عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

ايران،کره‌جنوبي،ازبکستان،قطر و لبنان در يک‌گروه
تيم ملي فوتبال ايران پس از قرعه‌کشي مرحله دوم گروهي مقدماتي جام جهاني 2014 برزيل در گروه اول با تيم‌هاي کره، ازبکستان، قطر و لبنان همگروه شد.

***************************************

مظلومي: صعود ايران را تبريک مي‌گويم
سرمربي تيم فوتبال استقلال گفت: با توجه به گروه‌بندي انجام شده، از حالا صعود تيم ملي ايران به جام جهاني 2014 را تبريک مي‌گويم.

***************************************

کي‌روش:‌ اگر آماده باشيم به جام جهاني مي‌رويم
سرمربي پرتغالي تيم ايران معتقد است در صورتي آمادگي شاگردانش، شانس صعود از گروه اول جام جهاني 2014 را خواهند داشت. کارلوس کی‌روش یکی از مربیانی بود که امروز در مراسم قرعه‌کشی مرحله دوم مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل از قاره آسیا در محل برگزاری این رویداد در کوالالامپور حضور داشت.
وی که تیمش در این رویداد با تیم‌های ازبکستان، قطر، لبنان و کره جنوبی همگروه شد، گروه اول را بسیار را نزدیک به هم خواند.
سرمربی پرتغالی ایران در این زمینه اظهار داشت: اگر ما کاملا آماده باشیم، در آن‌صورت با خوشحالی و افتخار خواهم گفت که شانس صعود خواهیم داشت.
وی افزود: ما تیم خوبی داریم که از بازیکنان خوبی تشکیل شده است.

***************************************

فرگوسن :باختيم چون آتلتيک بيلبائوبرتر ميدان بود
سرمربي تيم فوتبال منچستريونايتد انگليس پس از شکست خانگي در دور رفت مرحله يک هشتم پاياني ليگ اروپا برابر آتلتيک بيلبائو به برتري تيم اسپانيايي در اين ديدار اذعان کرد. الکس فرگوسن 70 ساله گفت :« ما بازنده شدیم چون تیم حریف بهتر بود.»
وی افزود : « البته پیروزی در زمین حریف در بازی برگشت دور از دسترس نیست.ما در بازی رفت نشان دادیم که می توانیم فرصتهای گلزنی خوبی کسب کنیم اما در خط دفاعی باید بسیار بهتر از این عمل کنیم. در بازی با بیلبائو ضعف خط دفاعی باعث شد تا دائما از حریف عقب بمانیم.»

[ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 15:45 ] [ ela86 ]

شبها که سکوت است وسکوت است وسياهی
آوای تو می خواندم از لا يتناهی
آوای تو می آردم از شوق به پرواز
شبها که سکوت است و سکوت است وسياهی
امواج نوای تو به من می رسد از دور
دريايی و من تشنه مهر تو چو ماهی
وين شعله که با هر نفسم می جهد از جان
خوش ميدهد از گرمی اين شوق گواهی
ديدار تو گر صبح ازل هم دهدم دست
من سرخوشم از لذت اين چشم به راهی
ای عشق تو را دارم و دارای جهانم
همواره تويی هر چه تو گويی وتو خواهی 

[ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 15:38 ] [ ela86 ]

دیده را نباید گفت چه رسد به ندیده (رسول اکرم ص )

***************************************

از فتنه و آزمايش در آخرالزمان نگران نباشيد چرا كه موجب نابودي منافقان خواهد شد. پیامبر اکرم (ص)

***************************************

زمانیکه شکم از خوراکیهای مباح انباشته گردد دل از دیدن خیر و صلاح کور می شود. امام علی (ع)

***************************************

از همنشینی با صاحب منصبان و دنیا پرستان بپرهیزید که این همنشین دین شما را برده و نفاق می آورد.  امام صادق (ع)

***************************************

به راستى که دل در درون سینه بى قرار است و به دنبال حق مى ‏گردد و چون به آن رسید، آرام و قرار مى ‏گیرد امام صادق (ع)
 

[ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 15:32 ] [ ela86 ]

لعنت به عدو که روح تقوا را کشت
ایمان و کمال و عشق و معنا را کشت

باز آ و بگیر انتقامی سنگین
از آنکه ز راه ظلم ، زهرا(س) را کشت 

[ پنج‌شنبه 18 اسفند 1390 ] [ 16:51 ] [ ela86 ]

غروب جمعه رسیده است وبازتنهایی
غروب ِ این همه غربت ، چرانمی آیی؟

زمین به دورسرم چرخ می زندپس کی
تمام می شوداین روزهای یلدایی؟

کجاست جاذبه ات آفتاب من؟خسته است
شهاب کوچکت ازاین مدار پیمایی

کبوترانه دلم راکجا روانه کنم؟
کجاست گنبدآن چشمهای مینایی؟

تمام هفته دلم رابه جمعه خوش کردم
غروب ِ جمعه رسیده است و باز.... تنهایی 

[ پنج‌شنبه 18 اسفند 1390 ] [ 16:49 ] [ ela86 ]

یک سقا در هند ، دو کوزه بزرگ داشت که هر کدام از آنها را از یک سر میله ای آویزان می کرد و روی شانه هایش می گذاشت. د ریکی از کوزه ها شکافی وجود داشت ، بنابراین وقتی که کوزه سالم ، همیشه حداکثر آب ممکن را از رودخانه به خانه ارباب می رساند ، کوزه شکسته فقط نصف این مقدار را حمل می کرد .
برای مدت دو سال ، این کار هر روز ادامه داشت . سقا فقط یک کوزه و نیم آب را به خانه ارباب می رساند . کوزه سالم به موفقیت خودش افتخا ر می کرد.
موفقیت در رسیدن به هدفی که به منظور آن ساخته شده بود اما کوزه شکسته ، بیجاره از نقص خود شرمنده بود وا زاینکه تنها می توانست نیمی ا زکا رخود را انجام دهد ، ناراحت بود . بعد ا زدو سال ، روزی در کنار رودخانه، کوزه شکسته به سقا گفت: "من ا زخودم شرمنده ام و می خواهم از تو معذرت خواهی کنم"
سقا پرسید:" چه می گویی؟ از چه چیزی شرمنده هستی ؟"
کوزه گفت : د راین دو سال گذشته من تنها توانسته ام نیمی از کاری را که از عهده ام گذاشته شده است را انجام دهم ، چون شکافی که د رمن وجود داشت ، باعث نشتی آب در راه بازگشت به خانه اربابت می شود. به خاطر ترکهای من تو مجبو رشدی این همه تلاش کنی باز هم به نتیجه مطلوب نرسیدی.
سقا دلش برای کوزه شکسته سوخت و برای همدردی گفت: از تو می خواهم د رمسیر بازگشت به خانه ارباب ، به گلهای زیبا ی کنار راه توجه کنی .
د رحین بالا رفتن از تپه، کوزه شکسته خورشید را نگاه کرد که چگونه گلهای کنا رجاده را زندگی می بخشد و این موضوع، او را کمی شاد کرد. اما د رپاین راه با زهم احساس ناراحتی می کرد. چون دید که بازهم نیمی از آب نشت کرده است. برای همین دوباره از صاحبش عذ رخواهی کرد.
سقا گفت: من از شکافهای تو خبر داشتم و ا زآنها استفاده کردم . من در کنا رراه گلهایی کاشتم که هر رو ز وقتی از کنا ررودخانه بر می گشتیم، تو به آنها آب داده ای . برای مدت دو سال ، من با این گلها، خانه اربابم را تزئین کرده ام .

" بی وجود تو ، خانه ارباب نمی توانست اینقدر زیبا باشد " 

[ پنج‌شنبه 18 اسفند 1390 ] [ 16:47 ] [ ela86 ]

بهترین ها همیشه میمانند ،
شاید جلوی دیدگان نباشند اما در دل ماندگارند

.

.

.

نکند یوسف عمرم رود از مصر خیالت
باز آواره ی تنهایی چاهم بکنی 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 18 اسفند 1390 ] [ 16:45 ] [ ela86 ]

شيطان شما را از تهيدستى بيم مى‏دهد و شما را به زشتى وامى ‏دارد؛ و[لى‏] خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و بخشش مى ‏دهد، و خداوند گشايشگر داناست.

سوره بقره آیه 268 

[ پنج‌شنبه 18 اسفند 1390 ] [ 16:38 ] [ ela86 ]

چقدر گرفته دلت ،مثل آنكه تنهايي
چقدر هم تنها
خيال مي كنم دچار آن رگ پنهان رنگها هستي
دچار يعني؟
عاشق
وفكر كن كه چه تنهاست،اگر كه ماهي كوچك
دچار آبي درياي بيكران باشد
چه حس نازك غمگيني!
وغم اشارت تلخي به رد وحدت اشياست
وغم
اشارت تلخي
به رد
وحدت
اشياست.

سهراب

[ پنج‌شنبه 18 اسفند 1390 ] [ 16:36 ] [ ela86 ]

پرچم، پيشاني‌بند، انگشتر، چفيه، بي‌سيم روي كولش، خيلي بانمك شده بود؛ گفتم: « چيه خودتو مثل علم درست كردي؟ مي‌دادي پشت لباستم برات بنويسن.»
پشت لباسشو نشون داد: « جگر شير نداري سفر عشق مرو. » گفتم: « به هر حال اصرار بيخود نكن؛ بي‌سيم‌چي، لازم دارم ولي تو رو نمي‌برم. هم سنت كمه، هم برادرت شهيد شده. » از من حساب مي‌برد، حتي يك كم مي‌ترسيد. دستش رو گذاشت رو كاپوت تويوتا و گفت « باشه، نميام. ولي فرداي قيامت شكايتتو به فاطمه زهرا مي‌كنم. مي‌توني جواب بدي؟ »
گفتم: « برو سوار شو.»
******** 
گفتم: « بي‌سيم‌چي.»
بچه‌ها مي‌گفتن: « نمي‌دونيم كجاست. نيست.»
به شوخي گفتم: « نگفتم بچه‌س؛ گم مي‌شه؟ حالا بايد كلي بگرديم تا پيداش كنيم ...»
بعد عمليات داشتيم شهدا رو جمع مي‌كرديم. بعضي‌ها فقط يه گلوله يا تركش ريز، خورده بودند. يكي هم بود كه تركش سرشو برده بود. برش گردوندم. پشت لباسشو ديدم « جگر شير نداري سفر عشق مرو. » 

[ پنج‌شنبه 18 اسفند 1390 ] [ 16:34 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...298299300301302...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید