تویی که خورشید نگات از پشت سایه ها رسید
به لطف بودن تو باز پر شده واژه ی امید
تو مثل فانوس میمونی میون طوفان بلا
منم یه دریا که شده به ساحل تو مبتلا
با تو تمام لحظه هام لحظه به لحظه خاطرست
بین منو تنهاییام با تو یه دنیا فاصله است
ای همنشین هم قسم با من بمون که بی کسم
با تو ترانه ساز میشم ، بی تو می گیره نفسم