عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان
ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی
چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی

تو که آتشکده ی عشق و محبت بودی
چه بلا رفت که خاکستر خاموش شدی

به چه دستی زدی آن ساز شبانگاهی را
که خود از رقت آن بی خود و بی هوش شدی

تو به صد نغمه زبان بودی و دلها همه گوش
چه شنفتی و زبان بستی و خود گوش شدی

خلق را گر چه وفا نیست ولیکن گل من
نه گمان دار که رفتی و فراموش شدی

تا ابد خاطر ما خونی و رنگین از توست
تو هم آمیخته با خون سیاوش شده ای

ناز می کرد به پیراهن نازک تن تو
نازنینا چه خبر شد که کفن پوش شدی

چنگی معبد گردون شوی ای رشک ملک
که به ناهید فلک همسر و همدوش شدی

شمع شبهای سیه بودی و لبخند زنان
با نسیم دم اسحار هم آغوش شدی

شب مگر حور بهشتیت به بالین آمد
که تو اش شیفته ی زلف و بنا گوش شدی

باز در خواب شب دوش تو را می دیدم
وای بر من که تو ام خواب شب شب دوش شدی

ای مزاری که صبا خفته به زیر سنگت
به چه گنجینه ی اسرار که سر پوش شدی

ای سرشک این همه لبریز شدن ان تو نیست
آتشی بود در این سینه که در جوش شدی

شهریارا به جگر نیش زند خستگی ام
که چرا دور از آن چشمه ی پر نوش شدی

[ جمعه 02 دی 1390 ] [ 06:15 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران