همه می دانند .. همه می دانند كه من وتو از آن روزنه سرد عبوس باغ را دیدیم واز آن شاخه بازیگر دور از دست سیب را چیدیم. همه می ترسند همه می ترسند.. اما منو تو به چراغ وآب وآینه پیوستیم /// ونترسیدیم... (فروغ)