عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

خدای من ، سلام
خدای مهربونم من دوباره آمدم ...
با هزاران هزار شرمندو البته سر به زیرآمدم
خدای مهربونم ، اینقدر خجالت می کشم که توانی ندارم که در حضورت سرم را بلند کنم . چرا که هر بار که به پیشت آمدم ، مرا پر بار کردی ومن رفتم ، رفتم وبارِ نوری راکه در من دمیدی خاموش کردم . بله من ... با دستان خودم نورت را خاموش کردم . 
وحالا چگونه می توانم سرم را در پیشگاهت بلند کنم . 
خدای من ، ای مهربانم ، من که پناهی جز تو ندارم . چون فقط تو را دارم . پس بگذار حتی با این بار سنگین ندامت و 
خجالت سرم را بلند کنم ، بگذار ... 
می دانستم که زیبایی ... 
می دانستم که مهربانی ... 
می دانستم ... 
اصلاً برای همین دوباره آمدم ... 
می دانی خدا ... دوست ندارم که هر وقت در تنگنا قرار گرفتم به یادت بیافتم . 
دوست ندارم هر وقت چیزی را از دست دادم به یادت بیافتم . 
ودوست ندارم وقتی تو را از دست دادم به یادت بیافتم . 


[ دوشنبه 04 اردیبهشت 1391 ] [ 14:26 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران