از این جا تا مصیبت
گلی جان سفره دل را برایت پهن خواهم کرد
گلی جان وحشت از سنگ است و سنگ انداز
وگرنه من برایت شعر های ناب خواهم خواند
در اینجا وقت گل گفتن ، زمان گل شنفتن نیست
نهان در آستین هم سخن ماری درون هر سخن خاریست
گلی جان در شگفتم از تو و این پاکی روشن شگفتی نیست!
که نیلوفر چنین شاداب در مرداب می روید
از اینجا تا مصیبت راه دوری نیست
از اینجا تا مصیبت سنگ سنگش قصه ی تلخ جدائی هاست
سر هر رهگذارش مرگ عشق و آشنایی هاست
از اینجا تا حدیث مهربانی راه دشواری نیست
با توام سنگ صبورم باش
شبم را روشنی بخش
دریای نورم باش.....