در شگفتم از بخيل :به سوی فقری می شتابد که از آن می گريزد و سرمايه ای را از دست ميدهد که
برای آن تلاش ميکند .در دنيا چون تهی دستان زندگی ميکند اما در اخرت چون سرمايه داران محاکمه
ميشود.درشگفتم ازمتکبری که ديروز نطفه ای بی ارزش و فردا مرداری گنديده خواهد بود. ودرشگفتم
از آن کس که که مردگان را ميبيند ومرگ را از ياد برده است.و در شگفتم از آن کس که پيدايش دوباره
را انکار می کند در .حالی که پيدايش آغازين را می نگرد ودر شگفتم از ان کس که خانه نابود شدني
را آباد مي کند اما جايگاه هميشگی اش را از ياد برده است.
آنان که وقتشان پايان يافته خواستار مهلتند و آنان که مهلت دارند کوتاهی می ورزند.