عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

همیشه رو به نور بایستید اگر می خواهید تصویر زندگیتان سیاه نیفتد ! 
.
.
.
همیشه به کسی تکیه کنید که به کسی تکیه نکرده باشد
و او کسی نیست غیر از خدا
“کاترین پاندر” 


ادامه مطلب
[ شنبه 17 دی 1390 ] [ 21:12 ] [ ela86 ]

امام صادق (ع) :

اگر مردم به حقوق يكديگر احترام بگذارند و نياز فقرا را برآورند از يك زندگي لذت بخش بهره خواهند برد .

*****

اگر خواستار رشد و کمال معنوی باشی هدایت می شوی و اگر طلب کنی می یابی   امام زمان (عج)
 

*****

از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما واگذارید برماست که شما را از سرچشمه سیراب برگردانیم چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود در پی کشف آنچه از شما پوشیده نروید و مقصد خود را با دوستی ما بر اساس راهی که روشن است به طرف ما قرار دهی امام زمان (عج)

*****

همان گونه که می اندیشی ؛ همان خواهی شد .(عیسی مسیح )

*****

خاصیت حقیقت این است که شک و تشکیک به روشن شدن آن کمک می کند . ( استاد شهید مرتضی مطهری )

[ شنبه 17 دی 1390 ] [ 20:51 ] [ ela86 ]

هر آینه که شادی خداوند از توبه بنده خود بیشتر از شادی نازایی که بچه می آورد و گم کرده ای که گم شده خود را می یابدو تشنه ای که به آب می رسد.

رسول اکرم (ص)

[ شنبه 17 دی 1390 ] [ 19:49 ] [ ela86 ]

سالها رفت و دلم در تب و تاب است هنوز / نقش مستوری من نقش بر آب است هنوز
به طرب حمل مکن سرخی رویم که ز هجر / قلب آکنده ز غم،دیده پر آب است هنوز
من کجا؟یار کجا؟طالع بیدار کجا؟ / من اسیر غم او،بخت به خواب است هنوز
دامنش گیرم اگر لطف خدا یار شود / لیک افسوس که این قصه سراب است هنوز
سخت من طالب دیدار و تو غایب ز نظر / ز آتش هجر تو این قلب کباب است هنوز
همچو یک قطره آبیم به دریای جهان / زندگی زود گذر،همچو حباب است هنوز
"ناصر"از عشق تو آموخت سخن گفتن را / زین سبب گفته او گوهر ناب است هنوز 

(آیت الله مکارم شیرازی)

[ پنج‌شنبه 15 دی 1390 ] [ 23:19 ] [ ela86 ]

ويکتور هوگو


به ياد داري كه امروز يكسال از روزيكه سرنوشت من معلوم شد مي گذرد ؟ شب 26 آوريل 1819بود كه كنار هم نشستيم و راز دل به يكديگر گفتيم . چون با دلي سوزان ، عشق بي پايانم را پيش رويت آشكار ساختم ، و تو نيز با سادگي پرده از روي عشق پنهاني خويش برداشتي ، سروري در خود احساس كردم . دلم آسوده گرديد ، و شادماني و خوشبختيم از اين بود كه دانستم كسي مرا دوست مي دارد. اوه . تو را به خدا بگو كه آيا آن شب را فراموش نكرده اي ؟ بگو كه آن شب را به ياد داري ؟ زيرا غم و شادي و همه چيز من از آن شب است . هنوز يكسال از آن شب زيبا و شادي بخش نگذشته است ، ولي در اين اندك زمان رنج بسيار برده ام ، بگذار رازي را كه به هيچ كس جز تو نمي توانم بگويم برايت آشكار سازم .
نمي داني كه آن روز كه خانواده مان از عشق ما آگاه گشتند و قرار شد كه ديگر من تو يكديگر را نبينيم و با هم سخني نگوييم ، چقدر آشفته و پريشان شدم . بي درنگ به اتاق خويش رفتم و در تنهايي به تلخي گريستم ، ابتدا مي خواستم به آغوش مرگ پناه ببرم ، ولي زود چهره زيبايت پيش چشمانم آمد ، و دانستم كه بايد براي عشق تو زنده باشم . آنگاه بر تيره روزي خويش اشك ها ريختم . زيرا آن بي تو و دور از زندگانيم از مرگ تلخ تر بود ، از آنروز هر جا مي روم ، هر كار مي كنم و به هر چه مي نگرم ، روي تو را پيش چشمم مي بينم ، و يك دم فراموشت نمي توانم كرد . اميدوارم آنچه كه در اين نامه مي خواني سبب اندوه و آزردگي ات نشود .
خيلي شادمان مي شوم اگر تو هم آنچه در دل داري بي پرده براي من بنويسي . امروز صبح و عصر تو را ديدم . بايد هم ديده باشم زيرا امروز كه يكسال از اقرار عشق من و تو به هم مي گذرد نمي بايست بدون شادكامي سپري گردد.
امروز صبح جرات نكردم كه با تو حرفي بزنم چون اجازه نداده اي كه تا بيست و هشتم ماه با تو سخني گويم . هر چند اين فرمان ، مرا بسيار رنج داده است ، ولي باز هم گفته ات را گرامي و ارجمند شمرده ، فرمانبرداري نمودم. ديري از شب گذشته است . تو اكنون بي خيال در خواب ناز رفته اي و نمي داني كه نامزد وفادارت همه شب پيش از خواب چند تار مويت را به نرمي بر لب مي نهد و با پاكي مي بوسد . 

[ پنج‌شنبه 15 دی 1390 ] [ 23:11 ] [ ela86 ]

داستان کوتاه خنده دار و خواندنی : از فرصت ها استفاده کنید!
مردی با اسلحه وارد یک بانک شد و تقاضای پول کرد.
وقتی پولهارا دریافت کرد رو به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید : آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟
مرد پاسخ داد : بله قربان من دیدم.
سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و او را در جا کشت.
او مجددا رو به زوجی کرد که نزدیک او ایستاده بودند و از آنها پرسید: آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟
مرد پاسخ داد : نه قربان ، من ندیدم ؛ اما همسرم دید! 

[ پنج‌شنبه 15 دی 1390 ] [ 23:05 ] [ ela86 ]

دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود. استاد پرسید(آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟) کسی پاسخ نداد.
استاد دوباره پرسیدآیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟) دوباره کسی پاسخ نداد.
استاد برای سومین بار پرسید): آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟) برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با قاطعیت گفتبا این وصف خدا وجود ندارد).
دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند. استاد پذیرفت. دانشجو از جایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید: (آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟) همه سکوت کردند.
(آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟) همچنان کسی چیزی نگفت.
(آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟)
وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد.. 

[ پنج‌شنبه 15 دی 1390 ] [ 23:00 ] [ ela86 ]

عزراییل میاد سراغ حیف نون. حیف نون خودش را می زنه به مردن!

.

.

.

يه روز غضنفر يه 20 تومني پيدا ميکنه که وسطش سوراخ بوده ..غضنفره ميگه : اي بابا ، اينم از شانس من وسطش گوشه نداره 
 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 15 دی 1390 ] [ 22:50 ] [ ela86 ]

بوی عشق
شب، همه دروازه هایش باز بود
آسمان چون پرنیان ناز بود

گرم، در رگ های ما، روح شراب
همچو خون میگشت و در اعجاز بود

با نوازش های دلخواه نسیم
نغمه های ساز در پرواز بود

در همه ذرات عالم، بوی عشق
زندگی لبریز از آواز بود

بال در بال كبوترهای یاد
روح من در دوردست راز بود 

[ پنج‌شنبه 15 دی 1390 ] [ 21:54 ] [ ela86 ]

هنگاميكه كتابچه شعر هاي تو با منست تو برايم بسيار نزديكي حتي نزديكتر از هنگاميكه واقعآ با مني من صفحه هاي انديشه ترا آرام يكي پي ديگر ورق ميزنم و احساس گرم تو در من جاري ميشود و من گمان ميكنم انديشه تو انديشه منست

.

.

.

تنها
غمگین
نشسته با ماه
در خلوت ساکت شبانگاه
اشکی به رخم دوید ناگاه
روی تو شکفت در سرشکم
دیدم که هنوز عاشقم آه 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 15 دی 1390 ] [ 21:49 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...376377378379380...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران