عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

بايد فراموشت کنم
چنديست تمرين مي کنم
من مي توانم! مي شود!
آرام تلقين مي کنم
حالم، نه، اصلا خوب نيست....
تا بعد، بهتر مي شود....
فکري براي اين دل آرام غمگين مي کنم
من مي پذيرم رفته اي
و بر نمي گردي همين!
خود را براي درک اين، صد بار تحسين مي کنم
کم کم ز يادم مي روي
اين روزگار و رسم اوست!
اين جمله را با تلخي اش، صد بار تضمين مي کنم... 

[ دوشنبه 08 اسفند 1390 ] [ 17:46 ] [ ela86 ]

خدايا
به من صبر عطا کن تا بتوانم
انتظار نعمتهايت را بکشم
خدايا به من عشق نازل کن تا بتوانم
به بندهايت عشق بورزم
خدايا به چشمانم اشک فراوان هديه کن
تا بتوانم براي جلب رضايت تو
شب ها را تا صبح گريه کنم 

[ دوشنبه 08 اسفند 1390 ] [ 17:44 ] [ ela86 ]

براي تو مي نويسم که بودنت بهار و نبودنت خزاني سرد است
تويي که تصور حضورت سينه بي رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق مي زند
در کوير قلبم از تو براي تو مي نويسم
اي کاش در طلوع چشمان تو زندگي مي کردم
تا مثل باران هر صبح برايت شعري مي سرودم
آن گاه زمان را در گوشه اي جا مي گذاشتم و به شوق تو اشک مي شدم
و بر صورت مه آلودت مي لغزيدم
اي کاش باد بودم و همه عصر را در عبور مي گذراندم
تا شايد جاده اي دور هنوز بوي خوب پيراهنت
را وقتي از آن مي گذشتي در خود داشته باشد
که مرهمي شود براي دلتنگي هايم 

[ دوشنبه 08 اسفند 1390 ] [ 17:39 ] [ ela86 ]

از گناه بپرهيزيد كه هيچ بلائى و كمبود روزى نيست مگر به خاطر گناه، حتى خراش بدن و زمين خوردن و دچار مصيبت شدن.

مولا علی (ع) 

[ دوشنبه 08 اسفند 1390 ] [ 17:37 ] [ ela86 ]

ژنرال و ستوان جوان زیردستش سوار قطار شدند. تنها صندلی های خالی در کوپه، روبروی خانمی جوان و زیبا و مادربزرگش بود. ژنرال و ستوان روبروی آن خانمها نشستند. قطار راه افتاد و وارد تونلی شد. حدود ده ثانیه تاریکی محض بود. در آن لحظات سکوت، کسانی که در کوپه بودند 2 چیز شنیدند: صدای بوسه و سیلی. هریک از افرادی که در کوپه بودند از اتفاقی که افتاده بود تعبیر خودش را داشت
خانم جوان در دل گفت: ...
از اینکه ستوان مرا بوسید خوشحال شدم اما از اینکه مادربزرگم او را کتک زد خیلی خجالت کشیدم
مادربزرگ به خود گفت: از اینکه آن جوانک نوه ام را بوسید کفرم درامد اما افتخار میکنم که نوه ام جرات تلافی کردن داشت
ژنرال آنجا نشسته بود و فکر کرد ستوان جسارت زیادی نشان داد که آن دختر را بوسید اما چرا اشتباهی من سیلی خوردم
ستوان تنها کسی بود که میدانست واقعا چه اتفاقی افتاده است. در آن لحظات تاریکی او فرصت را غنیمت شمرده که دختر زیبا را ببوسد و به زنرال سیلی بزند. 

[ دوشنبه 08 اسفند 1390 ] [ 17:36 ] [ ela86 ]

قل مراد پاهاش درد ميكرد استامينوفن ميزاره تو كفشش

.

.

.

قل مراد رو مي برن اتاق عمل بهش میگن همراه داري
میگه خاموشش كردم 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 08 اسفند 1390 ] [ 17:33 ] [ ela86 ]

دلم قلمرو جغرافیای ویرانی است
هوای ناحیه ی ما همیشه بارانی است

دلم میان دو دریای سرخ مانده سیاه
همیشه برزخ دل تنگه ی پریشانی است

مهار عقده ی آتشفشان خاموشم
گدازه های دلم دردهای پنهانی است

صفات بغض مرا فرصت بروز دهید
درون سینه ی من انفجار زندانی است

تو فیض یک اقیانوس آب آرامی
سخاوتی ، که دلم خواهی بیابانی است!

قیصر امین پور 

[ دوشنبه 08 اسفند 1390 ] [ 17:23 ] [ ela86 ]

يكى از فرزندان مرحوم آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى بنام حاج ميرزا محمّد معروف به ((آقازاده )) مقيم مشهد بود و عالمى بسيار متعيّن و متنفّذ بود. مرحوم آقازاده كه در رتق و فتق امور وارد بود، نوكران متعدّدى داشت و هر كدام براى انجام كارى تعيين شده بودند. يكى از نوكرانش ‍ مردى بود به نام حاج على اكبر كه از همه مشتى تر بود و غالبا سلاح كمرى در زير لباس داشت و محافظ آقا بود. اين حاج على اكبر، براى من كه حسينعلى راشد فرزند مرحوم ملا عبّاس تربتى هستم ، چنين نقل كرد:
 در ايام زمستان براى سركشى به املاك آقا به نيشابور رفته بودم . در مراجعه به مشهد، در راه بين شريف آباد و مشهد برفگير شديم و در قهوه خانه حوض حاج مهدى مانديم . غير از ما جمعى ديگر نيز به قهوه خانه پناه آورده بودند. شب فرا رسيده بود كه اتومبيلى از طرف مشهد رسيد و چهار نفر از جوانان پولدار و خوشگذران مشهدى كه چهار خانم را با خود داشتند و نمى دانم به كجا مى خواستند بروند(؟!)، به سبب برف و تاريكى شب ناچار به همين قهوه خانه پناه آوردند. آمدن آنها در آن شب تاريك برفى در كوهستان ، بزم عشرتى مجانى براى مسافران بوجود آورد. جوانان بطريهاى مشروب و خوراكيها را چيدند و زنها بعضى به خوانندگى و بعضى به رقص پرداختند.
در گرماگرم اين بساط، در قهوه خانه باز شد و مرحوم حاج آخوند(44) با سه چهار نفر كه از تربت قصد رفتن به مشهد را داشتند و مركبشان الاغ بود و از سنگينى برف و تاريكى شب امكان حركت برايشان نبود و ناگزير شده بودند كه به قهوه خانه پناه بياورند، وارد شدند. از صاحب قهوه خانه اجازه خواستند به آنها جايى بدهد و او گفت كه سكوى آن طرف خالى است .
من (حاج على اكبر) با مشاهده اين وضع هراسان شدم و گفتم نكند كه از جانب حاج آخوند نسبت به اينها تعرض بشود و يا از جانب آنها به آن مرد اهانتى بشود. به همين خاطر خود را آماده كردم كه اگر خواستند به حاج آخوند اهانت كنند در مقام دفاع برآيم ؛ هر چه باداباد. لكن حاج آخوند، به حالتى كه نه كسى را مى بيند و نه چيزى را مى شنود به سوى آن سكو رفت و چون نماز مغرب و عشاء را نخوانده بودند از قهوه چى جهت قبله را پرسيدند. حاج آخوند به نماز ايستاد و همراهانش به وى اقتدا كردند. يكى اذان گفت و حاج آخوند اقامه گفت و وارد نماز شدند. من هم غنيمت دانستم ، وضو گرفتم و اقتدا كردم . چند نفر ديگر از مسافران نيز از بزم عشرت رو برگرداندند و به صف جماعت پيوستند. قهوه چى نيز گفت غنيمت است ، يك شب اقلا نمازى پشت سر حاج آخوند بخوانيم .
خلاصه ، وقتى از نماز فارغ شديم ، از جوانها و خانمها خبرى و اثرى نبود. بساط خود را جمع كرده و رفته بودند و نفهميدم در آن شب برفى به كجا رفتند 

[ دوشنبه 08 اسفند 1390 ] [ 17:14 ] [ ela86 ]

خیانت یک اشتباه نیست

درست‌ترین اتفاق در یک رابطه? اشتباه است . . .

.

.

.

چه نقاش ماهری است

فکر و خیال

وقتی که دانه دانه موهایت را سفید می کند . . . 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 08 اسفند 1390 ] [ 17:04 ] [ ela86 ]

پيروزي اوساسونا با گلزني نکونام
کاپيتان تيم ملي ايران بار ديگر براي باشگاه پامپلونايي گلزني کرد.  اوساسونا در لالیگا با نتیجه دو بر یک گرانادا را از پیش رو برداشت. گل اول اوساسونا را جواد نکونام روی پاس آلوارو سخودو زده و گل دوم را دژان لکيک، ستاره دیدار مقابل بارسا به ثمر رساند.

******

سرانجام هنکه به ايران بازگشت
مربي آلماني تيم فوتبال استقلال از شب گذشته در اردوي استقلال شرکت کرد. به گزارش خبرگزاری فارس، میشائیل هنکه مربی آلمانی استقلال که برای استراحت به کشورش سفر کرده بود پس از چند روز غیبت شب گذشته به ایران بازگشت و سپس در اردوی آبی پوشان در هتل استقلال شرکت کرد.

*****

فيفا پرسپوليس را به کسر امتياز تهديد نکرده است
معاون حقوقي باشگاه پرسپوليس با بيان اينکه وينگادا به تعهدات قراردادش عمل نکرده، گفت: در نامه کميته انضباطي فيفا به باشگاه پرسپوليس هيچ اشاره اي به کسر امتياز نشده است.

*****

گودين، فالکائو، بوسکتس و مسي محروم شدند
 با توجه به دريافت کارت زرد پنجم بوسکتس و مسي از بارسا و فالکائو و گودين از اتلتيکو، اين بازيکنان هفته بيست و ششم استراحت دارند.

به نقل از مارکا اسپانیا، فالکائو بازیکن گلزن تیم فوتبال اتلتیکومادرید و گودین ستاره بازی‌ساز این تیم به‌خاطر دریافت کارت زرد پنجم از بازی در هفته بیست و ششم محروم شدند.از تیم فوتبال بارسلونا نیز لیونل مسی و بوسکتس با دریافت کارت زرد پنجم مجوز استراحت و محرومیت خود را از بازی آینده بارسا امضا کردند.

[ دوشنبه 08 اسفند 1390 ] [ 16:59 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...316317318319320...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران