|
عشقانه ها سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
| ||
|
راههای به دست آوردن آرامش
1- جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه كنید. [ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 02:09 ] [ ela86 ]
هيچكس در دل تاريكي شب
[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 02:04 ] [ ela86 ]
نیایشی زیبا از استاد مصطفی مشهور [ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 02:00 ] [ ela86 ]
تو را گم کرده ام انگار نیستی،نه صدایی از تو است و نه نگاهی پس بگو چرا نمیکنی از من یادی من برایت شده ام لحظه ای،گهگاهی فکر نمیکنم از دوری ام آرامی در حسرت منی و پریشانی تو را گم کرده ام و در جستجوی توام ،تا تو را دوباره به قلبم برسانم ، قلبم نفس میخواهد،باید قلبم را تا لحظه ی پیدا کردنت بی نفس بکشانم. آنقدر دلم برایت پرپر زد که بی بال شد، آنقدر گشتم و گشتم اینجا و آنجا که اینک خودم را نیز گم کرده ام. بشنو صدایم را ،این آخرین نوای کسی است که بی تو بی صداست ببین حالم را،این آخرین نفسهای کسی است که بی تو بی هواست تو را گم کرده ام و تنهایی را پیدا،ای غم تو دیگر به سراغم نیا نیستی و خیالت با من است،از خیال تو یادت در قلب من است، از یادت ،دلتنگی به جا مانده و انتظار،بیش از این مرا بیقرار نگذار. تو را گم کرده ام و آغوش سردم در حسرت گرمای وجودت مانده، قلب عاشقم این قصه نیمه تمام را تا آخرش خوانده، این خاطره هاست که در خاطر پریشانم به جا مانده. میخواهمت ای جواهر گمشده ام، اگر بودی و میدیدی حالم را ،میفهمی که چرا دیوانه شده ام. فاصله ی من و تو ، دورتر از آسمان و دریا است ، من میبارم و تو فکرت پیش ساحل است هنوز هم باور نداری که قلبم عاشق است. تو را گم کرده ام و پیدایت میکنم، اگر تو را دیدم به اندازه تمام عمرم نگاهت میکنم [ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 01:55 ] [ ela86 ]
حق آنکه بزرگتر است این است که او را به خاطر سنش احترام کنی و او را به خاطر اینکه برتو در مسلمانی پیشی داشته است،بزرگ شماری امام سجاد (ع) [ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 01:51 ] [ ela86 ]
یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو [ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 01:46 ] [ ela86 ]
مشترک مورد نظر،آدم نمی باشد...!قطع کن لطفا . . . يکي ميره تو جنگل مي بينه روباهه خوابه ميگه خوب شدخواب بود و گرنه گولم ميزد! ادامه مطلب [ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 01:44 ] [ ela86 ]
ابوبصير از ارادتمندان خاص امام باقر عليه السلام بود و از هر دو چشم نابينا شده بود. مى گويد: به امام باقر عليه السلام عرض كردم :شما فرزندان پيامبر خدا هستيد؟فرمود: آرى .ابوبصير: پيامبر خدا وارث همه انبيا بود. آيا هر چه آنها مى دانستند پيغمبر هم مى دانست ؟امام : آرى .ابوبصير: آيا شما مى توانيد مرده را زنده كنيد و كور و بيمار مبتلا به پيسى را شفا دهيد و از آنچه مردم مى خورند و در خانه هايشان ذخيره مى كنند خبر دهيد؟امام : آرى ، با اجازه خداوند.در اين موقع حضرت به من فرمود: نزديك بيا! نزديك رفتم ، به محض اين كه دست مباركش را بر صورت و چشمم كشيد، بيابان ، كوه ، آسمان و زمين را به خوبى ديدم .سپس فرمود:آيا دوست دارى همين گونه بينا باشى تا نظير ساير مردم در قيامت به حساب و كتاب الهى كشيده شوى و يا مانند اول كور باشى و به طور آسان وارد بهشت گردى ؟عرض كردم :مايلم به حال اول برگردم .آنگاه امام عليه السلام دست مباركش را بر چشمم كشيد، دوباره نابينا شدم . [ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 01:10 ] [ ela86 ]
شاکر بودن ولی آن را به زبان نیاوردن مانند آن است که هدیه ای را برای کسی تهیه کنید ولی آن را به وی ندهید. . . . رسیدن به مقصدی که هرگز برای خود در نظر نگرفته ای به همان اندازه دشوار است که برگشتن از جایی که هرگز نرفته ای ادامه مطلب [ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 01:04 ] [ ela86 ]
نردبام دلم شکسته است. می شود برای من کمی دعا کنی ؟! یا اگر خدا اجازه می دهد،کمی به جای من خدا خدا کنی ؟! راستش دلم مثل یک نماز بین راه خسته و شکسته است ... می شود برای بیقراری دلم سفارشی به آن رفیق با وفا "خدا" کنی ..؟! . . . زندگی باید کرد ! گاه با یک گل سرخ ، گاه با یک دل تنگ ، گاه باید رویید در پس این باران ، گاه باید خندید بر غمی بی پایان ... ادامه مطلب [ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 00:48 ] [ ela86 ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||