عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، اگر فاسقى برايتان خبرى آورد تحقيق كنيد، مباد از روى نادانى به مردمى آسيب برسانيد، آن گاه از كارى كه كرده‏ايد پشيمان شويد

سوره ی حجرات آیه ی 6 

[ پنج‌شنبه 04 اسفند 1390 ] [ 03:31 ] [ ela86 ]

تک تک خاطراتت را
ریسه میکنم
به دور چرخ دنده زندگیم !...
نمیچرخد روزگارم بی یاد تو

.

.

.

وقتی تو نیستی ،
نگاهم حوصله نمی کند
پایش را از چشمم بیرون بگذارد. . . ! 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 04 اسفند 1390 ] [ 03:26 ] [ ela86 ]

استفاده از تلفن همراه مي‌تواند موجب سردردهاي عصبي شود

گزارش‌هايي از افزايش فراواني تومورهاي مغزي و تشنجات صرعي بدنبال استفاده از تلفن همراه وجود دارد. 
به نوشته يك مقاله، به نظر مي‌رسد استفاده از تلفن همراه مي‌تواند باعث ايجاد و يا تشديد دردهاي نوالژيك سر و صورت و سردردهاي عصبي شود. 
رضا رياسي" از دانشگاه علوم پزشكي خراسان جنوبي در مقاله خود نوشت: احتمال ايجاد كمر درد با علائم راديكولر در مسير عصب سياتيك بدنبال استفاده از تلفن همراه به خصوص در افرادي كه دستگاه موبايل را روي كمربند خود مي‌بندند وجود دارد احتمالا اين عوارض از طريق الكترو مغناطيسي ايجاد شده در اطراف دستگاه موبايل مي‌باشد كه مي‌تواند باعث القاء جريان الكتريكي در مسير يك يا چند عصب محيطي يا آزادسازي كوانتاي حاوي نوروترانسميترهاي محرك حس درد باشد. 
در اين مقاله سه مورد از عوارض استفاده از تلفن همراه گزارش شده است كه شامل يك مورد نورالژي عصب تري ژموي يك طرف و دو مورد سردرد يكي به تيپ ‪ Tensin‬و ديگري تيپ ‪ Cluster‬مي‌باشد كه بصورت واضح با استفاده از موبايل ايجاد مي‌شود. 
اين مقاله در سيزدهمين كنگره بين‌المللي بيماري‌هاي مغز اعصاب و الكتروفيزيولوژي باليني ايران ارائه شده است. 

[ پنج‌شنبه 04 اسفند 1390 ] [ 03:18 ] [ ela86 ]

يادگار از تو همين سوخته جاني است مرا
شعله از توست ، اگر گرم زباني است مرا

به تماشاي تن سوخته ات آمده ام
مرگ من باد که اين گونه تواني است مرا

نه زخون گريه آن زخم ، گزيري ست تو را
نه از اين گريه يکريز ، اماني است مرا

باورم نيست ، نگاه تو و اين خاموشي؟
باز برگردش چشم تو گماني است مرا

چه زنم لاف و رفاقت ؟ نه غمم چون غم توست
نه از آن گرم دلي هيچ نشاني است مرا

گو بسوزد تنه خشک مرا غم ، که به کف
برگ و باري نبود دير زماني است مرا

عرق شرم دلم بود که از چشمم ريخت!
ورنه برکشته تو گريه روا نيست مرا 

[ پنج‌شنبه 04 اسفند 1390 ] [ 03:12 ] [ ela86 ]

پروردگارا خود را تقدیم به تو میدارم

با من كن و از من ساز انچه خود اراده كنی

از اسارت نفس رهایم كن تا انجام اراده ات را بهتر توانم

مشكلاتم را بگیر تا پیروزی بر انها شاهدی باشد برای كسانی كه:

با یاد تو و عشق تو وقدرت تو یاریشان خواهم داد .....

باشد كه بر ارده تو گردن نهم....... (امین) 

[ پنج‌شنبه 04 اسفند 1390 ] [ 03:09 ] [ ela86 ]

عزيزم

در تمام لحظات مبهم وسرد و دراوج ويراني دلم
و در زير خروارها خروار خاك ياس
به تو پناه آوردم
وتو
ويرانه قلبم را دوبار آباد ساختي و لحظات مبهم و سرد را پر از شور ونشاط
و مرا كه به مرز نابودي رسيده بودم حيات دوباره بخشيد
هر روز طلوع را مي نگرم
اما
طلوع خورشيد بي تو چه دلگير است و برايم لحظات غروب را تداعي ميكند
دلم ميخواهد هر روز در كنارت باشم
هر روز و لحظه زندگي ام
و در هر طپش قلبم به ياد تو
نگاهم را به نگاهت بدوزم
ولي تو مثل من نبودي
دوست نداشتي مرا ببيني
مي گفتي چه سخت است هر بار كه تو را ميبينم دلتنگ تر ازقبل ميشوم
آيا اين جواب قانع كننده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمي دانم شايد چون خودت ميداني وصالمان خيالي بيش نيست نمي خواهي خود را وابسته كني
نمي دانم
براستي نميدانم بر سر عشق ما چه خواهد آمد ؟
آيا روزگار آن را در زير گامهاي خويش پايمال ميكند؟
يا نه
آسمان عشق ما را به افلاك ميبرد؟
 نميدانم به خدا نميدانم

[ پنج‌شنبه 04 اسفند 1390 ] [ 03:04 ] [ ela86 ]

هیچ بنده ای عالم نباشد تا اینکه به بالا دست خود حسد نبرد و زیر دست خود را خوار نشمارد.

امام محمد باقر (ع) 

[ پنج‌شنبه 04 اسفند 1390 ] [ 02:58 ] [ ela86 ]

قاضی: اسم؟
برشت: شما خودتون می دونین
قاضی: می‌دونیم اما شما خودت باید بگی.
برشت: خب. من رو به خاطر برتولت برشت بودن محاکمه می‌کنین. دیگه چرا باید اسمم رو بگم؟
قاضی: با این حال باید اسمتون رو بگین. اسم؟
برشت: من که گفتم. برشت هستم.
قاضی: ازدواج کرده اید؟
برشت : بعله
قاضی: با چه کسی؟
برشت: با یک زن
خنده حضار در دادگاه

قاضی: شما دادگاه رو مسخره می‌کنید؟
برشت: نه این طور نیست.
قاضی: پس چرا می‌گویید با یک زن ازدواج کرده‌اید؟
برشت: چون واقعا با یک زن ازدواج کرده‌ام!
قاضی: کسی را دیده‌اید با یک مرد ازدواج کند؟
برشت: بعله!
قاضی: چه کسی؟
برشت: همسر من. او با یک مرد ازدواج کرده است .
خنده حضار در دادگاه 

[ پنج‌شنبه 04 اسفند 1390 ] [ 02:53 ] [ ela86 ]

حیف‌نون داشت می‌رفت بهشت زهرا، بهش میگن چرا با خودت کمپوت می‌بری؟
میگه: آخه ‌گل گیرم نیومد!

.

.

.

حیف‌نون صبح زود میره کله پزی و یه آبگوشت و زبون و مخلفات سفارش میده.
کله پز بهش میگه: چش بزارم؟
حیف‌نون میگه: برو بابا! صبح به این زودی چه وقته بازیه؟! 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 04 اسفند 1390 ] [ 02:45 ] [ ela86 ]

وعده کردم که به تو سر نزنم
برسم تا دم در در نزنم
قول دادم به غزلهای خودم
زل به چشمان تو دیگر نزنم
مطمئن باش خیالت راهت
گله ای از تو به دفتر نزنم
این چه رسمیست که باید یک عمر
حرف خود را به تو آخر نزنم
برو ای عشق برو تا اینکه
روی دستان تو پرپر نزنم 

[ پنج‌شنبه 04 اسفند 1390 ] [ 02:37 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...323324325326327...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران