عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

شغل نامناسب بر روان انسان تأثیر منفی دارد

خبرگزاری فارس: تحقیقات جدید در استرالیا نشان می‌دهد که شغل نامناسب و ناراضی بودن از شغل درست مانند بیکاری بر روح و روان افراد تأثیر منفی دارد.

خبرگزاری فارس: شغل نامناسب بر روان انسان تأثیر منفی دارد

به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس به نقل از روزنامه دیلی میل انگلیس، محققان استرالیایی هشدار دادند که شغل بد و نامناسب درست مثل بیکاری بر سلامت روحی و روانی افراد تاثیر منفی می‌گذارد.

پیتر باترورث (Peter Butterworth)، دانشیار دانشگاه ملی استرالیا و محقق اصلی تحقیقات گفت: تحقیقات ما به روشنی نشان می‌دهد که میانگین اختلالات روانی شایع نظیر استرس و افسردگی بین افراد دارای مشاغل نامناسب و افراد بیکار تفاوت نمی‌کند.

وی افزود: هر دو گروه بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات روانی نسبت به افراد دارای مشاغل خوب هستند.

محققان دانشگاه ملی استرالیا تحقیقات خود را روی گروهی از انگلیسی‌ها انجام دادند که برخی از آنها بیکار بودند در حالی که برخی دیگر در کاری فعالیت می‌کردند که کیفیت مناسبی نداشت.

محققان گفتند که منظور آنها از کیفیت بد فقط دفاتر دارای نور نامناسب یا کارگاههای قدیمی نیست بلکه آنها همچنین به مشاغلی اشاره می‌کنند که کارفرما سرسختانه برخورد می‌کند یا از امنیت شغلی برخوردار نیستند.

محققان به این نتیجه رسیدند: افراد شاغل در این کارها به همان اندازه بیکاران در معرض انواع بیماریهای روحی و روانی قرار دارند.

این در حالی است که دو تحقیق دیگر محققان دانشگاه لندن نیز نشان می‌دهد: افراد ناراضی از شغل خود از فشار خون بالا حتی وقتی سرکار نیستند، رنج می‌برند.

این محققان همچنین افزودند: افرادی که ارتقاء شغلی خود را به نفع دیگری از دست می‌دهند؛ در معرض ابتلا به بیماریهای قلبی قرار دارند.

[ شنبه 12 مرداد 1392 ] [ 04:33 ] [ ela86 ]

ســـــلامتی اونـــایی کـــه مـــوقـــع خـــرج کـــردن

واســـه رفـــیق و عـــشــقشــون…

پــــول واســـشون حـــکــم جـی اِل ایــکسو داره…

راحــــــت از جـــــیب درمـــیاد…!!

.

.

.

همیشه سخت ترین جای ِ کار اینه که ، تظاهر کنی هیچی نشده..


ادامه مطلب
[ شنبه 12 مرداد 1392 ] [ 04:31 ] [ ela86 ]

تورا به خاطر همه کسایی که نشناخته ام دوست میدارم

تورا به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست میدارم
برای خاطر عطر نان گرم
و برفی که آب می شود
و برای خاطر نخستین گناه
تورا به خاطر دوست داشتن دوست میدارم
تورا به جای همه ی کسایی که دوست نمیدارم دوست میدارم.

بخش از فیلم مدار صفر درجه (حسن فتحی)

[ جمعه 11 مرداد 1392 ] [ 14:49 ] [ ela86 ]

 صاحب این عکس را می شناسید؟

در ضلع شرقی مسجد جامع بازار تهران غذا فروشی داشت.
مرحوم حاج میرزا احمد عابد نهاوندی معروف به« مرشد چلویی»
روی تابلوی بالای دخل مغازه اش نوشته شده بود:« نسیه و وجه دستی داده می شود، حتی به جنابعالی به قدر قوه» 
مرحوم مرشد در جلوی آشپزخانه ای که ایستاده بود، گفته بود کسانی که می خواهند غذا بیرون ببرند، هدایت کنید تا از نزد او بگذرند چون بیشتر کسانی که غذا بیرون می بردند، بچه ها و نوجوانانی بودند که برای کارفرمایان وصاحبان مغازه های بازار غذا می گرفتند و می بردند و خودشان از آن غذا محروم بودند. مرحوم مرشد کودکی که با ظرف غذا در دست، نزد او می آمد قدر پلوی زعفرانی روی بادیه او می ریخت و ظرف را کامل می کرد و بعد تکه کباب یا لقمه گوشت یا اگر تمام شده بود، ته دیگی زعفرانی داخل روغن می کرد و دهان آن پسربچه یا نوجوان می گذاشت.
و همین طور فقیران و مسکینان صفی داشتند که از داخل راهرو شروع می شد و به اول سالن مغازه ختم می گشت. افراد فقیری که معمولاً عائله مند بودند و بعضی مورد شناسایی مرحوم مرشد قرار داشتند، هر روز می آمدند و به نسبت تعداد عائله خود غذای رایگان و خرجی یومیه می گرفتند.

این شعر از آن مرحوم است:

کو آن کسی که کار برای خدا کند؟
بر جای بی‌وفایی مردم وفا کند

هرچند خلق سنگ ملامت بر او زنند
بر جای سنگ نیمه شبها دعا کند

[ پنج‌شنبه 10 مرداد 1392 ] [ 02:41 ] [ ela86 ]

به جان خودت بیفت!

خودت خودت را بساز!

وگرنه «دیگران» به تو «شکل» می‌دهند.

 

[ پنج‌شنبه 10 مرداد 1392 ] [ 02:05 ] [ ela86 ]

ترک برداشتن دیوار حرم مولا علی (ع) در شب ضربت خوردن مولا.

دانلود کلیپ

شهادت مولا علی (ع) تسلیت باد.

[ سه‌شنبه 08 مرداد 1392 ] [ 00:24 ] [ ela86 ]

در چهلمش یادش بخیر ...

بای ذنب القتلت

[ سه‌شنبه 08 مرداد 1392 ] [ 00:16 ] [ ela86 ]

امیر مومنان در روز سیزدهم ماه رمضان خطبه می خواندند، برای مردم صحبت می کردند و از جمله کسانی که در مسجد نشسته بودند دو فرزند بزرگوارشان امام حسن و امام حسین علیهما السلام بودند. یک مرتبه وسط صحبت خطاب می کنند به امام حسن، می فرمایند فرزندم حسن! چند روز از این ماه گذشته است؟ عرض می کند پدرجان! سیزده روز باز به امام حسین می فرماید: فرزندم! چند روز از این ماه مانده است؟ پدر جان ! هفده روز. آنگاه دستی به محاسن مبارکش می برد و می فرماید چیزی نمانده است که این محاسن به خون این سر خضاب بشود.

شهادت مولا علی (ع) تسلیت باد.

[ سه‌شنبه 08 مرداد 1392 ] [ 00:12 ] [ ela86 ]

از بیل گیتس پرسیدن از تو ثروتمند تر هم هست؟

در جواب گفت بله فقط یک نفر. پرسیدن کی؟

در جواب گفت سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و تازه اندیشه ی طراحی مایکروسافت و تو ذهنم پی ریزی می کردم،در فرودگاهی درنیویورک قبل از پرواز چشمم به این نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد،دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخر...م دیدم که پول خورد ندارم و اومدم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه من و دید گفت این روزنامه مال خودت بخشیدمش به خودت بردار برای خودت.

گفتم آخه من پول خورد ندارم گفت برای خودت بخشیدمش برای خودت.

سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همون فرودگاه و همون سالن پرواز چشمم به یه مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همون بچه بهم گفت این مجله رو بردار برا خودت ،گفتم پسرجون چند وقت پیش یه روزنامه بهم بخشیدی.هرکسی میاداینجا دچار این مسئله میشه بهش میبخشی؟!
پسره گفت آره من دلم میخواد ببخشم از سود خودمه که میبخشم

به قدری این جمله و نگاه پسر تو ذهن من مونده که خدایا این برمبنای چه احساسی اینا رو میگه.

زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد و پیدا کنم و جبران گذشته رو بکنم
گروهی تشکیل دادم بعد از 19 سال گفتم که برید و اونی که در فلان فرودگاه روزنامه میفروخت و پیدا کنید.یک ماه و نیم مطالعه کردند و متوجه شدند یک فرد سیاه پوسته که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردن اداره.

ازش پرسیدم من و میشناسی. گفت بله، جناب عالی آقای بیلگیتس معروفید که دنیا میشناسدتون.

سالها پیش زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه میفروختی من یه همچین صحنه ای از تو دیدم

گفت که طبیعیه. این حس و حال خودم بود
گفتم میدونی چه کارت دارم، میخوام اون محبتی که به من کردی و جبران کنم
گفت که چطوری؟
گفتم هر چیزی که بخوای بهت میدم
(خود بیلگیتس میگه خود این جوونه مرتب میخندید وقتی با من صحبت میکرد)
پسره سیاه پوست گفت هر چی بخوام بهم میدی؟
گفتم هرچی که بخوای
گفت هر چی بخوام؟
گفتم آره هر چی که بخوای بهت میدم
من به 50 کشور افریقایی وام دادم به اندازه تمام اونا به تو میبخشم
گفت آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی
پرسیدم واسه چی نمیتونم جبران کنم؟
پسره سیاه پوست گفت که :فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو
بخشیدم ولی تو تو اوج داشتنت میخوای به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمیکنه

بیل گیتس میگه همواره احساس میکنم ثروتمند تر از من کسی نیست جز این جوان 32
ساله مسلمان سیاه پوست...

[ یکشنبه 06 مرداد 1392 ] [ 01:20 ] [ ela86 ]

یه دختر آمریکایی بود که مسلمان شده بود،

وقتی در مورد خطری که تهدیدش میکنه (بخاطر حجابش) سوال کرد، بهش گفتند میتونی تقیه کنی و بخاطر حفظ جانت و امنیتت حجابت رو برداری، هیچ اشکالی هم نداره
گفت اگه بخاطر حجابم جونمو از دست بدم شهید حساب میشم، گفتند آره ، گفت حجابم رو بر نمیدارم ، و کیفشو برداشت و با لبخندی وارد شهر شد…

(یک دختر تازه مسلمان شده آمریکایی منبع مجله خبرنامه تحلیلی آمریکا).
[ یکشنبه 06 مرداد 1392 ] [ 01:05 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...1617181920...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران