عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

دلت آینه ایثار عشق است / نگاهت معنی بیدار عشق است
تو در آبادی دل خانه داری / تو را دیدن همان دیدار عشق است

.
.
.

طالب پرواز هستم مقصدم چشمان توست / یاس پرپر گشته ام مرهمش دستان توست
بودنم با بودنت معنای دیگر می دهد / حال من خوش می شود با آن لب خندان تو 


کاش دستی از فراسوی افق، گوش سنگین زمان را میکشید، هم زبانی میرسید از راه دور، طعم تنها بودنم را میچشید

.

.

.

چو گل های شقایق داغدارم / بیا پروانه شو بنشین کنارم / بشو مرهم به زخم قلبم ای دوست / که خنجر خورده ای این روزگارم

.

.

.

بهترین دوست خواهی بود حتی اگر سختی راه، چشمانت را از من دور کند و بهترینی حتی اگر طنین صدایت به گوش من نرسد

.

.

.

دلم خوش بود که یارم باوفا بود، کمی از زندگیش از آن ما بود، ولی افسوس که فکر ما غلط بود، که زنگ تفریحش احساس ما بود

.

.

.

فروغ چشم پرآبم تو هستی، دلیل بیتابیم تو هستی، اگر چه آدمی ناچیز هستم، خدارو شکر دنیایم تو هستی 

.

.

.

در آغوشم که میگیری، آنقدر آرام میشوم که فراموش میکنم باید نفس بکشم

.

.

.


یه گلدون پر از گل ما تو، تو هم مال من، دیدی باز گول خوردی تو یه گلدون داری و من یه دنیا گل

.

.

.

دست از پا خطا کنی تعویض میشوی! همین حوالی کسی شبیه توست، این است پیام عشق های امروزی

.

.

.

دائم برای دیدن هم دیر میکنیم، وقت قرارها همه تاخیر میکنیم، اول برای عشق همه تند میرویم اما وسطش همه گیر میکنیم.

.

.

.


از تمام دار دنیا ، تنها یک چیز دارم : دوستت !
.

.

.

فانوس شب وداع ، با هر سوسو / می گفت که آن کوچه ی رویایی کو / او بود و کمی شعر و هوایی ابری / امروز نه ابریست ، نه شعریست ، نه او !

.

.

. 

کارگر خسته ای سکه ای از جیب کت کهنه اش درآورد تا صدقه دهد ، ناگهان جمله ای روی صندوق دید و منصرف شد ، “صدقه عمر را زیاد می کند” .
.

.

.

تو دفتر نقاشیهام رنگ چشاتو کم دارم / بی معرفت نگام بکن فقط نگاتو کم دارم
.

.

.
هرقدر رفاقت بکنم می ارزی / اظهار صداقت بکنم می ارزی / آنقدر عزیزی تو برایم ای دوست / صدبار که یادت بکنم می ارزی .
.

.

.

هنوز هم نمیدانم اینجا چه فصلیست ، که من کال ماندم و به تو نمی رسم !
.

.

.

چون خیالت همه شب مونس و دمساز من است ، شرم دارم که شکایت کنم از “تنهایی” .
.

.

.

ماه من ، نماز آیات می خوانم ، وقتی گرفته ای !

.

.

.

خداوند پرسید : میخوری یا میبری ؟ گفتم میخورم ، اما افسوس که نمیدانستم لذت ها را میبرند و غصه ها را میخورند !

[ چهارشنبه 07 دی 1390 ] [ 23:18 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران