عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

دانشمندان شهر حیف نون اینا کشق کردند

“انسان هایی که بیشتر عمر می کنند دیرتر می میرند” !

.

.

.

خر کردن چیست ؟

ایجاد اعتماد به نفس کاذب در فرد ، برای انجام کاری احمقانه ! 


ادامه مطلب
[ جمعه 09 تیر 1391 ] [ 11:07 ] [ ela86 ]

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست
تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست
قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست
آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست
من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست
فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز
که همین شوق مرا، خوب ترینم! کافی ست ... 

[ جمعه 09 تیر 1391 ] [ 11:03 ] [ ela86 ]

يكى از اهالى كوفه در شهر سامراء خدمت حضرت ابوالحسن ، امام علىّ هادى عليه السلام شرفياب شد و اظهار داشت :
ياابن رسول اللّه ! من از دوستان و علاقه مندان به شما و اجدادتان مى باشم ، و داراى قرض سنگينى هستم و چون توان پرداخت آن را ندارم به قصد شما آمده ام .
امام هادى عليه السلام فرمود: همين جا بِايست تا چاره اى بينديشم .
پس از گذشت لحظاتى ، مقدار سى هزار دينار از طرف متوكّل - خليفه عبّاسى - براى حضرت آوردند.
حضرت سلام اللّه عليه آن پول ها را از ماءمور متوكّل گرفت و بى درنگ و بدون آن كه محاسبه نمايد، تمامى آن سى هزار دينار را تحويل آن شخص كوفى داد.
پس آن مرد كوفى مقدار ده هزار دينار از آن ها را برداشت و اظهار نمود: ياابن رسول اللّه ! من بيش از ده هزار دينار نياز ندارم ، چون به همان مقدار بدهكار هستم و براى من همين مقدار كافى است .
ولى امام عليه السلام از پس گرفتن آن بيست هزار دينار خوددارى و امتناع نمود.
لذا آن مرد كوفى تمامى آن هديه را گرفت و گفت : خداوند بهتر مى داند كه چه كسانى را امام و حجّت خود بر انسان ها قرار بدهد، و سپس عازم شهر كوفه شد 

[ جمعه 09 تیر 1391 ] [ 11:02 ] [ ela86 ]

اگر می خواهید خوشبخت باشید

زندگی را به یک هدف گره بزنید ، نه به اشیاء . . .

.

.

.

به کسانی که پشت سر شما حرف میزنند ، بی اعتنا باشید
آنها به همانجا تعلق دارند
یعنی دقیقا پشت سر شما . . . 


ادامه مطلب
[ جمعه 09 تیر 1391 ] [ 10:58 ] [ ela86 ]

ايتاليا حريف اسپانيا در ديدار نهايي يورو شد
تيم فوتبال ايتاليا با پيروزي مقابل آلمان حريف اسپانيا در فينال جام ملت‌هاي اروپا شد. ديدار تيم‌هاي فوتبال آلمان و ايتاليا از مرحله نيمه نهايي جام ملت‌هاي اروپا ساعت 23:15 به وقت ايران در ورزشگاه ملي شهر ورشو با قضاوت استفان لانوي فرانسوي برگزار شد که اين ديدار با نتيجه 2 بر يک به سود ايتاليا به پايان رسيد.

*******************************************************************

سرژيک تيموريان:آندو بايد به قطر مي‌رفت
به هيچ وجه دوست نداشتم آندرانيک در تيم ديگري به جز استقلال تهران به بازي بپردازد. سرژيک تيموريان برادر بزرگتر آندرانيک تيموريان هافبک ملي پوش تيم فوتبال استقلال تهران که براي فصل جديد فوتبال ايران را رها کرده و به ليگ ستارگان قطر پيوسته است، در رابطه با جدايي آندو ازاستقلال مي گويد: معتقدبودم که پولي که قطري ها به آندو مي دادند درست سه برابر پولي بود که تيم هاي ايراني حاضردرليگ برترمي خواستند به آندرانيک پرداخت نمايند ضمن آنکه شرايط بازي درفوتبال حرفه اي قطر به مراتب ازليگ برتر ما بهتر است و از آن حاشيه ها و مسائلي که هميشه پشت سر بازيکنان ايراني است و آنها را رنج مي دهد، خبري نيست!
سرژيک تيموريان که خودش سالها هافبک ومدافع تيم فوتبال استقلال تهران بود در ادامه مي افزايد: اين اواخر آندرانيک دچار مصدوميت شده بود اما مي خواست هرطوري که شده باتيم ملي باشد و مصدوميتش رافراموش کرده بود به هرحال آندو مثل ديگر ارامنه کشورمان به وطنش عرق خاصي دارند.

*******************************************************************

الوصل از تمديد قرارداد با خلعتبري منصرف شد
باشگاه الوصل امارات متحده عربي اعلام کرد: اين باشگاه به سه بازيکن تيم فوتبال خود از جمله محمدرضا خلعتبري بازيکن ايراني اين تيم نيازي ندارد و قرارداد آنها با تيم فوتبال الوصل تمديد نمي شود.

[ جمعه 09 تیر 1391 ] [ 10:55 ] [ ela86 ]

من نیستم مانند تو، مثل خودم هم نیستم
تو زخمی صدها غمی، من زخمی غم نیستم
با یادگاری از تبر، از سمت جنگ آمدی گفتم
چه آمد بر سرت؟ گفتی که مَحرم نیستم
مجذوب پروازم ولی، دستم به جایی بند نیست
حالا قضاوت کن خودت، من بی‌گناهم! نیستم
با یک تلنگر می‌شود، از هم فروپاشی مرا
نگذار سر بر شانه‌ام، آن‌قدر محکم نیستم
خواندی غزل‌های مرا، گفتی که خیلی عاشقم
اما نمی‌دانم خودم، هم عاشقم هم نیستم 

[ جمعه 09 تیر 1391 ] [ 10:50 ] [ ela86 ]

سخنانی از امام جواد (ع)

فرمود: ملاقات و ديدار با دوستان و برادران - خوب - ، موجب صفاى دل و نورانيّت آن مى گردد و سبب شكوفائى عقل و درايت خواهد گشت ، گرچه در مدّت زمانى كوتاه انجام پذيرد.

*****************************************************

فرمود: چگونه گمراه و درمانده خواهد شد كسى كه خداوند سَرپرست و متكفّل اوست . چطور نجات مى يابد كسى كه خداوند طالبش مى باشد. هر كه از خدا قطع اميد كند و به غير او پناهنده شود، خداوند او را به همان شخص واگذار مى كن

*****************************************************

فرمود: هركس موقعيّت شناس نباشد جريانات، او را مى ربايد و هلاك خواهد شد.

*****************************************************

فرمود: سرزنش كردن ديگران بدون علّت و دليل سبب ناراحتى و خشم خواهد گشت ، در حالى كه رضايت آنان نيز كسب نخواهد كرد.

*****************************************************

فرمود: با فضيلت ترين و ارزشمندترين عبادت ها آن است كه خالص و بدون ريا باشد. 

[ جمعه 09 تیر 1391 ] [ 10:47 ] [ ela86 ]

خسـتگان عشـق را ایام درمـان خـواهـد آمـد
غم مخور آخر طبیب دردمندان خواهـد آمـد
آن‌قــدر از كــردگار خـویشـتن امــیدوارم
كـه شـفابخش دل امـیدواران خـواهـد آمـد
دردمـندان مسـتمندان بـی پناهان را بگـویید
مـنجی عـالم پـناه بـی‌پناهان خـواهـد آمـد
صـبر كن یـا فـاطمه ای بـانوی پـهلو شكسـته
مهدی‌ات با شیشه‌ی دارو و درمان خواهد آمد. 

[ پنج‌شنبه 08 تیر 1391 ] [ 11:48 ] [ ela86 ]

مغازه‌داری روی شیشه مغازه‌اش اطلاعیه‌ای به این مضمون نصب کرده بود؛ “توله‌های فروشی“. نصب این اطلاعیه‌ها بهترین روش برای جلب مشتری، بخصوص مشتریان نوجوان است، به همین خاطر خیلی بعید بنظر نمی‌رسید وقتی پسرکی در زیر همین اطلاعیه هویدا شد و بعد از چند لحظه مکث وارد مغازه شد و پرسید: “قیمت توله‌ها چنده؟”
مغازه دار پاسخ داد: “هر جا که بری قیمتشون از ٣٠ تا ۵٠ دلاره”.
پسر کوچک دست تو جیبش کرد و مقداری پول خرد بیرون آورد و گفت: من ٢ دلار و ٣٧ دارم. می‌توانم یه نگاهی به توله‌ها بیندازم؟
صاحب مغازه پس از لبخندی سوت زد. با صدای سوت، یک سگ ماده با پنج توله فسقلی‌اش که بیشتر شبیه توپ‌های پشمی کوچولو بودند، پشت سر هم از لانه شان بیرون آمدند و توی مغازه براه افتادند. یکی از توله‌ها به طور محسوسی می‌لنگید و از بقیه توله‌ها عقب می‌افتاد. پسر کوچولو بلافاصله به آن توله لنگ که عقب مانده بود اشاره کرد و پرسید:
“اون توله‌هه چشه؟”
صاحب مغازه توضیح داد که دامپزشک بعد از معاینه اظهار کرده که آن توله فاقد حفره مفصل ران است و به همین خاطر تا آخر عمر خواهد لنگید. پسر کوچولو هیجان زده گفت:
“من همون توله رو می‌خرم”.
صاحب مغازه پاسخ داد: “نه، بهتره که اونو انتخاب نکنی. تازه اگر واقعاً اونو می‌خوای، حاضرم که همین جوری بدمش به تو”.
پسر کوچولو با شنیدن این حرف منقلب شد. او مستقیم به چشمان مغازه دار نگریست و در حالی که با تکان دادن انگشت سبابه روی حرفش تاکید می‌کرد گفت:
“من نمی‌خوام که شما اونو همین جوری به من بدید. اون توله‌هه به همان اندازه توله‌های دیگه ارزش داره و من کل قیمتشو به شما پرداخت خواهم کرد. در واقع، ٢ دلار و ٣٧ سنت شو همین الان نقدی میدم و بقیه شو هر ماه پنجاه سنت، تا این که کل قیمتشو پرداخت کنم”.
مغازه دار بلافاصله گفت: “شما بهتره این توله رو نخرید، چون اون هیچوقت قادر به دویدن و پریدن و بازی کردن با شما نخواهد بود”.
پسرک با شنیدن این حرف خم شد، با دو دست لبه شلوارش را گرفت و آن را بالا کشید. پای چپش را که بدجوری پیچ خورده بود و به وسیله تسمه‌ای فلزی محکم نگهداشته شده بود، به مغازه دار نشان داد و در حالی که به او می‌نگریست، به نرمی گفت:
“می بینید، من خودم هم نمی‌توانم خوب بدوم، این توله هم به کسی نیاز داره که وضع و حالشو خوب درک کنه”! 

[ پنج‌شنبه 08 تیر 1391 ] [ 11:45 ] [ ela86 ]

همیشه در ریاضیات ضعیف بودم

سالهاست دارم حساب میکنم چگونه من بعلاوه ی تو ، شد فقط من . . .

.

.

.

با اینکه ازم دوری اما هر وقت دستمو میزارم رو قلبم ، میبینم سر جاتی ! 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 08 تیر 1391 ] [ 11:42 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...168169170171172...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید