عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

دوستت دارم به اندازه ی پلک هایی که در زمان خیال پردازی هایم زدم و چه بسیار خیالاتی که در ذهن پروراندم .

.

.

.

شاخه گلت سالها بود در میان دفترت خوابیده بود ، بی اجازت امروز بیدارش کردم 


دوستت دارم به اندازه ی پلک هایی که در زمان خیال پردازی هایم زدم و چه بسیار خیالاتی که در ذهن پروراندم .

.

.

.

شاخه گلت سالها بود در میان دفترت خوابیده بود ، بی اجازت امروز بیدارش کردم 

.

.

.

شیرین تر از عسل هم میتوان آفرید اما به شرط آنکه من آن زنبور سرباز دل باخته باشمو تو آن تنها گلی که نصیب من شده است . . .

.

.

.

در دیده به جای خواب ، آب است مرا / زیرا که به دیدنت شتاب است مرا . .

.

.

.

اگه ما کنار هم باشیم خوشیم / پس خوبه از هم دیگه جدا نشیم
من کنار تو ، تو کنار من / پس نگاه با هر غریبه قدغن

.

.

.

دلم يک دوست ميخواهد
که خيلي مهربان باشد
دلش اندازه ي دريا به رنگ اسمان باشد
کسي باشد پر از شبنم پر از عطر شقايق ها
کسي باشد که حرفم را بفهمد
کسي باشد که عشقم را بجويد تا پرستوي دلم ارام بخوابد توي دستش

.

.

.

اگه از تو ننوشتم فکر کن سرم شلوغه، توی زندگی یه وقتا تنهایی رمز عبوره، اگه از چشات گذشتم فکر نکن عاشقت نبودم، مطمین باش توی دنیا به تو دل سپرده بودم

.

.

.


انجماد قلب ها را از خشک سالی چشم ها میتوان فهمید، چشمیکه گریستن نمیداند، زیستن نمیتواند

.

.

.

بی تو آغاز میکنم من روزهای زرد را، اشک و آه و ناله ها و درد را، مینویسم بی تو بودن های من پایانم است، بی تو حامل میشوم اندوه و اشک سرد را 

.

.

.

چنان عاشق چنان دیوانه حالم، که میخواهم از تو از دل بنالم، هنوزم با همین دیوونه حالیم، یه رنگ صادقم صافم زلالم

.

.

.

دوستی فصل قشنگیست پر از لاله سرخ، دوستی تلفیق شعور من و توست، دوستی رنگ قشنگیست به رنگ خدا، دوستی حس عجیبیست میان من و تو

.

.

.

یک نفر آمد صدایم کرد و رفت، با صدایش آشنایم کرد و رفت، نوبت تلخ رفاقت که رسید، ناگهان رهایم کرد و رفت

.

.

.

دوست دارم زندگی را به شرط چاقو !
نه چاقوئی که هندوانه رو مبره ، چاقوئی که قسمتی از اقبالم با اون بریده میشه !

.

.

.

از بس که نفس به یاد عشق تو زدم / یاد تو به جای نفسم می آید . . .
.
.
.
به میهمانی تو آمدم در خلوت ترین شب دنیا ، آنگاه که برایم آمیزه ای از مهر و محبت بودی
آمدم تا با تو بمانم ، تا آخر دنیا ، تا زمانی که شعرها هستند و من وجود دارم . . .
.
.
.
روزی سپری شد به امیدی که شب آید / شب آمد و دیدم به دلم تاب و تب آمد
ای دوست دعا کن من بیچاره مبادا / در حسرت دیدار تو جانم به لب آید

.

.

.

سلام از شرکت رب تبرک مزاحم می شم، اجازه می دی یه رب بغلت کنم؟!
.
.
.
دوای درد غم خنده باشد / خوشا آنکه ز غم دل کنده باشد
غم دنیا نخور ای یار دیرین / که هر که غم خورد ، بازنده باشد . . .

[ دوشنبه 08 اسفند 1390 ] [ 18:09 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران