عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

عاشقی به در خانه یارش رفت و در زد . معشوق گفت : کیستی ؟ عاشق گفت ، من هستم معشوق
گفت : برو ، هنوز زمان ورود خامان و ناپختگان عشق به این خانه نرسیده است . تو خام هستی . باید مدتی در آتش جدایی بسوزی تا پخته شوی ، هنوز آمادگی عشق را نداری .
عاشق بیچاره برگشت و یکسال در آتش دوری و جدایی سوخت ، پس از یک سال دوباره به در خانة معشوق آمد و با ترس و ادب در زد . مراقب بود تا سخن بی ادبانه ای از دهانش بیرون نیاید . با کمال ادب ایستاد .
معشوق گفت : کیست در میزند . عاشق گفت : ای دلبر دلربا ، تو خودت هستی . تویی ، تو . معشوق در باز کرد و گفت اکنون تو و من یکی شدیم به درون خانه بیا . حالا یک من بیشتر نیست در خانة عشق دو من جا نمی شود.
مانند سر نخ که اگر دو شاخه باشد در سوزن نمی رود . 


[ شنبه 06 اسفند 1390 ] [ 02:37 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران