نه خورشیدی، نه مهتابی، شبی خاکستری دارم من از خورشید، من از مهتاب، حال بهتـــــــــــــری دارم نه از رمزم، نه از رازم، سراسر حس آغازم گذشته ، حال ، فردا را، درون خلســـــــــــــه می بازم نه كم رنگم، نه پر رنگم، دل رنگین كمون دارم هوای پر زدن در من ، هوای آســـــــــــــمون دارم نه در خوابم، نه بیدارم، در این خلسه گرفتارم بیا درمان این دل باش، بیا بی تو چه بیمارم