ما را همه ره ز کوی بد نامی باد وز سوختگان بهره ی ما خامی باد
نا کامی ما چو هست کام دل دوست کام دل ما همیشه ناکامی باد
.ش
.
امروز برای من شرابی ای عشق هرچند که از پایه خرابی ای عشق
یک لحظه اگر حال خوشی می بخشی یک عمر برای دل عذابی ای عشق
ای اشک دوباره در دلم درد شدی تا دیده ی من رسیدی و سرد شدی
از کودکی ام هر آنزمان خواستمت گفتند دگر گریه نکن مرد شدی
.
.
.
به چشم كم مبين بر آه من در خسته جاني هم
فلك را مي توانم زد بهم در ناتواني همه
شدم رنجور و خونين دل ندانم عاقبت با من
چه خواهد كرد اشك سرخ و رنگ زعفراني هم
.
.
رفيقان يك به يك در خاك رفتند
بسا شاد و بسا غمناك رفتند
چو بايد عاقبت رفتن از اين دشت
خوشا آنان كه چون گل پاك رفتند
.
.
.
رها کردی غم بی رنگی ام را
دل ساحل نشين سنگی ام را
دوبيتی هم اگر باشی از امشب
نمی بخشم به تو دلتنگی ام را
.
.
.
گويند که هم صحبتی حور خوش است
هجران و وصال و عشق پر شور خوش است
اما من از عشق و وصل تو فهميدم
((آواز دهل شنيدن از دور خوش است))
.
.
.
به نسیمی همه ی راه به هم میریزد
کی دل سنگ تورا اه به هم میریزد
سنگ در برکه میاندازم و می پندارم
با همین سنگ زدن ماه به هم میریزد
.
.
.
از طعنه جاهلان نخواهم ترسيد
بر خنده اين زمانه خواهم خنديد
من بر سر عشق پاک خود ميمانم
((تا کور شود هر آنکه نتواند ديد))
.
.
.
جوال سيم و زر مىخواهم امشب
كليد قفل و در مىخواهم امشب
دلم تنگه براى كوه و صحرا
خدايا بال و پر مىخواهم امشب
.
.
.
شب تاریک و سنگستان موم است
قدح از دست مو افتاد ونشکست
نگهدارنده اش نیکو نگه داشت
وگرنه صد قدح نفتاده بشکست
.
.
.
ترسم آخر زغم عشق تو دیوانه شوم،
بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم،
آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب،
نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب.