ماه كنعانی برون آ از نقاب تا شود در ملك هستی انقلاب ای سراپا ناز مستوری چرا؟ چون وصالت هست این دوری چرا؟ آسمانی مرد! ای نور نبی (ص) ذوالفقار حیدری شور علی (ع) ای ولی از عاشقان دوری مكن شوعیان وصل مستوری مكن در زمان غیبتت ای مهربان نالهها چون شعله شد بر آسمان مسجد و محراب آتش میزنند این منافقهای دون بسكه بدند بد به ماند بد به عالم میكنند جشن را اندوه و ماتم میكنند