عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

هرگز این قصه ندانست کسی :
آن شب آمد به سرای من و خاموش نشست
سر فرو داشت نمی گفت سخن
نگهش از نگهم داشت گریز
مدتی بود که دیگر با من
بر سر مهر نبود
آه، این درد مرا می فرسود :
” او به دل عشق دگر می ورزد؟ “
گریه سر دادم در دامن او
های هایی که هنوز
تنم از خاطره اش می لرزد!
بر سرم دست کشید
در کنارم بنشست بوسه بخشید به من
لیک می دانستم
که دلش با دل من سرد شده ست!
( هوشنگ ابتهاج )


[ سه‌شنبه 04 بهمن 1390 ] [ 11:39 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران