عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

خدای من! چطور صدات کنم که من، منم و چطور ازت نا امید بشم که تو، تویی؟

خدای من! وقتی ازت چیزی نخواستم، بهم دادی کیو می تونم پیدا کنم که ازش چیزی بخوام و بهم بده؟

خدای من! وقتی صدات نزدم، جوابمو دادی کیو می تونم پیدا کنم که صداش کنم و جوابمو بده؟

خدای من! اون موقعی که پیشت نیومدم و زاری نکردم، به من رحم کردی کیو می تونم پیدا کنم که پیشش ضجه بزنم و بهم رحم کنه ؟

خدای من! پس همونطور که دریا رو برای حضرت موسی علیه السلام شکافتی و نجاتش دادی ازت می خوام که بر پیامبر و خاندانش درود بفرستی، و منو از این وضعیتی که توش گیر کردم نجات بدی و زود زود، یه گشایشی تو کارام بندازی که تمومی نداشته باشه قسمت می دم به بخشش و مهربونیت، ای مهربونترین مهربونا

دعای کیف ادعوک ... در کتاب مفاتیح الجنان در قسمت حرز حضرت امام زین العابدین و بنام دعای مقاتل بن سلیمان در ص 217 به چاپ اسوه آمده است 

[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 16:27 ] [ ela86 ]

لحظهء دیدار نزدیك است
باز من ، دیوانه ام مستم
باز می لرزد دلم ، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های ! نخراشی به عقلت گونه ام را تیغ
آی ! نپریشی صفای زلفكم را دست
آبرویم را نریزی دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیك است .

مهدی اخوان ثالث 

[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 16:20 ] [ ela86 ]

هر كس با زشتىِ سبكسرى تو را خشمگین كرد تو با زیبایى بردبارى او را به خشم آور.

مولای متقیان امیر مومنان امام علی (ع)

[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 16:15 ] [ ela86 ]

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود. به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگیرد. کشاورز گفت: پسر جان، برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را یک به یک آزاد میکنم، اگر توانستی دُم یکی از این سه گاو رو بگیری، میتوانی با دخترم ازدواج کنی. 
مرد جوان در مرتع، به انتظار اولین گاو ایستاد. در طویله باز شد و بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که تا حالا دیده بود به بیرون دوید. فکر کرد گاوهای بعدی، گزینه بهتری خواهند بود، پس به کناری دوید تا گاو از مرتع بگذرد و از در پشتی خارج شود .دوباره در طویله باز شد. باورنکردنی بود! در تمام عمر چیزی به این بزرگی و درندگی ندیده بود. گاو با سُم به زمین میکوبید و خرخر میکرد. جوان بار دیگر با خود فکر کرد گاو بعدی هر چیزی هم که باشد، از این بهتر خواهد بود. به سمت حصارها دوید و گذاشت گاو دوم نیز از مرتع عبور کند. برای بار سوم در طویله باز شد. لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد. این ضعیف ترین، کوچک ترین و لاغرترین گاوی بود که تو عمرش دیده بود. این گاو، برای مرد جوان بود! در حالی که گاو نزدیک میشد، در جای مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روی گاو پرید. دستش رو دراز کرد... اما گاو دم نداشت..! 

[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 16:14 ] [ ela86 ]

پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب عيد نگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد. پل نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست ، آقا؟" پل سرش را به علامت تائيد تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عيدي به من داده است". پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان اين است كه برادرتان اين ماشين را همين جوري، بدون اين كه ديناري بابت آن پرداخت كنيد، به شما داده است؟ آخ جون، اي كاش..." البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزويي مي خواهد بكند. او مي خواست آرزو كند. كه اي كاش او هم يك همچو برادري داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پاي وجود پل را به لرزه درآورد:

" اي كاش من هم يك همچو برادري بودم."

پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با يك انگيزه آني گفت: "دوست داري با هم تو ماشين يه گشتي بزنيم؟"

"اوه بله، دوست دارم."

تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل برگشت و با چشماني كه از خوشحالي برق مي زد، گفت: "آقا، مي شه خواهش كنم كه بري به طرف خونه ما؟"

پل لبخند زد. او خوب فهميد كه پسر چه مي خواهد بگويد. او مي خواست به همسايگانش نشان دهد كه توي چه ماشين بزرگ و شيكي به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بي زحمت اونجايي كه دو تا پله داره، نگهداريد."

پسر از پله ها بالا دويد. چيزي نگذشت كه پل صداي برگشتن او را شنيد، اما او ديگر تند و تيـز بر نمي گشت. او برادر كوچك فلج و زمين گير خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روي پله پائيني نشاند و به طرف ماشين اشاره كرد : " اوناهاش، جيمي، مي بيني؟ درست همون طوريه كه طبقه بالا برات تعريف كردم. برادرش عيدي بهش داده و او ديناري بابت آن پرداخت نكرده. يه روزي من هم يه همچو ماشيني به تو هديه خواهم داد ... اونوقت مي توني براي خودت بگردي و چيزهاي قشنگ ويترين مغازه هاي شب عيد رو، همان طوري كه هميشه برات شرح مي دم، ببيني."

پل در حالي كه اشكهاي گوشه چشمش را پاك مي كرد از ماشين پياده شد و پسربچه را در صندلي جلوئي ماشين نشاند. برادر بزرگتر، با چشماني براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائي رهسپار گردشي فراموش ناشدني شدند. 

[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 16:12 ] [ ela86 ]

دعای شب یک کودک : خدایا! خودت میدونی آب کم خوردم ، جیش هم کردم ، پس کمکم کن صبح کتک نخورم (آمیین)

.

