عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

  على بن شعیب، یکى از شاگردان با استعداد و لایق آن حضرت، می گوید: روزى به خدمت امام رضا(علیه السلام) رفتم، از من پرسید: یا على! چه کسى از نظر زندگى بهترین مردم است؟ عرض کردم: اى سرور و آقاى من! شما به این مطلب از من داناترید. بعد از آن فرمود: «یا على، مَنْ حَسَّنَ مَعاشَ غَیْرِهِ فى مَعاشِهِ.»; کسى که امور زندگى دیگران را از طریق امورِ زندگى خویش نیکو می گرداند. و سپس ادامه داد: می دانى چه کسى از نظر زندگى از همه مردم بدتر است؟ جواب دادم: شما داناترید. فرمود: کسى که دیگران از زندگى او بهره اى ندارند. 

[ پنج‌شنبه 20 بهمن 1390 ] [ 15:12 ] [ ela86 ]

شخصی که خیلی ادعای پهلوانی می کرد رفته بود خون بده. وقتی کیسه خون را آوردند که خونش را بگیرند.
به پرستار گفت: آبجی! کیسه چیه؟ لوله بیار که به همه خون برسه.
ولی بعد از اینکه یک کیسه خون داد از حال رفت و ۴ تا کیسه خون بهش زدند تا به هوش بیاد.
وقتی به هوش آمد، بدون اینکه به روی خودش بیاره به پرستار گفت: دیگه کسی خون نمیخواد؟! 

[ پنج‌شنبه 20 بهمن 1390 ] [ 15:06 ] [ ela86 ]

مناجات نامه غضنفر:

.

.

.

خدایا جز گناه از من چه دیدی!

خدا جانم شتر دیدی ندیدی

.

.

.

به غضنفر میگن چرا اینقدر زشتی ؟ میگه وقتی کوچیک بودم تو بیمارستان عوضم کردن ! 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 20 بهمن 1390 ] [ 06:55 ] [ ela86 ]

زمانیکه نمرود ملعون،آن آتش مشهور را برای حضرت ابراهیم (ع) افروخت ، غلامی از دربار وی متهم به دزدیدن گوهری گردید . خواستند که وی را قبل از حضرت ابراهیم در آتش بیاندازند .غلام هر چه جزع کرد و به بت ها متوسل شد فایده ای ندید تا آنکه از سوز جگر گفت :یا الله .خداوند خطاب به جبرئیل نمود که : دریاب بنده ی مارا.جبرئیل عرض کرد:خدایا میدانی که کافر است.خداوند فرمود:هر چند کافر است.ولیکن چون مارا به نام خداوند می خواند،از کرم ما نمی سزد که به فریادش نرسیم.... 

[ پنج‌شنبه 20 بهمن 1390 ] [ 06:42 ] [ ela86 ]

 گر روزگاری ، شأن و مقامت پائین آمد نا امید مشو ، زیرا آفتاب هر روز هنگام غروب پائین میرود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید .

.

.

.

نیرومندترین مردم آن است که خشم خود را نگه دارد .


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 20 بهمن 1390 ] [ 06:40 ] [ ela86 ]

روزگاری همره موج سبکبال خیال
می گذشتم از کران آرزوهای محال
می دویدم می دویدم چون غزالی تیز پا
تا شدم گم در حریم آن دل بی انتها
عاقبت من کوچه بیگانگی را یافتم
یافتم بیگانگی را زندگی را باختم 

[ پنج‌شنبه 20 بهمن 1390 ] [ 06:30 ] [ ela86 ]

شب گم شده در سیاهی چشمانت / شد رود ستاره راهی چشمانت / قربان نگاه تو که اقیانوسی / افتاده به تور ماهی چشمانت .

.

.

.

آمدم امشب به میخانه تمنایت کنم / می نمیخواهم بیا ساقی تماشایت کنم / بیقرارم ساقی از میخانه بیرونم مکن / کرده ام می را بهانه تا تماشایت کنم . 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 20 بهمن 1390 ] [ 06:27 ] [ ela86 ]

زبان تربیت نشده ، درنده اى است که اگر رهایش کنى مى گزد. امام علی (ع)

*****

تلاوت کننده سوره حدید و واقعه و الرحمن در آسمانها و زمین اهل بهشت خوانده می شوند  حضرت زهرا (س)

*****

کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند. امام حسین (ع)

*****

هر کس در هیچ کارى به مردم امید نبندد و همه کارهاى خود را به خداى عزوجل واگذارد، خداوند هر خواسته‏اى که او داشته باشد اجابت کند. امام سجاد (ع)

*****

هر کس بخواهد دعایش مستجاب شود، باید کسب خود را حلال کند و حق مردم را بپردازد.  امام صادق (ع)

*****
 

[ پنج‌شنبه 20 بهمن 1390 ] [ 06:19 ] [ ela86 ]

سقراط…
در یونان باستان، سقراط به دانش زیادش مشهور و احترامی والا داشت. روزی یکی از آشنایانش، فیلسوف بزرگ را دید و گفت:سقراط، آیا می‌دانی من چه چیزی درباره دوستت شنیدم؟”سقراط جواب داد: “یک لحظه صبر کن، قبل از اینکه چیزی به من بگویی، مایلم که از یک آزمون کوچک بگذری. این آزمون، پالایش سه‌گانه نام دارد .
آشنای سقراط: “پالایش سه‌گانه؟”
سقراط: “درست است، قبل از اینکه درباره دوستم حرفی بزنی، خوب است که چند لحظه وقت صرف کنیم و ببینیم که چه می‌خواهی بگویی. اولین مرحله پالایش حقیقت است. آیا تو کاملا مطمئن هستی که آنچه که درباره دوستم می‌خواهی به من بگویی حقیقت است؟”
آشنای سقراط: “نه، در واقع من فقط آن را شنیده‌ام و…”
سقراط: “بسیار خوب، پس تو واقعا نمی‌دانی که آن حقیقت دارد یا خیر. حالا بیا از مرحله دوم بگذر، مرحله پالایش خوبی. آیا آنچه که درباره دوستم می‌خواهی به من بگویی، چیز خوبی است؟”
آشنای سقراط: “نه، برعکس…”
سقراط: ” پس تو می‌خواهی چیز بدی را درباره او بگویی، اما مطمئن هم نیستی که حقیقت داشته باشد. با این وجود ممکن است که تو از آزمون عبور کنی، زیرا هنوز یک سوال دیگر باقی مانده است: مرحله پالایش سودمندی. آیا آنچه که درباره دوستم می‌خواهی به من بگویی، برای من سودمند است؟”
آشنای سقراط: ” نه، نه حقیقتا.”
سقراط نتیجه‌گیری کرد: “بسیار خوب، اگر آنچه که می‌خواهی بگویی، نه حقیقت است، نه خوب است و نه سودمند، چرا اصلا می‌خواهی به من بگویی؟”
اینچنین است که سقراط فیلسوف بزرگی بود و به چنان مقام والایی رسیده بود.

[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 17:51 ] [ ela86 ]

از آنان بپرس گواهى چه چيزى از همه برتر و در اثبات حقيقت رساتر است ؟ بگو : گواهى خدا از همه برتر است ، و او ميان من و شما به حقانيت من گواهى داده است ، و بگو : اين قرآن به من وحى شده است تا به وسيله آن شما و کسانى را که قرآن به آنان مى رسد هشدار دهم . آيا واقعاً شما گواهى مى دهيد که با خدا معبودان ديگرى است که با او شريک هستند ؟ بگو : من گواهى نمى دهم . بگو : جز اين نيست که او معبودى يگانه است و من از آنچه شريک او مى پنداريد دورى مى گزينم

سوره ی انعام آیه ی 19

[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 17:39 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...345346347348349...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران