عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

به غضنفر میگن : برای چی زدی زنتو با چاقو کشتی ؟؟؟
غضنفر میگه : آخه وضع مالیم اونقدر خوب نبود که بتونم تفنگ بخرم
.
.
.
.
زن و شوهری به سینما رفتند ، در اواخر فیلم ، زن ، شوهرش را صدا زد و گفت : این کسی که بغل دست من نشسته از اول فیلم تا حالا خوابه !!!
مرد با ناراحتی جواب داد : به درک که خوابه حالا چرا منو از خواب بیدار کردی ؟ 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 14:52 ] [ ela86 ]

نیمه شب بود و غمی تازه نفس؛
ره خوابم زد و ماندم بیدار.
ریخت از پرتو لرزندهشمع
سایه دسته گلی بر دیوار
همه گل بود ولی روح نداشت
سایه ای مضطرب ولرزان بود
چهره ای سرد وغم انگیز وسیاه
گوئیا مرده سرگردان بود!
شمع خاموششد از تندی باد
اثر از سایه به دیوار نماند!
کس نپرسید کجا رفت؛ که بود
کهدمی چند درین جا گذراند!
این منم خسته درین کلبه تنگ
جسم درمانده ام از روحجداست
من اگر سایه خویشم ، یارب
روح آواره من کیست؛کجاست؟
فریدون مشیری 

[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 14:48 ] [ ela86 ]

رنج شیطان
شیطان به حضرت یحیی گفت : می خواهم تو را نصیحت کنم !
حضرت یحیی فرمود : من میل ندارم ولی می خواهم بدانم طبقات مردم نزد شما چگونه اند .
شیطان گفت :‌مردم از نظر ما به سه دسته تقسیم می شوند :....

۱) عده ای مانند شما معصومند ، ار آنها مایوسیم و می دانیم که نیرنگ ما در آنها اثر نمی کند

۲) دسته ای هم بر عکس در پیش ما شبیه توپی هستند که به هر طرف می خواهیم می گردانیم
۳) دسته ای هم هستند که از دست انها رنج می بریم ؛ زیرا فریب می خورند ؛ ولی سپس از کرده خود پشیمان می شوند و استغفار می کنند و تمام زحمات ما را به هدر می دهند دفعه دیگر که نزدیکه که موفق شویم ،؛ اما آنها دوباره به یاد خدا می افتند و از چنگال ما فرار می کنند . ما از چنین افرادی پیوسته رنج می بریم . 

[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 14:44 ] [ ela86 ]

همه دنیا در حکم یک دوربین عکاسی است ، لبخند بزنید !

.

.

.

.

تلاش کنیم ندیده ها را ببینیم ، دیدن آنچه که همه می بینند هنر نیست 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 14:36 ] [ ela86 ]

جوردي آلبا، اولين خريد ويلانووا براي بارسا
طبق گزارش منتشره در روزنامه اسپورت کاتالونيا، جوردي آلبا، مدافع باشگاه والنسيا اولين خريد تابستاني بارسلوناي تيتو ويلانووا خواهد بود. 

*************************************************

فتح‌الله‌زاده: براي پست و مقام نيامده‌ام
مديرعامل استقلال با بيان اينکه براي پست و مقام به اين باشگاه نيامده گفت: حتي اگر براي فصل بعد هم نباشم، تيم قدرتمندي خواهم بست.

*************************************************

دربي منچستر رکورد ال کلاسيکو را مي‌شکند
بر اساس اعلام رسانه‌هاي انگليسي ديدار حساس تيم‌هاي منچستريونايتد و منچسترسيتي بيش از 650 ميليون بيننده خواهد داشت. به نقل از ورد ساکر، پيش بيني مي‌شود ديدار تيم‌هاي همشهري يونايتد و سيتي که در چارچوب هفته سي و ششم ليگ برتر انگليس برگزار مي‌شود، رکورد تعداد تماشاگران در دنياي فوتبال را بشکند.
بيش از 650 ميليون بيننده تلويزيوني در 190 کشور جهان ديدار اين دو تيم را تماشا خواهند کرد تا قهرمان اين فصل را بشناسند. يونايتدها با 83 امتياز و تفاضل 54 و سيتي با 80 امتياز و تفاضل 60 در رده‌هاي اول و دوم ليگ برتر جزيره قرار دارند. جذابيت اين ديدار تنها به رقابت اين دو تيم در صدر جدول محدود نمي‌شود. رقابت اين دو باشگاه و هواداران آنها ريشه‌اي تاريخي دارد.

[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 14:33 ] [ ela86 ]

به نسیمی همه راه به هم می ریزد
کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد 
سنگ در برکه می اندازم و می پندارم 
با همین سنگ زدن ، ماه به هم می ریزد 
عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است 
گاه می ماند و نا گاه به هم می ریزد 
انچه را عقل به یک عمر به دست آورده است 
دل به یک لحظه کوتاه به هم می ریزد 
آه یک روز همین آه تو را می گیرد 
گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد 

[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 14:24 ] [ ela86 ]

امام موسی کاظم (ع):
ولايت على(ع) در كتابهاى همه پيامبران ثبت شده است و هيچ پيامبرى مبعوث نشد، مگر با ميثاق نبوت محمد(ص) و امامت على(ع)

********************************************************

امیر المومنین علیه السلام : فرزندم درستی چیست ؟ حسن بن علی علیه السلام: پدر, درستی, از میان برداشتن بدی ها بوسیله ی نیكی هاست . - شرف چیست ؟ نیكی كردن به خویشاوندان و تحمل بدی ایشان .

********************************************************

امام رضا - عليه السلام - فرمود: فرستادن صلوات و تحيّت بر حضرت محمّد و اهل بيت آن حضرت (عليهم السلام) در پيشگاه خداوند متعال، پاداش گفتن «سبحان الله، لا إله إلاّ الله، الله اكبر» را دارد.

********************************************************

بجای حسرت و اندوه برای عدم موفقیتهای گذشته، با گرفتن تصمیم و اراده قوی جبران کن.امام هادی (ع)

********************************************************

مسخره کردن (و بذله گویی) دیگران، تفریح سفیهان و کار جاهلان است.امام هادی (ع)

 

 

[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 14:22 ] [ ela86 ]

خدايا!
مرا به ابتذال ارامش و خوشبختي مکشان. اضطرابهاي بزرگ غم هاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقيرت ببخش و درد هاي عظيم را به جانم ريز.

خدايا!
اگر باطل را نمي توان ساقط کرد مي توان رسوا ساخت اگر حق را نمي توان استقرار بخشيد مي توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.

خدايا!
به من زيستني عطا کن که در لحظه مرگ بر بي ثمري لحظه اي که براي زيستن گذشته است حسرت نخورم و مردني عطا کن که بر بيهودگيش سوگوار نباشم براي اينکه هرکس آنچنان مي ميرد که زندگي کرده است.

خدايا!
اتش مقدس شک را چنان در من بيفروز تا همه يقين هايي را که بر من نقش کرده اندبسوزد و انگاه از پس توده اين خاکستر لبخند مهراوه بر لب هاي صبح يقيني شسته از هر غبار طلوع کند.

خدايا!
به هرکي دوست ميداري بياموز که عشق اززندگي کردن بهتر است و به هرکس که بيشتر دوست ميداريش بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است !

خدايا!
خدايا تو را سپاس مي گويم که در مسيري که در راه تو بر مي دارم آنها که بايد مرا ياري کنند سد راهم مي شوند، آنها که بايد بنوازند سيلي مي زنند، آنها که بايد در مقابل دشمن پشتيبانمان باشند پيش از دشمن حمله ميکنند و ..... تا در هر لحظه از حرکتم به سوي تو از هر تکيه گاهي جز تو بي بهره باشم 

[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 14:19 ] [ ela86 ]

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود
عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود
عهد می بندم زماني که نه زود است و نه دیر
مهدی ما حاکم کل مناطق می شود

اللهم عجل لوليک الفرج 

[ شنبه 09 اردیبهشت 1391 ] [ 18:19 ] [ ela86 ]

وقتی یازده ساله بودم،به بیسبال علاقه ی بسیاری داشتم.به مسابقات بیسبال گوش می دادم و آنها را از تلویزیون تماشا می کردم.کتاب هایی که می خواندم در مورد بیسبال بود.کارت های بیسبال کلیسا را می گرفتم و تمام خیالپردازی هایم در مورد بیسبال بود.
هر زمان و هرکجا که می توانستم بیسبال بازی می کردم.با برادرم،پدرم و دوستانم بیسبال بازی می کردم.با این گرایش شدید بود که وارد مسابقات فصلی نوجوانان 1956 شدم.من بازیکن متوسطی بودم،نه خوب و نه بد.فقط عاشق بیسبال بودم.
گوردون عاشق بیسبال نبود،بازیکن خوبی هم نبود.او آن سال به محله ی ما آمد و در مسابقات بیسبال ثبت نام کرد.بهترین تعریف برای توصیف بازی گوردون این است که بگویم او اصلا مهارت نداشت.او نمی توانست توپ را بگیرد، نمی توانست آن را پرتاب کند و به آن ضربه بزند.
در واقع گوردون از توپ می ترسید.
وقتی انتخاب نهایی انجام شد و گوردون را به تیم دیگری فرستادند،نفس راحتی کشیدم.هر کس باید دست کم در نیمی از بازی شرکت می کرد و من نمی توانستم تحمل کنم که گوردون فرصت های تیم مرا هدر دهد.بیچاره آن تیم که گوردون در آن بود!
پس از دو هفته تمرین،گوردون را کنار گذاشتند.دوستانم در تیم او گفتند که مربی تیم شان به دو نفر از بازیکنان خوب تیم گفته که گوردون را به جنگل ببرند و با او حرف بزنند.
این ماجرا حس عدالت مرا بر انگیخت.من نزد مربی ام رفتم و ماجرا را با تمام جزئیاتش با او در میان گذاشتم.فکرمی کردم که مربی با مسئول مسابقات تماس می گیرد و گوردون را به تیم قبلی اش برمی گردانند و به این ترتیب هم عدالت و هم فرصت برای بردن تیم من فراهم می شد.
اشتباه می کردم.مربی ام تصمیم گرفت گوردون را به تیمی بفرستد که او را بخواهد.تیمی که به او احترام بگذارد،تیمی که به هر کس بر اساس توانایی اش فرصتی عادلانه بدهد.
گوردون عضو تیم ما شد.
کاش می توانستم بگویم گوردون در نوبت توپ زنی اش در بازی نهایی دو بار توپ را به خارج از زمین پرتاب کرد.اما این اتفاق نیفتاد.فکر نمی کنم در تمام فصل گوردون توپی را به اشتباه پرتاب کرده باشد.توپ هایی که به سوی او پرتاب می شد،از بالای سر یا کنار او رد می شد.
موضوع این نبود که کسی به گوردون کمک نکرد.مربی به او تمرین اضافه داد و نگه داشتن توپ را با او تمرین کرد،اما او پیشرفت چندانی نداشت.
فکر نمی کنم گوردون در آن سال چیز زیادی از مربی ام یاد گرفته باشد،اما من می دانم درس های زیادی از بیسبال آموختم.
من در آن تابستان درس های زیادی از مربی ام یاد گرفتم،اما مهم ترین درس درباره ی بیسبال نبود.درباره ی صداقت بود.یاد گرفتم تمام افراد قابل احترام هستند و مهم نیست که توپ را تا چه فاصله ای می توانند پرتاب کنند.آموختم همه ی ما ارزشمندیم حتی اگر نتوانیم توپ را متوقف کنیم.آموختم که کار عادلانه مهم تر از برد و باخت است.
به همین دلیل آن سال از بودن در ان تیم خوشحال بودم.خوشحالم که آن مرد مربی من بود.افتخار می کنم که عضو تیم او و پسرش هستم 

[ شنبه 09 اردیبهشت 1391 ] [ 18:11 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...228229230231232...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید