عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

خداوندا..
من از تنهايي و برگ ريزان پاييز، من از سردي سرماي زمستان،
من از تنهايي و دنياي بي تو مي ترسم.
خداوندا...
من از احساس بيهوده بودن، من از چون حبابِ آب بودن،
من از ماندن چون مرداب مي ترسم.
خداوندا...
من ازمرگ محبت، من از اعدام احساس به دست دوستان دور يا نزديک مي ترسم.
خداوندا...
. من از ماندن مي ترسم
خداوندا...
من از رفتن مي ترسم
خداوندا...
من از خود نيز مي ترسم
خداوندا...
پناهم ده

 

[ پنج‌شنبه 17 فروردین 1391 ] [ 14:28 ] [ ela86 ]

جرم من چیست که شیدای نگاهت شده ام
آن قدر واله که انگشت نمایت شده ام
جرم من چیست که در کلبه تنهایی خویش
زاهد گوشه محراب لبانت شده ام
آخر ای اختر تابنده به دامان سپهر
جرم من چیست که رسوای زمانت شده ام
آمدی ساده نشستی به گلیم دل من
جرم من چیست که معشوق نوازت شده ام
ای که از شور جوانی خودت سرمستی
ساغری نوش که ساقی شرابت شده ام
آمدی ساده نشستی و چو طوفان رفتی
هیچ انگار ندیدی که خرابت شده ام
رفتی و بی خبر از خویش نمودی ما را
لحظه ای چند نظر کن نگرانت شده ام
ای که از حال دل من خبری نیست تو را
با خبر باش که من چشم به راهت شده ام 

[ پنج‌شنبه 17 فروردین 1391 ] [ 14:18 ] [ ela86 ]

امام صادق (ع)

 احسان به مردم به کمال نمیرسد جز با سه خصلت : 1- شتاب نمودن در آن 2- کم شمردن بسیار آن 3- منت نگذاشتن با آن به مردم. 

[ پنج‌شنبه 17 فروردین 1391 ] [ 14:17 ] [ ela86 ]

روزي يك بازرس به يكي از كلاسهاي دبيرستاني رفت. كلاس در آن ساعت درس رياضيات داشت.
بازرس به دبير گفت:خواهش ميكنمك 3 نفر از بهترين شاگردها را به ترتيب بفرستيد پاي تخته. ميخواهم ببينم توانايي آنها در رياضيات چقدر است.
شاگردي به پاي تخته فرستاده شد. مسئله اي را كه به او گفتند خيلي زود حل كرد و سر جايش نشست. شاگرد دوم آمد. او هم مسئله را حل كرد و سر جاي خود نشست.
سومين شاگردي كه به پاي تخته آمد ، تا اندازه اي مضطرب به نظر ميرسيد. گچ را برداشت تا مسئله را حل كند كه بازرس متوجه قيافه او شد. اين شاگرد همان شاگردي بود كه در نوبت اول به پاي تخته آمده بود . بازرس به روي او اخم كرد و با لحني سرزنش آميز گفت:اين كار يعني چه؟ پسر تو ميخواهي به من حقه بزني؟ تو همين الان آمدي يك مسئله حل كردي و رفتي مگرنه؟
شاگرد با حالتي گناهكارانه لبخند زد و گفت: خيلي معذرت ميخواهم آقاي بازرس، آخر من به جاي يك شاگرد ديگر آمده ام....
بازرس خشمگين فرياد زد: به جاي يك شاگرد ديگر؟ اين اولين بار است كه در مدت خدمتم با چنين وضع افتضاحي روبرو ميشوم!
شاگرد با شرمساري سرش را پايين آورد.
همه شاگردان كلاس با نگراني منتظر بودند كه ببينند بازرس چه خواهد گفت. بازرس خشمگين پرسيد: به جاي كدام شاگرد آمدي؟
به جاي بهترين دوستم. آخر او به يك مسابقه فوتبال رفته است.
بازرس رويش را به طرف دبير برگرداند و گفت: خوب شما آقاي دبير چطور چنين اجازه اي ميدهيد؟ خودتان ميدانيد كه اين شاگرد يك بار آمد به پاي تخته و يك مسئله حل كرد....با وجود اين همان طور با خيال راحت ايستاده ايد و تماشا ميكنيد كه ببينيد اين پسرك چطوري به من حقه ميزند!
دبير به طرزي ناشيانه شروع كرد به توجيه وضع خودش و گفت: خيلي ببخشيد آقاي بازرس. من شاگردهاي اين كلاس را نميشناسم!
بازرس فرياد زد : اين اصلآ امكان دارد كه يك معلم شاگرد هاي كلاس خودش را نشناسد؟
دبير گفت : من معلم اين كلاس نيستم....
بازرس گفت: پس در اين كلاس چه مي كنيد؟
من به جاي معلم خودشان آمده ام. آخر ايشان هم به همان مسابقه فوتبال رفته اند.
لبخندي آشكار چهره بازرس را روشن كرد. سرش را جنباند و چند لحظه اي ساكت ماند. بعد دستش را تكان داد و گفت: خوب شما بايد خدا را شكر كنيد كه من به جاي همكارم آقاي دريانوف به بازرسي آمده ام. آخر ايشان هم به همان مسابقه فوتبال رفته اند. اگر خودشان براي بازرسي تشريف آورده بودند، شما به اين سادگي نميتوانستيد از اين وضع خلاص بشويد. 

[ پنج‌شنبه 17 فروردین 1391 ] [ 14:14 ] [ ela86 ]

حیف نون میره بهشت
رو دیوار مینویسه :
لعنت بر پدر و مادر کسی که اینجا سیب بخورد !

.

.

.

برای یک زن بیست سال طول می کشد تا از پسرش مردی بسازد
اما یک زن دیگر ظرف بیست دقیقه او را خر می کند ! 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 17 فروردین 1391 ] [ 14:06 ] [ ela86 ]

زيبايي ام را پاياني نيست
وقتي كه در چشمان تو به خواب مي روم
و هراس كودكانه ام را از يا د مي برم
در عطري كه از تو بر سينه دارم
چه بي پروا دوستت دارم
و چه بي نشان تو را گم ميكنم
وقتي كه دروغ ميگويم 

 

[ پنج‌شنبه 17 فروردین 1391 ] [ 13:59 ] [ ela86 ]

زمان خلافت اميرمؤمنان علي (ع ) بود، زني شيفته و عاشق جواني شده بود، و با ترفندهاي خود مي خواست آن جوان را كه شخصي پاك بود، آلوده به عمل منافي عفت كند، جوان از او دوري كرد، و از حريم عفت و پاكي تجاوز ننمود. آن زن آلوده ، نسبت به آن جوان ، بسيار ناراحت شد، تصميم گرفت با تهمتهاي ناجوانمردانه ، او را به كشتن دهد، سفيده تخم مرغ را به لباس خود ماليد و سپس به آن جوان چسبيد و او را به حضور امير مؤمنان علي (ع ) آورد و شكايت خود را چنين مطرح كرد: اين جوان مي خواست با من عمل منافي عفت انجام دهد، ولي من نمي گذاشتم ، سرانجام آنقدر خودش را به من ماليد كه شهوت او به لباسم ريخت . سپس آن سفيده تخم مرغ را كه در لباسش بود به علي (ع ) نشان داد. مردم آن جوان را ملامت مي كردند، و آن جوان پاك و بي گناه كه سخت ناراحت شده بود، گريه مي كرد.
اميرمؤمنان علي (ع ) آماده قضاوت شد، به قنبر فرمود: برو ظرفي پر از آب جوش به اينجا بياور، قنبر رفت و آب جوش آورد. بدستور امام علي (ع ) آن آب جوش را به روي لباس آن زن ريختند، هماندم آن سفيدي هاي ماليده به لباس او، جمع شد، آن حضرت به قنبر فرمود: آن سفيدي ها را به دو نفر بده . قنبر آنها را به او نفر داد، آن دو نفر آن سفيدي ها را چشيدند و هر دو عرض ‍ كردند كه اين سفيدي ها از سفيده تخم مرغ است . امام علي (ع ) دستور داد، آن جوان بي گناه را آزاد ساختند، و آن زن را بجرم نسبت زنا به يك فرد بي گناه ، شلاق زدند. يعني حد قذف (تهمت زنا) را كه هشتاد تازيانه از روي لباس است بر وي جاري ساختند. 

[ پنج‌شنبه 17 فروردین 1391 ] [ 13:57 ] [ ela86 ]

نیکی هنری نیست به امید تلافی
احسان به کسی کن که بکار تو نیاید . . .
.
.
.
برای کشتیهای بی حرکت
موجها تصمیم می گیرند . . . 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 17 فروردین 1391 ] [ 13:55 ] [ ela86 ]

پيروزي قاطع پرسپوليس برابر الغرافه
تيم فوتبال پرسپوليس در زمين الغرافه قطر به برتري پرگل رسيد.غلامرضا رضایی در دقیقه 3، ایمون زاید در دقیقه 6 و جواد کاظمیان در دقیقه 72 برای پرسپولیس گلزنی کردند.
فرهاد مجیدی بازیکن پیشین استقلال در ترکیب اصلی الغرافه قطر حضور داشت اما او و یارانش نتوانستند برابر حملات سرخپوشان ایرانی کاری از پیش ببرند. مجیدی در دقیقه 78 تعویض شد.
داور عمانی به علی کریمی از پرسپولیس کارت زرد نشان داد.
پرسپولیس با این پیروزی 7 امتیازی شد و در پایان دور رفت صدر نشین گروه باقی ماند.

***********************************************************

زايد بهترين بازيکن ديدار پرسپوليس - الغرافه شد
ايمون زايد به عنوان بهترين بازيکن ديدار پرسپوليس مقابل الغرافه معرفي شد.

***********************************************************

لمپارد: يک کار ناتمام با بارسلونا داريم
 فرانک لمپارد ستاره انگليسي چلسي معتقد است که تيمش مي تواند در مرحله نيمه نهايي ليگ قهرمانان اروپا مقابل بارسلونا به پيروزي برسد.لمپارد با اشاره به دیدار تیمش مقابل بارسا در مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا در سه سال پیش گفت:« آن بازی هنوز در ذهن ماست ولی امسال، سال کاملا متفاوتی است. پس باید تلاش کنیم و آنها را شکست دهیم.»

[ پنج‌شنبه 17 فروردین 1391 ] [ 13:52 ] [ ela86 ]

سوختم ، بزن باران شايد تو خاموشم كني
شايد سوزش اين زخم ها امشب كم كني
آه باران ، من سراپاي وجودم آتش است
بزن باران بزن شايد تو خاموشم كني 

[ پنج‌شنبه 17 فروردین 1391 ] [ 13:43 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...261262263264265...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید