که تب کردم ::



:: اگه لمسم کنی شاید .... به دنیای تو برگردم ::



:: هنورم میشه عاشق بود .... تو باشی کاره سختی نیست ::



:: بدون مزر با من باش .... اگرچه دیگه وقتی نیست ::



:: نبینم این دمه اخر .... تو چشمات غصه میشینه ::



:: همه اشکاتو میبوسم ....میدونم قسمتم اینه ::



::تو از چشمای من خوندی....که از این زندگی خسته ام::



::کنارت اونقدر ارومم....که از مرگ هم نمیترسم:: 

[ چهارشنبه 07 دی 1390 ] [ 05:51 ] [ ela86 ]

شنیدی که می گن: دلت پاک باشه، ظاهر مهم نیست.ارتباط ظاهر و باطن در کلام مولا علی :

 «و بدان که هر ظاهری، باطنی متناسب با خود دارد. آنچه ظاهرش پاکیزه، باطن آن نیز پاک و پاکیزه است. و آنچه ظاهرش پلید، باطن آن نیز پلید است... آگاه باش! هر عملی رویشی دارد و هر روینده ای از آب بی نیاز نیست و آب ها نیز گوناگونند. پس هر درختی که آبیاری اش به اندازه و نیکو باشد، شاخ و برگش نیکو و میوه اش شیرین است و آنچه آبیاری اش پاکیزه نباشد درختش عیب دار و میوه اش تلخ است.»

.

 «به دنیا چونان زاهدان روی گردان، بنگرید. به خدا سوگند دنیا به زودی ساکنان خود را از میان می برد و رفاه زدگان ایمن را به درد می آورد. آنچه از دست رفت و پشت کرد هیچ گاه برنمی گردد. آینده به روشنی معلوم نیست که در انتظارش باشید. شادی و سرور دنیا شما را مغرور نسازد زیرا زمان کوتاهی دوام ندارد. خدا بیامرزد کسی را که به درستی فکر کند و پند گیرد و آگاهی یابد و بینا شود. به زودی خواهید دانست که از آنچه در دنیا وجود داشت چیزی نمانده و آنچه از آخرت است جاویدان خواهد ماند....»

امام علی (ع)

[ چهارشنبه 07 دی 1390 ] [ 05:43 ] [ ela86 ]

 دوستم میگه امروز چندمه ؟ میگم یکم ، میگه یکم دی ؟ پـَـ نـَـ پـَـ امروز یکم فروردینه ،

عیدت مبارک عمو جان بیا یه بوس بده

.

.

بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم.
پـَـَـ نــه پـَـَــ. نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 07 دی 1390 ] [ 05:34 ] [ ela86 ]

راه* و رسم دوست داشتن هرچیز این است که احتمال از دست دادنش را بپذیری.
گیلبرت کیت چسترتون




آن موقع که توانستی جلوی یک گریه ی مسخره را با گاز گرفتن لب هایت بگیری ؛ لیاقت لبخند زدن داری 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 07 دی 1390 ] [ 05:19 ] [ ela86 ]

جذر و مدهای زیادی آمده اند و رفته اند
موج در موج
اما نمی دانم چرا ؟؟؟
هنوز هم بر تن خیس ساحل
نام تو را میبینم !!!

.

.

رویای من...

من هنوز چشمانم بسته است...

و تو هنوز رویای خیس چشمهای منی...

چتر می خواهم برای رذ شدن از این رویای خیس!!! 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 07 دی 1390 ] [ 05:05 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...384385386387388...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران