عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

زن و چراغ جادو

زنی چراغ جادو پیدا کرد و آنرا مالش داد ، غولی از آن بیرون آمد و به زن گفت: اگه آرزویی داری برآورده می کنم ، زن 1 دقیقه فکر کرد و گفتک آرزو می کنم پاهای لاغر داشته باشم. غول به او نگاه کرد و گفت : همش همین؟ من گفتم که هر چه دلت بخواهد برایت آماده میکنم و تو پاهای لاغر میخواهی؟ مردم از گرسنگی میمیرند ، همه جا جنگ است ، بیماری و فقر بیداد میکند و تو در حالی که میتوانی هر آرزویی بکنی پاهای لاغر میخواهی؟ زن بیچاره که دست پاچه شده بود گفت: خیلی خب ، پاهای لاغر برای همه مردم. 


[ پنج‌شنبه 08 تیر 1391 ] [ 11:12 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران