|
عشقانه ها سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
| ||
|
شب چو در بستم و مست از می نابش كردم
[ سهشنبه 16 اسفند 1390 ] [ 15:10 ] [ ela86 ]
خداوند میفرماید: **************************** بعضی از گناهان به وسیله نماز و صدقه هم آمرزیده نمی شوند. سؤال شد یا رسول الله! پس چه چیز موجب آمرزش آن است؟ فرمود: جدیت و تلاش در طلب معیشت. پیامبر اکرم (ص) **************************** مردم، بندگان دنیا هستند و دین را همانند چیزى که طعم و مزه داشته باشد، مىانگارند و تا مزه آن را بر زبان خود احساس مىکنند آن را نگاه مىدارند و هنگامى که بناى آزمایش باشد، تعداد دینداران اندک مىشود **************************** از خداوند توانگرى و تندرستى در دنيا را بخواهيد. امام صادق (ع) **************************** قرآن، سخن خدا است از مرز آن مگذرید و هدایت و سعادت را در غیر آن نجویید [ سهشنبه 16 اسفند 1390 ] [ 15:09 ] [ ela86 ]
گیرم که رد کنی دل ما را خدا که هست
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 17:11 ] [ ela86 ]
پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب عيد نگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد. پل نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست ، آقا؟" پل سرش را به علامت تائيد تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عيدي به من داده است". پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان اين است كه برادرتان اين ماشين را همين جوري، بدون اين كه ديناري بابت آن پرداخت كنيد، به شما داده است؟ آخ جون، اي كاش..." البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزويي مي خواهد بكند. او مي خواست آرزو كند. كه اي كاش او هم يك همچو برادري داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پاي وجود پل را به لرزه درآورد: [ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 17:06 ] [ ela86 ]
درعمق آرزوی من است که دروجودت خانه ای داشته باشم حتی به مساحت یک یاد . . . چو عاشق میشدم گفتم ربودم گوهر مقصود را ادامه مطلب [ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 17:05 ] [ ela86 ]
دشمنی با گروهی شما را وادار نکند که درباره آنها عدالت نورزید، عدالت را رعایت کنید که به پرهیزکاری نزدیکتر است سوره مائده آیه ی 8 [ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 16:58 ] [ ela86 ]
ه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 16:50 ] [ ela86 ]
ما بین پیشانی بندها، انگار داشت دنبال چیزی می گشت.زودتر باید راه می افتادیم و می رفتیم برای عملیات. اسم خانم را که دید، اشک توی چشم هاش حلقه زد.
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 16:38 ] [ ela86 ]
مو و چند توصیه مهم [ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 16:32 ] [ ela86 ]
خسته و کوفته بسوی بستر خود ميشتابم تا مگر از رنج سفر که تنم را فرسوده است بياسايم .اما در بستر خواب روز تازه ای در سفر من آغاز ميشود زيرا نوبت تلاش روح ما فرا ميرسد . [ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 16:30 ] [ ela86 ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید