عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

روزی هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری دنبال کار می گشت و نهایتا” توانست برای خودش کاری پیدا کند. حقوق و مزایا و شرایط کار بسیار خوب بود، به همین خاطر هیزم شکن تصمیم گرفت نهایت سعی خودش را برای خدمت به شرکت به کار گیرد. رئیسش به او یک تبر داد و او را به سمت محلی که باید در آن مشغول می شد راهنمایی کرد. روز اول هیزم شکن ۱۸ درخت را قطع کرد. رئیس او را تشویق کرد و گفت همین طور به کارش ادامه دهد. تشویق رئیس انگیزه بیشتری در هیزم شکن ایجاد کرد و تصمیم گرفت روز بعد بیشتر تلاش کند اما تنها توانست ۱۵ درخت را قطع کند. روز سوم از آن هم بیشتر تلاش کرد ولی فقط ۱۰ درخت را قطع کرد. هر روز که می گذشت تعــداد درخت هایی که قطع می کرد کمتر و کمتر می شد. پیش خودش فکر کرد احتمالا” بنیه اش کم شده است. پیش رئیس رفت و پس از معذرت خواهی گفت که خودش هم از این جریان سر در نمی آورد. رئیس پرسید:” آخرین باری که تبرت را تیز کردی کی بود؟” هیزم شکن گفت:” تیز کردن؟ من فرصتـی برای تیز کردن تبرم نداشتم تمام وقتم را صرف قطع کردن درختان می کردم!” 

 

[ دوشنبه 07 آذر 1390 ] [ 00:27 ] [ ela86 ]

کلیه
دکتر به زن گفت : شما به کلیه نیاز دارید و در حال حاضر تنها گروه خونی موافق، گروه خونی همسرتان است.
مرد بعد از این که شنید گفت : من این کار را انجام نمی دهم.
- اما بابا ما پولی برای خریدن کلیه نداریم. یعنی نمی خوای یکی از کلیه هاتو به مامان بدی؟
مرد چطور می توانست بگوید که یکی از کلیه هایش را چند سال پیش فروخته است 

[ یکشنبه 06 آذر 1390 ] [ 23:28 ] [ ela86 ]

از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم

و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی

من بدهکارت می شوم . . .

.

.

همیشه سکوتم به معنای پیروزی نیست ، گاهی سکوت میکنم تا بفهمی چه بی صدا باختی . . . 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 06 آذر 1390 ] [ 11:50 ] [ ela86 ]

خیلی حیف شد عشق خوبم چرا پیش من نموندی
هدفم یکی شدن بود چرا به اینجا رسوندی
یدفعه شدی غریبه من تلاشم موندنت بود
فاصله گرفتی از من دیگه وقت رفتنت بود
برو هرجا که دلت خواست رفتی عشقم به سلامت
پیش میاد بازم دوباره به کسی دل کنه عادت
برو عشقم به سلامت

آسمون صاف و قشنگه بعد از رفتنت هنوزم
برای برگشتن تو چشم به جاده نمی دوزم
اینو میدونم یه روزی یه کسی میاد دوباره
کسی که حاضره حتی جونشو برام بزاره
قدره حسم رو بدونه عاشقم بشه بمونه
هنوز از راه نرسیده از جدایی ها نخونه
برو هرجا که دلت خواست رفتی عشقم به سلامت
پیش میاد بازم دوباره دل به کسی کنه عادت
برو عشقم به سلامت

[ یکشنبه 06 آذر 1390 ] [ 11:44 ] [ ela86 ]

*بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است *

امام حسین (ع) 

[ یکشنبه 06 آذر 1390 ] [ 11:29 ] [ ela86 ]

چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!

چقدر خنده داره
 که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد! 

چقدر خنده داره
که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه شکایت می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!

چقدر خنده داره
که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

چقدر خنده داره
که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی‌کنیم اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

·
چقدر خنده داره
که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می‌کنیم!!!!!!!!!!

[ یکشنبه 06 آذر 1390 ] [ 00:57 ] [ ela86 ]

فاش نکردن اسرار مردم دلیل کرامت و بلندی همت است. سقراط


توانایی حل مشکلات به نحو خوب و موثر موجب صرفه جویی بسیار در وقت می شود . برایان تریسی
 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 06 آذر 1390 ] [ 00:48 ] [ ela86 ]

کوچه کوچه دلم پر از غوغاست / هر طرف خیمه عزا برپاست،
قدسیان سوگوار و محزونند / همه هستى سیه پوش و عزاست
ماه خون و خروش و ماتم شد / ماه خون خدا محرم شد

.

.

باز محرم شدو دلها شکست / از غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد / از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت / دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم و لیلا همه در خون شدند / این چه غمی بود که دنیا شکست


ادامه مطلب
[ شنبه 05 آذر 1390 ] [ 16:46 ] [ ela86 ]

مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم

با خیال او ولی تنهای تنها میروم

در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی

شاید او حتی بگوید لایق من نیستی

مینویسم من که عمری با خیالت زیستم

گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم . . .

.

هیچ خاری در سایه ی گل ، احساس خاری نمی کند

تقدیم به گل روزگار . . .

 


ادامه مطلب
[ شنبه 05 آذر 1390 ] [ 16:39 ] [ ela86 ]

«خدايا! كمكم كن كه هيچ حقيقتي رافداي هيچ مصلحتي نكنم.»

.

همواره از آنچه که هستی و هستند فاصله بگیر این رسالته دائمی توست.

.

انسان به میزان برخورداری هایی که در زندگی دارد انسان نیست بلکه به اندازه نیازهایی که در خود احساس می کند انسان است

.

زنی که زیبایی اندیشه پیدا کرده باشد زیبایی بدنش را نشان نمی دهد.

.

آن جا که عشق فرمان می دهد محال سر تسلیم فرو می آرد.

[ شنبه 05 آذر 1390 ] [ 14:16 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...409410411412413...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران