بی تو غمناکترین شعر غروب انگیزم
باغ بی ریشه ام و هم نفس پائیزم
مانده ام در پس، پس کوچه تنهائی خویش
شود آیا که از این در به دری بگریزم؟
گرچه پنداشته ام لایق چشمانت نیست
دل ناقالبم و این غزل ناچیزم
هر چه گشتیم در این شهر نبود اهل دلی
که بداند غم دلتنگی و تنهائی من