عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

ابوسعید ابولخیر در مسجدی سخنرانی داشت. 
مردم از تمام اطراف روستاها و شهرها امده بودند وجای نشستن نبود
بعضی ها در بیرون نشسته بودند. 
شاگرد ابوسعید گفت: تو را به خدا از آنجا که هستید یک قدم پیش بگذارید.
همه یک قدم پیش گذاشتند سپس...
.
.
نوبت به سخنرانی ابوسعید رسید. 
او از سخنرانی خودداری کرد. 
مردم که به مدت یک ساعت در مسجد بودند و خسته شده بودند شروع به اعتراض کردند. 
ابوسعید پس از مدتی گفت:هر انچه که من می خواستم بگویم شاگردم به شما گفت، شما یک قدم به جلو حرکت کنید تا خدا ده قدم به شما نزدیک شود...


[ پنج‌شنبه 27 تیر 1392 ] [ 15:36 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران