تا با غم عشق تو مرا کار افتاد بیچاره دلم در غم بسیار افتاد بسیار فتاده بود هم در غم عشق اما نه چنین زار که این بار افتاد سودای تورا بهانه ای بس باشد مه گوش تو را ترانه ای بس باشد در کشتن ما چه میزنی تیر جفا مارا سر تازیانه ای بس باشد مولوی