.

.

 شکسپیر می گه: هر وقت زنت گریه می کنه، می خواد خرت کنه و هر وقت می خنده مطمئن باش خرت کرده! 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 16:06 ] [ ela86 ]

بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد
مثل يك بيت ته قافيه ها خواهم مرد
تو كه رفتي همه ثانيه ها سايه شدند
سايه در سايه ي آن ثانيه ها خواهم مرد
شعله ها بي تو ز بي رنگي دريا گفتند
موج در موج در اين خاطره ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوري چشمان بهار
بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد 

[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 15:46 ] [ ela86 ]

معجزه جاوید مسلمانان«قرآن‌كریم» باعث گرویدن یك طفل یهودی به اسلام شد.
به نقل از «مفكرة‌الاسلام» جورجیا، دختر یهودی ساكن لندن وقتی كه در شش سالگی با جعبه لغات خود بازی مي‌كرد، زبان عربی توجه او را جلب كرده و از مادر درباره این زبان مي‌پرسد؛ مادر در پاسخ به اومي‌گویداین زبان،زبان گروه تروریست و شورشی مسلمانان است و كودك را به دوری جستن از این زبان هشدار مي‌دهد.
جورجیای شش ساله به پاسخ مادر بسنده نكرده و بعد از این‌كه سواد خواندن و نوشتن را آموخت وبا مسلمانان بیشتری آشنا شد به مناسبت روز تولد ازمادرش در خواست نسخه‌ای ازقرآن‌كریم رامي‌كند.
زندگی جورجیا بااین هدیه تغییر مي‌كند،اوقرآن مي‌خواند وبه آن ایمان مي‌آورد.
اما معجزه‌ای كه باعث مي‌ِ‌شودتادیگراعضای خانواده نیزبه اعجازقرآن پی ببرند،آتش‌سوزی در منزل این خانواده یهودی بود زیرا تنها چیزی كه درآتش نسوخت كتاب قرآن بود پس ازآن مادرجورجیا نیز به دین شریف اسلام گروید ومسلمان شد.
گفتنی است جورجیا و مادرش پس از تشرف به اسلام نام خود را به جمیله و سمیره تغییر دادند. 

[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 15:44 ] [ ela86 ]

همیشه اون تغییری باش که میخوای توی دنیا ببینی . . .
مایکل اسکافیلد !

.

.

.

دامن شادی چو غم آسان نمی آید بدست
پسته را خون می شود دل تا لبی خندان کند . . . 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 15:37 ] [ ela86 ]

علي کفاشيان رئيس فدراسيون فوتبال ماند
مجمع انتخابات فدراسيون فوتبال در شرايطي صبح امروز دوشنبه با حضور وزير ورزش و جوانان برگزار شد که در دور اول علي کفاشيان و محمدحسين قريب رقابت نزديکي داشتند و کار به دور دوم کشيد که پس از راي گيري علي کفاشيان به عنوان رئيس آينده فدراسيون انتخاب شد. مجمع انتخاباتی فدراسیون فوتبال صبح امروز دوشنبه در محل سالن فوتسال کمپ تیم های ملی با حضور محمد عباسی وزیر ورزش و جوانان و حمید سجادی به همراه اعضای مجمع برگزار شد و در پایان علی کفاشیان گوی سبقت را از دو رقیب دیگر خود ربود و بر کرسی ریاست فدراسیون فوتبال تکیه زد.در رای گیری دور اول که 73 رای به صندوق انداخته شد علی کفاشیان 39 رای کسب کرد و محمد حسین قریب با 23 رای دوم شد و عزیز محمدی با 11 رای از دور دوم حذف شد تا رای گیری در مرحله دوم برای انتخاب رئیس انجام شود. در مرحله دوم رای گیری، در نهایت علی کفاشیان با 47 رای به مدت 4 سال دیگر رئیس فدراسیون فوتبال ماند.

قریب نیز 25 رای آورد. یک رای هم باطل اعلام شد.

*****

فتح‌الله‌زاده راي نياورد
علي فتح‌الله‌زاده در رسيدن به هيئت رئيسه فدراسيون فوتبال ناکام ماند. رای گیری دور دوم سایر اعضای هیئت رئیسه فدراسیون انجام شد و طی آن بهاروند با ۴۲ رای، عزیزی خادم با ۳۳ رای، فتح الله زاده ۲۹ رای و ابرقویی نژاد ۲۱ رای آوردند. بدین ترتیب عزیزی خادم و بهاروند عضو هیئت رئیسه فدراسیون شدند و فتح الله زاده رای نیاورد.

*****

 

مهدوي‌کيا: هم‌گروهي با استراليا عالي است
بازيکن تيم فوتبال پرسپوليس گفت: کسب يک امتياز برابر الهلال هم مي‌تواند نتيجه خوبي به شمار آيد. بازیکن تیم ملی فوتبال ایران در خصوص حضور در قرعه‌کشی رقابت‌های انتخابی جام جهانی 2014 در منطقه آسیا و هم‌گروهی ایران با استرالیا عنوان کرد: امیدوارم که بهترین قرعه را برای ایران بردارم. به نظرم هم‌گروهی ایران و استرالیا عالی خواهد بود. در کنار این تیم‌ها عراق، اردن و لبنان نیز می‌توانند حضور داشته باشند که این بهترین قرعه برای ایران خواهد بود و امیدوارم با چنین شرایطی به جام جهانی صعود کنیم.

 

[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 15:32 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...305306307308309...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا