عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

هرگاه که تو را خواندم، پاسخم گفتی؛
هرچه از تو خواستم، عنایتم فرمودی؛
هرگاه اطاعتت کردم، قدردانی و تشکر کردی؛
و هر زمان که شکرت را بر جا آوردم، بر نعمتهایم افزودی؛
و اینها همه چیست؟
جز نعمت تمام و کمال و احسان بی‌پایان تو!؟
...من کدام یک از نعمت‌های تو را می‌توانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر بسپارم؟
...خدایا! الطاف خفیه‌ات و مهربانی‌های پنهانی‌ات بیشتر و پیشتر از نعمتهای آشکار توست.
...خدایا ! من را آزرمناک خویش قرار ده آن‌سان که انگار می‌بینمت.
من را آنگونه حیامند کن که گویی حضور عزیزت را احساس می‌کنم.
خدایا!
من را با تقوای خودت سعادتمند گردان
و با مرکب نافرمانی‌ات به وادی شقاوت و بدبختی‌ام مکشان.
در قضایت خیرم را بخواه 

[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 16:11 ] [ ela86 ]

ونسان ونگوگ،نقاش معروف فرانسوی به تئو برادرش در توصیف عشقش به عموزاده اش،کی.کی هرگز از گفتن:نه هرگز هرگز،دست نکشید.

زندگی برای من بسیار با ارزش شده است وبسيار خوشحالم که عاشقم.زندگی وعشق من یکی است.درنامه ات گفته بودی که درمقابل من دیوار« نه!هرگز!هرگز!»قد علم کرده است.در جواب می گویم:«رفیق!من اکنون به ان دیوار مثل یک قالب یخ نگاه می کنم وان را به سینه ام می فاشرم تا اب شود» 

[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 16:05 ] [ ela86 ]

هر کس برادر - دینی - خویش را پنهانی موعظه کرد او را زینت بخشیده است و هر کس آشکارا موعظه اش نمود شخصیت او را تحقیر کرده است.

امام حسن عسگری (ع) 

[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 15:56 ] [ ela86 ]

اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت:...

«ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟»
رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود. صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند:«ما نمی توانیم این را به تو بگوییم. چون تو یک راهب نیستی»
مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.
چند سال بعد ماشین همان مرد باز هم در مقابل همان صومعه خراب شد.
راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت کردند، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود، شنید.
صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: «ما نمی توانیم این را به تو بگوییم. چون تو یک راهب نیستی»
این بار مرد گفت «بسیار خوب، بسیار خوب، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن آن فدا کنم. اگر تنها راهی که من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است که راهب باشم، من حاضرم. بگویید چگونه می توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند «تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همین طور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یک راهب خواهی شد.»
مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت:‌«من به تمام نقاط کرده زمین سفر کردم و عمر خودم را وقف کاری که از من خواسته بودید کردم. تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236,284,232 عدد است. و 231,281,219,999,129,382 سنگ روی زمین وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند: «تبریک می گوییم. پاسخ های تو کاملا صحیح است. اکنون تو یک راهب هستی. ما اکنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم.»
رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یک در چوبی راهنمایی کرد و به مرد گفت: «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود. مرد گفت: «ممکن است کلید این در را به من بدهید؟»
راهب ها کلید را به او دادند و او در را باز کرد.
پشت در چوبی یک در سنگی بود. مرد درخواست کرد تا کلید در سنگی را هم به او بدهند.
راهب ها کلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز کرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست کلید کرد.
پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت کبود قرار داشت.
و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز، نقره، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهایت رئیس راهب ها گفت: «این کلید آخرین در است». مرد که از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز کرد. دستگیره را چرخاند و در را باز کرد. وقتی پشت در را دید و متوجه شد که منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی که او دید واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی بود.
.
.
.
.
.
.
.
اما من نمی توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید، چون شما راهب نیستید! 

[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 15:53 ] [ ela86 ]

در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که 30 سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود. در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابر این کشیش تصمیم گرفت کمی‌ برای مستمعین صحبت کند. پشت میکروفون قرار گرفته و گفت: 30 سال قبل وارد این شهر شدم. انگار همین دیروز بود. راستش را بخواهید، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت. به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی‌ و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد. آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهالی محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر مردمانی نیک دارد. در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفون قرار گیرد. در ابتدا از این که تاخیر داشت عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارم زمانی که پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی‌ بودم که برای اعتراف مراجعه کردم ... 

[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 15:53 ] [ ela86 ]

غضنفر میره دستشوئی زنونه میگیرنش میگن : مگه کوری نمیبینی زنونست؟ میگه من چکار کنم اینجا نوشته: زنا، نه! اونطرف هم نوشته: مردا، نه

.

.

.

غضنفر چربى خون داشته, دكتربهش میگه: روزى ٦ كیلومتر راه برو! بعد از۳ ماه زنگ میزنه میگه: من الان لب مرزم چه كار كنم 


ادامه مطلب
[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 15:44 ] [ ela86 ]

من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوست هایم بنشینند آرام
گل بگو ، گل بشنو .....
هر کسی می خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر " خانه دوست کجاست ؟ " 

[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 15:32 ] [ ela86 ]

حضرت صادق آل محمّد به نقل از پدر بزرگوارش امام محمّد باقر صلوات اللّه عليهم حكايت كند:
در زمان حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله قضيّه اى مهمّ اتّفاق افتاد؛ و آن اين بود كه گاو نرى ، يك الاغ را كشت ؛ صاحبان آن دو حيوان جهت تعيين خسارت به حضور پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله آمدند در موقعى كه آن حضرت در جمع گروهى از اصحاب و انصار نشسته بود.
پس از عرض سلام ، اجازه سخن خواستند و چون آن بزرگوار اجازه فرمود، شاكى و متشاكى ، ادّعا و شكايت خود را مطرح كردند؛ و حضرت رسول پس از شنيدن سخنان آن دو نفر، خطاب به ابوبكر نمود و فرمود: بين ايشان قضاوت و تعيين خسارت كن .
ابوبكر عرض كرد: يا رسول اللّه ! حيوانى ، حيوان ديگرى را كشته است ، خسارتى ندارد.
پس از آن قضاوت را به عمر پيشنهاد نمود و او نيز مانند ابوبكر پاسخ داد.
آن گاه خطاب به امیرالموئمنین مولا على بن ابى طالب (ع) نمود و فرمود: يا علىّ! تو بين آن ها قضاوت نما. 
لذا اميرالمؤ منين علىّ صلوات اللّه عليه اظهار داشت : مانعى ندارد و افزود: چنانچه گاو نر در طويله يا چراگاه الاغ وارد شده و آن را كشته است ؛ پس صاحب گاو ضامن است و بايد خسارت الاغ را بپردازد. 
ولى چنانچه الاغ در طويله يا چراگاه گاو، وارد گرديده است و توسّط گاو كشته شده ، هيچ ضمانتى بر كسى نيست .
در اين هنگام ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله دست هاى مبارك خود را به آسمان بلند نمود و چنين اظهار داشت :
حمد و ستايش بى حدّ، خداوندى را كه بعد از من شخصى را جهت امامت و خلافت برگزيد، كه همانند پيغمبران عليهم السلام حكم و قضاوت مى نمايد 

[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 15:28 ] [ ela86 ]

دوست داشتن انسان‌ها به معنای دوست داشتن خود به اندازه ی دیگری است. (اسکات پک)

.

.

.

سعی نکن انسان موفقی باشی، بلکه سعی کن انسان ارزشمندی باشی
آلبرت انيشتين 


ادامه مطلب
[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 15:05 ] [ ela86 ]

قطبي بازي را نيمه تمام رها کرد
'افشين قطبي' سرمربي ايراني تيم فوتبال 'شميزو پولسه 'ژاپن در ديدار دوستانه با 'سئونگنام' کره جنوبي از ترس مصدوميت احتمالي بازيکنانش،تيم خود را به بيرون از زمين فرا خواند و اجازه ادامه بازي نداد. 

*****

ليگ ايران، چهارمين ليگ برتر آسيا در قرن 21
فدراسيون جهاني آمار و تاريخ فوتبال رده بندي برترين ليگ هاي قاره آسيا از سال 2001 تاکنون را اعلام کرد که در آن ليگ برتر ايران با 3 هزار و 398 امتياز در رده چهارم ايستاده است. در قاره کهن ژاپن با 4 هزار و 232.5 امتیاز برترین لیگ را در اختیار دارد و لیگ کره جنوبی با 3 هزار و 965.5 امتیاز در رده دوم و لیگ عربستان نیز با 3 هزار و 521 امتیاز در مکان سوم ایستاده اند.

*****

ثبت بزرگ‌ترين تمارض سال به نام آلوز
بازيکن برزيلي تيم فوتبال بارسلونا با تمارض مشهور خود در بازي با رئال مادريد بزرگ‌ترين تمارض سال فوتبال را به نام خود ثبت کرد. آسوشیتد پرس در یک نظر سنجی سراسری از میان ۸۰ هزار شرکت کننده عمومی، ۳۰۰ بازیکن رسمی فوتبال در قاره‌های مختلف، ۴۵ مربی سرشناس جهان فوتبال حرفه‌ای و ۱۰۰ خبرنگار برجسته فوتبال در سراسر جهان بزرگ‌ترین تمارض سال فوتبال را معرفی کرده است.
در این نظر سنجی گزینه معروف به "تئاتر آلوز" بیشترین رای را آورده و از دید رای‌دهندگان هیچ تمارضی تا این حد واضح نبوده است. بر اساس همین تمارض بود که په‌په، مدافع پرتغالی تیم فوتبال رئال مادرید در ال‌کلاسیکودربی (نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا) اخراج شد. 

*****

 

اتحاد تماشاگران قرمز و آبي در آزادي
کانون هواداران دو تيم استقلال و پرسپوليس امروز در ورزشگاه آزادي متحد و يکصدا استفلال را تشويق مي‌کنند.

[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 14:55 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...331332333334335...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران