عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

و چون انسان را آسيبى رسد، ما را -به پهلو خوابيده يا نشسته يا ايستاده- مى‏خواند، و چون گرفتاريش را برطرف كنيم چنان مى‏رود كه گويى ما را براى گرفتاريى كه به او رسيده، نخوانده است. اين گونه براى اسرافكاران آنچه انجام مى‏دادند زينت داده شده است.


سوره يونس آیه 12 

[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 14:52 ] [ ela86 ]

آن كه سودا زده چشم تو بوده است منم
آن كه از هر مژه صد چشم گشوده است منم

آن جفا دیده گرفتاروفا پیشه كه چشم
بسته از غیر تو تا بر تو گشوده است منم

آن كه در خاطره اش حرف وفا نیست تویی!
وان كه اكنده ز مهر تو دل اوست منم

آن كه در وادی عشق تو سر تسلیمش
رایگان بر كف اخلاص چنان كوفت منم 

[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 14:50 ] [ ela86 ]

وصيت نامه شهيد سيد حسين روح الامين
اي عزيزان از مال دنيا دست برداريد و به خدا فكر كنيد، ما از خاك آمده ايم و به خاك بازمي گرديم، هرچه هست، دست خداست و هرچه صلاح او است همان است، خداوند در اين دنيا بسيار آزمايش خواهد كرد. اين نعمتها را براي آزمايش ما قرار داده است مواظب باشيم كه از اين آزمايشات سربلند بيرون بيائيم. اي دوستان به دنبال شناخت اسلام برويد اگر اسلام را شناختيد، اگر امام (ره) را شناختيد، به آنچه كه مي خواهيد مي رسيد، به خدا فكر كنيد و به فرداي قيامت، به آن آتش جهنم و نعمتهاي خدا در بهشت، دست از مال دنيا و هواهاي نفساني برداريد...اي مردمي كه در صحنه هستيد به گلزار شهدا برويد و از اين عزيزان درس بياموزيد. و فرزندان خود را چون اينان بزرگ كنيد، در نمازجمعه ها مرتب شركت كنيد، نه فقط به عنوان يك نفر حاضر در نماز به خطبه ها گوش كنيد راه و روش اسلام را ياد بگيريد و سعي كنيد در سياست دخالت كنيد و ببينيد در مملكتتان چه مي گذرد.
من نمي دانم چه بگويم چون مي دانم دنيا هيج ارزشي ندارد و تنها سفارشم اين است كه دست از ياري امام (ره) برنداريد و در جنگ شركت كنيد به مستضعفين كمك كنيد و دست نوازش بر سر آنان بكشيد.... 

[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 14:47 ] [ ela86 ]

راه کسب انرزی با مواد کمتر

1 تعادل را در دریافت انرژی رعایت کنید
اصلا لازم نیست برای افزایش انرژی یا جلوگیری از اضافه‌شدن وزنتان یک برنامه‌غذایی سخت و عجیب و غریب را ترتیب دهید. فقط کافی است همان مواد غذایی مفیدی را که تا حالا می‌خوردید، در زمانی مناسب و به اندازه مصرف کنید.
اگر قرار است امروز در خانه بمانید و کار زیادی هم ندارید و در نتیجه بدنتان به انرژی بالایی نیاز ندارد، حجم ناهارتان را کم کنید و به جای شیر و بیسکوییت در میان‌وعده‌، یکی، دو وعده میوه یا یک لیوان دوغ کم‌نمک بخورید! بدن شما ماشین نیست که برنامه‌ای از پیش‌نوشته شده، به او بدهید. شما می‌توانید با توجه به نیاز و فعالیت روزانه‌تان، حجم وعده‌‌های غذایی‌تان را کم یا زیاد کنید.

2 هیچ وعده‌ای را حذف نکنید
خیلی‌ها، به‌خصوص آنهایی که قصد لاغر شدن دارند، به راحتی مصرف صبحانه، ناهار یا حتی میان‌وعده‌هایشان را حذف می‌کنند و نمی‌دانند که این کار نه تنها آنها را لاغر نمی‌کند بلکه باعث افزایش وزنشان هم می‌شود!
وقتی شما یک وعده‌غذایی یا میان‌وعده را حذف می‌کنید، میل و اشتهایتان به غذاهای چرب و شیرین در وعده بعدی بیشتر می‌شود و بدون هیچ کنترلی در وعده‌های بعدی غذا می‌خورید. به همین دلیل، متخصصان تغذیه توصیه می‌کنند روزی 5 وعده غذا (اصلی و میان‌وعده) بخورید؛ حتی اگر یکی، دو تا از این وعده‌ها سالاد بدون سس یا انواع میوه‌ یا یك لیوان شیر كم‌چرب باشد.

3- کالری دریافتی‌تان را بین ‌وعده‌ها تقسیم کنید
کالری موردنیاز بدن با توجه به سن، جنس و فعالیت روزانه‌ بدن تعیین می‌شود که این کالری باید به تدریج و به صورت متناسب از صبح تا شب وارد بدن شود. اگر فرض کنیم که نیاز روزانه بدن ما 1400 كیلوکالری در روز است، بهتر است در هر یک از وعده‌های صبحانه، ناهار و شام‌، 400 كیلوکالری (روی هم 1200 كیلوکالری) و در میان‌وعده‌ها هر کدام 100 كیلوکالری (روی هم 200 كیلوکالری) دریافت کنیم.

4 اگر اضافه‌ وزن دارید، توقع‌تان را پایین بیاورید
بیشتر افرادی که اضافه وزن دارند و تصمیم می‌گیرند لاغر شوند، دوست دارند یک‌شبه ‌ره صد ساله را بپیمایند و به همین خاطر حجم زیادی از کالری دریافتی روزانه‌شان را پایین می‌آورند. 
کم کردن ناگهانی انرژی دریافتی روزانه باعث خستگی، بی‌حوصلگی و عصبی‌شدن افراد می‌شود. به همین خاطر، اغلب متخصصان رژیم‌درمانی توصیه می‌کنند که بیشتر از یک درصد از وزنتان را در هفته کم نکنید تا انرژی‌تان تحلیل نرود و برنامه رژیمتان را نیمه‌کاره رها نکنید. همیشه یادتان باشد که باید به اندازه نیاز بدنتان انرژی دریافت کنید تا سالم بمانید. 

[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 14:45 ] [ ela86 ]

تقدیم به کسی که با شکوفه های بهار آمد
امابرای من تنها بهارنبود . بهشتی بود دردل کره خاکی دلم .
تو درپائیزبرگ ریز دستان سرد مرا گرفتی ومرا به باغ دلت راه دادی و من حالا می بینم که دنیای دلت چه بزرگست و من چه ذره ناچیزی در این سبزه زار بی انتها. کمک کن تا لایق دلت باشم . کمک کن آنگونه باشم که باید.
مهربانی از تو و عشق از من .
سلام پرنده ی کوچک خوشبختی من 
سلام و به امید یه جهان پر از عشق ،پر از محبت و پر از نور برای تو. یه دنیا زیبائی به زیبائی چشمهای نازنین تو.
یه دنیا مثل قلب تو صاف و صادق و مهربان .
هستی من تو ، تمام وجود من تو ، نور دیدگانم تو .
توئی که به گوشه چشمی عشقی گرم وزیبا آفریدی .
توئی که به کرشمه ای آتش در من افروختی .
توئی که پاکی چون دریا.
زلالی چون آب .
روانی چون باران .
تو پادشاه سرزمین عشقی .
تو خود عشقی .
می پرستمت .
برای من بمان همان گونه عاشقانه . تمام عمر من به فدای تو.به فدای نیم نگاه تو و یک نفس تو
تو تنها ترین معشوق منی .
مهربانم
امیدوارم بتوانم لایق تو باشم . به پاس مهربانیت ، تا ابد با تو خواهم ماند.
دوستت دارم.
 دیوانه ات خواهم ماند  

[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 14:34 ] [ ela86 ]

الهی و ربی من لی غیرک !
خدایا تنها تو می دانی که من چگونه ام و در دل من چه می گذرد و من چقدر بی تابم!
خدایا! چگونه تو را بخوانم که در عمق وجود خویش فقط و فقط ذکر تو جای دهم.
فقط نام تو را همیشه بخوانم و با یادت زندگی کنم.
خدایا! هراسانم! گریزانم! به فکر خویش در زندانم!
که چرا اینگونه اند مردمانی که در فکر خویش می اندیشند که می دانند، اما نمی دانند!
خدایا! چگونه است حال آنایی که غرق در خویشتن اند و غافل از اندیشیدن در پی افکار خویش!
خدایا! بی تابم! در نمی یابم که آفریده هایت چگونه اند!
نمی فهمم کجای این جهانم! نگرانم! 
نکند منم مثل اینانم! که فکرم در پی خویشتن است و از دیگران گریزانم!
الهی! لطفت را شاملم کن! عاقلم کن! باورم کن! 

[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 14:32 ] [ ela86 ]

لالا لالا نخواب سودي نداره همون بهتر كه بشماري ستاره
همون بهتر كه چشمات وا بمونه كه ماه غصش نشه تنها بيداره
لالا لالا نخواب بازم سفررفت نمي دونم به كارون يا خزررفت
فقط دردم اينه مثه هميشه بدون اطلاع و بي خبر رفت 

[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 14:27 ] [ ela86 ]

خوشا به حال اصلاح‏ كنندگان بين مردم، كه آنان همان مقرّبان روز قيامت‏اند. 

امام کاظم (ع) 

 

[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 14:22 ] [ ela86 ]

یک روز ملا به در خانه همسایه اش رفت و در را زد. همسایه بیرون آمد و گفت چه میخواهی؟ ملا گفت که قابلمه میخواهم. مرد رفت و یک قابلمه بزرگ برای او آورد. ملا قابلمه را گرفت و به خانه برد. چند روز بعد قابلمه را برد به در خانه همسایه و در را زد. آن مرد آمد و قابلمه را از ملا گرفت. وقتی در قابلمه را باز کرد دید یک قابلمه کوچکتر توی آن است. از ملا پرسید که این دیگر چیست. ملا گفت وقتی قابلمه را از شما گرفتم حامله بود اینم بچه اش. مرد تعجب کرد و خیلی خوشحال شد و از ملا تشکر کرد و به خانه رفت. فردای آن روز ملا باز امد و از مرد طلب قابلمه کرد. آن مرد با خوشحالی و با خیال اینکه باز ملا آنرا میبرد و با یک قابلمه کوچک میاورد آنرا به ملا داد و با شادمانی به خانه رفت. ملا قابلمه را گرفت و رفت. مرد چندین روز منتظر ماند که ملا بیاید و دو قابلمه را به او پس بدهد ولی خبری از ملا نشد. عاقبت به در خانه ملا رفت و در زد. ملا در را باز کرد و پرسید چه میخواهی؟ مرد گفت قابلمه ام را میخواهم. ملا گفت قابلمه؟؟؟!!! مرد گفت آری قابلمه. ملا گفت خدا بیامرزتش قابلمه ات مرد. مرد با تعجب گفت قابلمه ام مرد؟؟؟؟؟؟؟ ملا گفت آری مرد. مرد گفت مگر قابلمه هم میمیرد؟؟ ملا گفت قابلمه ای که حامله شود و بزاید خوب مردنش که تعجب ندارد 

[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 14:21 ] [ ela86 ]

حیف نون میره بانک میگه آقا کل موجودی منو بدید. پولها رو میگیره میشماره میگه درسته، بذار سر جاش !!!

.

.

.

میدونى فرق تو با فندق چیه؟
فندق یه مغز کوچولو داره که تو اونم ندارى 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 14:17 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...291292293294295...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید