ما منتظر منتقم فاطمه هستیم
واز روز ازل باده خور و بی خود و مستیم
او همیشه حاضر و ناظر برماست
کان یکی است و بر او گویند گل نرگس.
من از او خواهم خالصانه عاجزانه
کز روی خود پرده بر گشاید عاشقانه؛
صاحب زمان صاحب مایی
شور و حالی دارم و منتظرم رخ بنمایی.
گر جمع شوند همه خوبان وخوب رویان عالم
برنگیرم از اکسیر عشق گر تو باشی؛