عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

نیمه شب بود و غمی تازه نفس؛
ره خوابم زد و ماندم بیدار.
ریخت از پرتو لرزندهشمع
سایه دسته گلی بر دیوار
همه گل بود ولی روح نداشت
سایه ای مضطرب ولرزان بود
چهره ای سرد وغم انگیز وسیاه
گوئیا مرده سرگردان بود!
شمع خاموششد از تندی باد
اثر از سایه به دیوار نماند!
کس نپرسید کجا رفت؛ که بود
کهدمی چند درین جا گذراند!
این منم خسته درین کلبه تنگ
جسم درمانده ام از روحجداست
من اگر سایه خویشم ، یارب
روح آواره من کیست؛کجاست؟
فریدون مشیری 


[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 14:48 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران