عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

على عليه‏السلام فرمود: كسى كه به چيزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابينا و دلش را بيمار مى‏ سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى‏ كند و با گوشى ناشـنوا گوش مى‏ دهـد.

عشق اگر آيد، بَرَد هوش و دل فرزانه را
دزد عاقل مى‏كُشد اوّل چراغ خانه را

*****

عـلى عليه‏السلام فرمود: آبروى تو جامد است و درخواست، آن را قطره قطره مى‏ ريزد. پس ببين كه آبروى خويش را نزد چه كسى فرو مى‏ چكانى؟

*****

على عليه‏السلام فرمود: تندرستى، از كمبود (يا نبودن) حسد به دست مى‏ آيد.

*****

امام صادق عليه‏السلام فرمود: هرگز بدنى از آنچه كه «نيّت» و انگيزه نسبت به آن قوى باشد، ضعيف و ناتوان نمى‏شود.

*****

امام صـادق عليه‏السلام فرمود: مؤمن، از پاره‏هاى فولاد، استوارتر و محكم‏تر است. آهن هرگاه در كوره آتش رود، نرم مى‏ شود؛ امّا مؤمن اگر كشته شود و زنده گردد، سپس دوباره كشته شود، دلش هرگز دگرگونى نمى‏ يابد.


[ دوشنبه 17 بهمن 1390 ] [ 14:36 ] [ ela86 ]

مگر كسي كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد ، كه خداوند ( گناهان چنين كساني را مي‌بخشد و ) بديها و گناهان ( گذشته ) ايشان را به خوبيها و نيكيها تبديل مي‌كند ، و خداوند آمرزنده و مهربان است ( و نه تنها كه سيّئات را مي‌بخشد ، بلكه آنها را تبديل به حسنات مي‌نمايد )

سوره ی فرقان آیه ی 70

[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 21:56 ] [ ela86 ]

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده…
شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.
متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ میکند.
آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود.
اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد.
زنش آن را جابه جا کرده بود.
مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت: و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود حرف می زند و رفتار می کند.»

امام علی(علیه السلام) به مالک اشتر :
ای مالک!
اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی

[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 21:52 ] [ ela86 ]

اگر نمی خواهید بیمار شوید احساساتتان رابیان کنید.
هیجانات و احساساتیکه سرکوب یا پنهان شده باشند به بیماری‌هایی نظیر ورم معده، زخم معده، کمر درد ودرد ستون فقرات منجر می‌شوند.
سرکوبی احساسات بهمرور زمان حتی می‌تواند به سرطان هم بیانجامد. در آنزمان است که ما به سراغ یک محرم می‌رویم و رازها و خطاهای خودرا با او درمیانمی‌گذاریم!
گفتگو، صحبت کردن،کلمات، ... وسیله درمانی قدرتمندی هستند.
اگر نمی‌خواهیدبیمار شوید؛ تصمیم‌گیری کنید.
افراد دو دل ومردد دچار دلهره و اضطراب هستند. دو دلی و بی‌تصمیمی باعث می‌شود که مشکلات ونگرانی‌ها روی هم انباشته شوند.
تاریخ انسان براساس تصمیم‌گیری‌ها ساخته شده است. تصمیم‌گیری دقیقاً بهمعنی چشم‌پوشی آگاهانه از بعضی مزایا و ارزش‌ها برای به دستآوردن بعضیدیگراست.
افراد مردد در معرضبیماری‌های معدی، دردهای عصبی و مشکلات پوستی قرار دارند.
اگر نمی‌خواهیدبیمار شوید؛ به دنبال راه حل‌ها باشید.
افراد منفی،مشکلات را بزرگ می‌کنند و راه حل‌ها را نمی‌یابند. آن‌ها غم و غصه، شایعه و بدبینیرا ترجیح می‌دهند.
روشن کردن یک کبریتبهتر از تاسف خوردن از تاریکی است. زنبور، موجود کوچکی است اما یکی از شیرین‌ترینچیزهای جهان را تولید می‌کند.
ما همانی هستیم کهمی‌اندیشیم. افکار منفی باعث تولید انرژی منفی می‌شوند که آن‌ها نیز به نوبه خودتبدیل به بیماری می‌گردند.
اگر نمی‌خواهیدبیمار شوید؛ در زندگی اهل تظاهر نباشید.
کسی که واقعیترا پنهان نگاه می‌دارد، تظاهر می‌کند و همیشه می‌خواهد راحتو خوب و کامل به نظر دیگران برسد، در واقع بار سنگینی را بردوش خود قرارمی‌دهد.
مثل یک مجسمه برنزیبا پایه‌های گِلی. هیچ چیز برای سلامتی بدتر از نقاب به چهره داشتن و زندگی کردنبا تظاهر نیست.
این گونه افراد زرقو برق زیاد و ریشه و مایه اندکی دارند و مقصد آن‌ها داروخانه، بیمارستان و درد است.
اگر نمی‌خواهیدبیمار شوید؛ واقعیت‌ها را بپذیرید.
سرباز زدن ازپذیرش واقعیت‌ها و عدم اتکاء به نفس، ما را از خودمان بیگانهمی‌سازد. هسته اصلی یک زندگی سالم، یکی بودن و رو راست بودنبا خود است.
کسانی که این رانمی‌پذیرند، حسود، مقلد، مخرب و رقابت طلب می‌شوند. پذیرفتن انتقادها، کاریعاقلانه و ابزار درمانی خوبی است.
اگر نمی‌خواهیدبیمار شوید؛ اعتماد کنید.
کسانی که بهدیگران اعتماد ندارند نمی‌توانند ارتباط خوبی با دیگرانبرقرار کنند و نمی‌توانند رابطه پایدار و عمیقی با دیگران بهوجود آورند.
آن‌ها معنی دوستیواقعی را درک نمی‌کنند. بی‌اعتمادی باعث کاهش ایمان فرد می‌گردد.

[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 21:48 ] [ ela86 ]

تحقیر می شدم که تو قدّ جهان شدی ...
با روح بغض کرده ی من مهربان شدی ...
سرما گرفته بود دو دست مرا که تو ...
در این دو قطب یخزده آتشفشان شدی ...
روح مرا سکون غریبی گرفته بود ...
دریا شدی و باد شدی، بادبان شدی ...
تسخیر کرده بود مرا دست های خاک ...
تو آمدی و بال مرا آسمان شدی ...
چیزی نداشتم همه از دست رفته بود ...
اما برای من تو زمین و زمان شدی ...
پس من تمام وسعت خود را دعا شدم ...
شاید تو مستجاب شوی، ناگهان شدی ...

[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 21:43 ] [ ela86 ]

بارالها !

 

در پیشگاه تو ایستاده ام،

و دستهایم را بسوى تو بلند كرده ام

آگاهم كه در بندگى ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى ات سستى كرده ام

اگر راه حیا را مى پیمودم از خواستن و دعا كردن مى ترسیدم...

ولى … پروردگارم!

 

آن گاه كه شنیدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى خوانى ،

و آنان را به بخشش نیكو و ثواب وعده مى دهى ، 

... براى پیروى ندایت آمدم

و به مهربانى هاى مهربانترین مهربانان پناه آوردم.

و به وسیله پیامبرت كه او را بر اهل طاعتت برترى داده، و اجابت و شفاعت را به او بخشیدى ،

و به وسیله برترین زن،

و به فرزندانش، كه پیشوایان و جانشینان اویند،

 

و به تمامى فرشتگانى كه به وسیله اینان به تو روى مى كنند، و در شفاعت نزد تو، آنان را كه خاصان درگاه تواند، وسیله قرار مى دهند، به تو روى مى آورم.

[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 21:38 ] [ ela86 ]

تمام لحظه هاي شيرين زندگي ام خاطرات باتوبودن است .

محبت را دركنار توآموختم وعشق را درنگاه مهربان وپرمهر تو خلاصه كرده ام .

تمام ثروتهاي دنيا در برابر نگاه پرمهرت هيچ است وتمام خوشبختي ام فقط درباتوبودن است

پس تا هميشه با من بمان - بمان تاتمام آرزوهاي من كه ازتوسرچشمه مي گيرد تحقق يابد

و در گذرزمان با توخوشبختي اوج گيرد باتوكه معناي عشق را درچشمانت يافتم .

لحظه هايت را با خاطره هاي پراز عشق وعلاقه در قلب كوچكم جاي مي دهم .

[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 21:36 ] [ ela86 ]

هنگامی که تو زندگی را پشت سر می گذاری مرگ به تو روی می کند

 پس دیدار با مرگ چه زود خواهد بود.

مولا علی (ع)

[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 21:34 ] [ ela86 ]

 همسر یکی از فرماندهان پاسگاه که به تازگی هم ازدواج کرده و چندین ماه از زندگیشان دور از شهر و بستگان در منطقه خدمت همسرش می گذشت بدجوری دلتنگ خانواده پدری اش شده بود چندین بار از شوهرش درخواست می کند که برای دیدن پدر ومادرش به شهرشان به اتفاق هم یا به تنهایی مسافرت کند ولی هر بار شوهرش به بهانه ای از زیر بار موضوع شانه خالی می کند. زن که در این مدت با چگونگی برخورد ماموران زیر دست شوهرش و بعضا مکاتبات آنها برای گرفتن مرخصی و غیره هم کم و وبیش آشنا شده بود به فکر می افتد حالا که همسرش به خواسته وی اهمیتی قائل نمی شود او هم به صورت مکتوب و به مانند ماموران درخواست مرخصی برای رفتن و دیدن خانواده اش بکند ، پس دست به کار شده و در کاغذی درخواست کتبی به این شرح می نویسد:

” جناب ….
فرمانده محترم …
اینجانب ……. همسر حضرتعالی که مدت چندین ماه است پس از ازدواج با شما دور از خانواده و بستگان خود هستم حال که شما بدلیل مشغله بیش از حد کاری فرصت سفر و دیدار بستگان را ندارید بدینوسیله درخواست دارم که با مرخصی اینجانب به مدت … برای مسافرت و دیدن پدر ومادر واقوام موافقت فرمائید .”
” با احترام ….. همسر شما “

و نامه را در پوشه مکاتبات همسرش می گذارد چند وقت بعد جواب نامه به این مضمون بدستش میرسد

سرکار خانم …
عطف به درخواست مرخصی سرکار عالی جهت سفر برای دیدار اقوام *با درخواست شما به شرط تامین جانشین موافقت میشود.”*

 

فرمانده

[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 21:32 ] [ ela86 ]

از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من شامپو لازم ندارم از شیشه پاک کن استفاده می کنم!

.

.

.

یارو تو جهنم بوده سرشو میکنه تو بهشت میگه آب جوش نمیخواین؟

میگن نه، میگه پس یه موز بده !


ادامه مطلب
[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 21:27 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...350351352353354...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران