عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

 «یک نفر با اسب می آید 

که مردی از تبار روشنی 

سارا نمی داند کدامین روز آدینه 

ولی با بغض می گوید 

که او یک روز می آید»

 

دلم می گیرد از دلگیری مردان تنهایی

که شب هنگام

سر به زیر افکنده

شرم خالی دستان خود را ،

در کویر مهربانی

چاره می جویند

دلم می گیرد از این سفره های کوچک بی نان

ودستان نحیف کودکی یخ کرده ، بی فرجام

نگاه سرد و رد این هزاران سیلی بر گونه

و از احساس آن مردی که با تردید ، با اندوه

بر روی قامت شب می نویسد:

تا طلوع صبح راهی نیست

خدا را ای عزیزان مقوا فرش و آسمان شولای هم کیشم

با چه کس گویم


[ سه‌شنبه 18 مهر 1391 ] [ 12:46 ] [ ela86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران