عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

 چه خوب شد عرفه دلبرم صدایــم کرد

خدا به خاطر ارباب این عطایـــم کرد

چه منتی که در این روز معرفت،اربـاب

به خوان نعمت العفو خود گدایــم کرد . . .

.

.

.

وقت تکبیر و دعا و صلوات است امروز

مهدی صاحب زمان در عرفات است امروز

کاش این عرفات آخر هجران باشد

صبح فردا فرج مهدی زهرا باشد


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 04 آبان 1391 ] [ 15:06 ] [ ela86 ]

 وقتی حضرت عیسی علیه السلام از خداونددر خواست کرد کسی را به او نشان دهد که نزد خدا محبوب تر از او باشد، خداوند عیسی را به پیرزنی که در کنار دریا زندگی می کرد راهنمایی نمود. وقتی عیسی علیه السلام به سراغ آن خانم آمد، دید در خرابه ای زندگی می کند وبا بدنی فلج و چشمانی نابینا در گوشه ای رها شده است. وقتی حضرت عیسی علیه السلام جلوتر رفت ودقّت کرد، دید پیرزن مشغول ذکری است:

« الحَمدُ للهِ المُنعِمِ المُفضِلِ المُجمِلِ المُکرِمِ»
خدایا شکرت که نعمت دادی، کرم کردی، زیبایی دادی، کرامت دادی.

حضرت عیسی علیه السلام تعجب کرد که اوبا این بدن فلج که فقط دهانش کار می کند، چرا چنین ستایش می کند؟ با خود گفت که او از اولیای خداست ومن بی اجازه وارد خرابه شدم؛ برگردم، اجازه بگیرم وبعد داخل شوم. به دم خرابه بازگشت و گفت: « السَّلامُ علیکُ یا أَمةَ الله» پیرزن گفت: « وعلیک السَّلام یا روح الله». عیسی پرسید: خانم! مگر مرا می بینی؟

گفت: نه. پرسید: پس از کجا دانستی که من روح الله هستم؟ پیرزن گفت: همان خدایی که به تو گفت مرا ببین، به من هم گفت چه کسی می آید. عیسی با اجازه آن خانم وارد خرابه شد وپرسید: خداوند به تو چه داده است که این قدر تشکّر می کنی؟ تشکّر تو برای چیست؟ پیرزن گفت: یا عیسی، آن چه به من داده بود از من گرفت، آیا همین طور پس گرفته است؟ آیا وقتی می خواست آن را از من بگیرد، به من نگاه کرد وپس گرفت؟ عیسی فرمود: آری، اوّل به تو نگاه کرده وبعد پس گرفته است. پیرزن گفت: من به همان نگاه او خوشم. خدا این نگاه رابه دیگری نداشته وبه من کرده است؛ پس جای شکر دارد.
چنین پیرزنی به خداوند وصل است در حالی که پیامبر هم نبود. در واقع استادِ حضرت عیسی علیه السلام شد. امّا وقتی برای ما 
مصیبتی پیش می آید، فکر می کنیم خدا با ما قهر کرده است در حالی که برخی از آن ها جبران گناهان ماست تا خداوند متعال در آخرت ما را عذاب نکند، برخی دیگر از گرفتاری ها به خاطر این است که از خدا غافل نشویم، برخی دیگر هم به خاطر این است که خدا دوستمان دارد و می خواهد به خاطر صبر بر مشکلات، پاداش بیشتری دریافت کنیم

[ پنج‌شنبه 04 آبان 1391 ] [ 15:05 ] [ ela86 ]

 ماه گرفتگی میشود،

وقتی که میخوابی …
بیداری هایت هم،
شق القمر است …

.

.

.

یه زغال برمیدارم دورت خط میکشم و مینویسم:
این بی معرفت دنیای منه !


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 04 آبان 1391 ] [ 14:56 ] [ ela86 ]

 از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟
بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایره‌ی کبود، اگر عشق نبود
از آینه‌ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟
در سینه‌ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟
بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود
از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟

قیصر امین پور

[ پنج‌شنبه 04 آبان 1391 ] [ 14:51 ] [ ela86 ]

 



دانلود نرم افزار روز نيايش براي تلفن همراه

اين نرم افزار شامل مطالب زير مي باشد: 

متن کامل دعاي عرفه - بررسي محتواي دعاي عرفه
اسرار وقوف در ميقات - پيامبران در سرزمين عرفات
سير انديشه در آفاق جهان- عرفات سرزمين اشک و دعا
ديدار با امام زمان(عج) - تدبير در مضامين دعا
اعمال شب و روز عرفه - کشته عشق(حضرت مسلم بن عقيل) 
 
[ پنج‌شنبه 04 آبان 1391 ] [ 14:49 ] [ ela86 ]

 هر چه مى‏‌خواهى براى خود دعا بخوان و [در دعا كردن] بكوش كه آن روز [روز عرفه] روز دعا و درخواست است.

امام صادق (ع)

[ پنج‌شنبه 04 آبان 1391 ] [ 14:41 ] [ ela86 ]



یه روز یه ترکه...
.
.
.
.
.
.
.
.

.

.

.

.

تو فصل سرما جای گرم نداشت..  :-|

به یاد زلزله زدگان عزیزمان در سرما


[ چهارشنبه 03 آبان 1391 ] [ 15:08 ] [ ela86 ]

تـماشای این تصاویـر دیـدنی را از دسـت ندهیـد




ادامه مطلب
[ چهارشنبه 03 آبان 1391 ] [ 14:50 ] [ ela86 ]

 

 
[ سه‌شنبه 02 آبان 1391 ] [ 15:55 ] [ ela86 ]

 

نرم افزار چهل داستان و چهل حدیث امام باقر علیه السلام 
تولید انجمن گفتگوی دینی
طبق آنچه كه تاريخ ‌نويسان و راويان حديث نقل كرده اند:
امام محمّد باقر عليه السلام ، در صحنه كربلا حضور داشت و برخى سنّ آن حضرت را در آن هنگام چهار ساله و عدّه اى هم دو سال گفته اند
و هنگامى كه حضرت به همراه ديگر اسيران كربلاء وارد مجلس يزيد ملعون شد؛ و پرخاشگرى هايى را از يزيد در مقابل پدرش امام سجّاد عليه السلام مشاهده كرد.
و چون امام سجّاد، زين العابدين عليه السلام در مقابل سخنان زشت و ناپسند يزيد ساكت نبود و جواب مى داد، يزيد با اطرافيان خود مشورت كرد و آنها پيشنهاد قتل حضرت را دادند.
به همين جهت حضرت باقرالعلوم عليه السلام در همان سنين كودكى ، پس از مشاهده چنين صحنه اى لب به سخن گشود و خطاب به يزيد كرد و فرمود:
اى يزيد! پيشنهاد و نظريه اطرافيان تو بر خلاف نظريّه اطرافيان فرعون مى باشد، چون كه آن ها در مقابل حركت و سخن حضرت موسى و هارون عليهماالسلام ، گفتند:
اى فرعون ! دانشمندان و جادوگران را جمع كن تا موسى و هارون را محكوم نمايند.
وليكن اطرافيان تو پيشنهاد قتل و كشتار ما را مى دهند.
يزيد ضمن تعجّب از سخنورى و استدلال اين كودك خردسال ، سؤ ال كرد: علّت و سبب اين دو نظريّه مخالف در چيست ؟!
حضرت باقرالعلوم عليه السلام با كمال شهامت فرمود: آن ها رشيد و هوشيار بودند؛ ولى اين ها بى فكر و عقب افتاده اند.
و سپس افزود: پيامبران و فرزندانشان را كسى نمى كشد، مگر آن كه زنازاده باشد.
پس از آن يزيد سرافكنده شد و ساكت ماند؛ و ديگر هيچ عكس العملى از خود نشان نداد.
 
[ سه‌شنبه 02 آبان 1391 ] [ 15:53 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...9192939495...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران