عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

حبیب آقا، نه کافه رفته است، نه کتاب خوانده است و نه سیگار برگ برلب گذاشته و کلاه کج بر سر.
نه با فیلم تایتانیک گریه کرده است و نه ولنتاین میداند چیست.
اما صدیقه خانم که مریض شد، شبها کار میکرد و صبحها به کار خانه میرسید.
در چشمانش خستگی فریاد میزد، خواب برایش یک آرزو بود.
اما جلوی بچه ها و صدیقه خانوم ذره ای ضعف بُروز نمیداد.
حبیب آقا عشق را معنا میکرد، نمایش نمیداد....


[ پنج‌شنبه 21 شهریور 1392 ] [ 14:40 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران