عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

 بزرگترین لذت در زندگی ، انجام کاریست ، که دیگران میگویند” نمیتوانی انجام بدهی

.

.

.

هنر دروغی است که حقیقت را بیان می کند.   


ادامه مطلب
[ جمعه 31 خرداد 1392 ] [ 18:32 ] [ ela86 ]

[ جمعه 31 خرداد 1392 ] [ 18:30 ] [ ela86 ]

 سلیمان و مورچه عاشق

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم...
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...
تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...

[ جمعه 31 خرداد 1392 ] [ 18:18 ] [ ela86 ]

 روی دست شب هم مانده ام!
دیگر خواب هم مرا نمیبرد.

.

.

.


دانم ودانی که جانم عاقبت ازآن توست پس نزن آتش به جانم چون که جانم جان توست گرزنی آتش به جانم من بسوزم دررهت پس ازآن هر ذره از خاکسترم خواهان توست


ادامه مطلب
[ جمعه 31 خرداد 1392 ] [ 18:13 ] [ ela86 ]

کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست
که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل؛
اول آنکه کچل بود،
دوم اینکه سیگار می کشید .
و سوم – که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت!
… چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،
آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه :
زن داشتم ،سیگار می کشیدم وکچل شده بودم.
وتازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران که ابراز انزجار می کند
ممکن است در خودش بوجود آید . 
از خاطرات دكتر شريعتي

سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی تسلیت باد

[ جمعه 31 خرداد 1392 ] [ 17:59 ] [ ela86 ]

تو آن بهانه ای که مسلم نمی شوی
هم می شوی دچار من و هم نمی شوی
یک مشت سکه ای که من از ترس گم شدن
هر صبح می شمارمت و کم نمی شوی
مانند پازلی که بهم ریختی و من
هر کار میکنم تو منظم نمی شوی
بیهوده است راه من و تو ز هم جداست
تو یک فرشته هستی و آدم نمی شوی...

[ جمعه 31 خرداد 1392 ] [ 17:50 ] [ ela86 ]

 

وقتی نگاهم میکرد تمام وجودم می لرزید تنها کسی بود که مرا اینگونه عاشق کرد دلم می خواست بداند که چقدر دوستش دارم اما او همیشه با من سرد و رسمی بود.
به خاطرش به علاقه خیلی ها پشت کردم اما بازهم........
یک روز به هم برخورد کردیم از من دعوت کرد ؛ احساس خوبی داشتم . آن روز خیلی حرف زدیم اما اینبار هم سرد و رسمی........
سالها گذشت . درس مان هم تمام شد . آخرین باری بود که می دیدمش ، یعنی می دانستم که این آخرین بار است ، آخرین حرف ما فقط یه نگاه بود ......
و درآخر گفت خدانگهدار......
من رفتم و او رفت ؛ من با اندیشه او و او با اندیشه فرداها....
مدتى كه گذشت ، با خبر شدم که ازدواج کرده است . می گفتند او دیگر شاد نیست . نمی دانستم چرا من به تنهایی خود فکر میکردم...
سالها گذشت ... او را دیدم . این بار جسم بی روحش را در مراسم خاک سپاری اش ديدم . سردی جسمش مرا یاد سخنانش می انداخت ؛ حرفهایی سرد و بی روح....
دیگر نخندیدم . از او چيزى به یادگار نداشتم جز یک نگاه...
دفتر خاطراتش بدستم رسید . با اندوهی فراوان آن را ورق زدم . آخرین نوشته اش مربوط به آخرین دیدارمان بود .
نوشته اش را خواندم :

امروز برای آخرین بار دیدمش ، چقدر زیبا شده بود ، هم زیبا بود هم مهربان وقتی نگاهم میکرد دلم می لرزید ، برق نگاهش نگذاشت بگویم که چقدر دوستش دارم ...
من دیگر به تنهایی خود فکر نمی کنم ، به غروری که فاصله را رقم زد می اندیشم...
____________________________
[ چهارشنبه 29 خرداد 1392 ] [ 16:00 ] [ ela86 ]

فردي از يك آسايشگاه رواني بازديد مي كرد ، به شخصي از ساكنان آن جا برخورد كرد كه راضي و خوشنود در يك صندلي به عقب و جلو تاب مي خورد و مرتباً زير لب مي گفت : " ليلو ، ليلو ..."
از پرستار آنجا پرسيد :
" اين مرد چه ناراحتي دارد ؟"
پرستار توضيح داد :
" مي دانيد آقا ، ليلو نام زن بي وفايي است كه او را ترك كرد. "
بازديد كننده به گردش خود ادامه داد . كمي بعد به يك سلول رسيد كه ديوارهاي داخلش را با ابر پوشانده بودند . در آنجا شخصي مرتباً سرش را به ديوار مي كوبيد و فرياد مي كشيد : " ليلو ، ليلو ... "
بازديد كننده پرسيد :
" چرا اين مرد فرياد مي زند ، ليلو ؟!"
پرستار پاسخ داد :
" اوه اين همان مردي است كه ليلو بالاخره با او ازدواج كرد ."
نتيجه :
بيشتر ما خواهان چيزي هستيم كه عاقبتش را نمي دانيم . پس بهتر است قبل از هر كاري ، تمام عواقب آن را در نظر بگيريم 

[ چهارشنبه 29 خرداد 1392 ] [ 15:58 ] [ ela86 ]

 

ايران با اقتدار مسافر برزيل شد


تيم ملي ايران با برتري يک بر صفر برابر کره جنوبي به عنوان تيم اول گروه راهي جام جهاني برزيل شد.


 

ملي پوشان ايران با يک نمايش منطقي و به دور از احساس توانستند با نتيجه يک بر صفر حسرتي که چهار سال پيش در کره در دل ايراني ها ماند، در همين کشور به اشک شوق تبديل شود.
ايران در رقابت هاي مقدماتي با 5 پيروزي، يک تساوي و دو شکست با 16 امتياز به عنوان تيم نخست گروه خود راهي جام جهاني شد. نکته جالب کسب 9 امتياز از اين شانزده امتياز در سه بازي آخر بود. جايي که اميدها بسيار کم شده بود.
شاگردان کي روش که در ديدارهاي اول چندان مطمئن نشان نداده بودند، در سه بازي اخير خود کاري کردند کارستان. گرفتن شش امتياز از کره جنوبي و دبل کردن تيمي که چهار سال پيش ايران را از جام جهاني محروم کرد، لذتي فراتر از پاسخ دادن به کري خواني هاي نه چندان دوستانه داشت.
ايران پيش از اين در جام جهاني 1978 آرژانتين، 1998 فرانسه و 2006 آلمان شرکت کرده بود و با توجه به روند يکي‌درميان حضور در جام جهاني اين بار نوبت ما بود که در بزرگ ترين رويداد فوتبالي جهان در عرصه ملي شرکت کنيم.
مردان آريايي در جام جهاني نتوانسته اند از گروه خود صعود کنند، ايران تنها يک برد در جام جهاني به دست آورده که مقابل آمريکا در سال 1998 به دست آمده است.
با توجه به برگزاري رقابت هاي مقدماتي در جام جهاني در ساير قاره ها ايران به عنوان سومين تيم راهي جام جهاني 2014 شد. پيش از اين ايران، ژاپن و استراليا صعود خود به جام جهاني را جشن گرفتند.
[ سه‌شنبه 28 خرداد 1392 ] [ 18:11 ] [ ela86 ]

یادمان باشد برای حفظ این آب خاک چه خون هایی ریخته شده است

و چه جوان هایی جان خود فدای این آب و خاک و دین و ناموسشان کردن.

شادی روح شهدا صلوات 

عکس خود گویاست

[ سه‌شنبه 28 خرداد 1392 ] [ 13:05 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...2526272829...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران