عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

عکسی تاریخی که در 26 جولای 1967 توسط "روکو مورابیتو" گرفته شد،
بعدها و در سال 1968، جایزه معتبر پلیتزر را به عکاسش پیشکش کرد.
عکسی ماندگار که به "بوسه زندگی" معروف شد، بازتابی گسترده در دنیا داشت.
راندال شامپیون، که یک سیم چین بود، با لمس سیم برق فشار قوی،
بیهوش در میان زمین و آسمان معلق مانده بود. در این حال، همکارش،
تامسون به سرعت خود را به او رساند و تنفس دهان به دهان را آغاز کرد.
او این کار را آن قدر ادامه داد تا تنفس راندال بازگشت و او جانی دوباره گرفت.
شاید اگر آن روز تامسون کمی دیرتر خود را به همکارش می رساند،
او دیگر به زندگی باز نمی گشت. به همین دلیل این عکس به "بوسه زندگی" معروف شد.

[ پنج‌شنبه 19 دی 1392 ] [ 20:10 ] [ ela86 ]

واكسي هفت ساله بلوار كشاورز

با لبخند کفشهامو واکس میزد، کل استینشو کثیف کرد و بیشتر واکسو پاشیده بود رو خودش
معلوم بود تازه کار بود
نخواستم غرورشو بشکنم، گفتم واکسو بده من تا یه روش جدید رو یادت بدم که زودتر واکس بزنی

کفشهارو ازش گرفتم و خودم کفشهامو واکس کردم
گفتم:چند سال داری مرد جوان؟
گفت :7 سال دارم
گفتم:چرا درس نمی خونی؟الان باید مدرسه باشی
گفت:فعلا جهیزیه ی خواهرم و بیماری مادرم از درس خوندن مهمتره
نمیشه که پدرمو تنها بزارم و برم دنبال دنیای خودم
انگار دنیا رو سرم خراب شد
عذاب وجدان خیلی شدیدی گرفتم
از اینکه پدرم رو به خاطر راحتی بیشتر خودم توو خانه سالمندان گذاشته بودم شرمنده شدم

سریع سوار ماشین شدم و رفتم خانه سالمندان

حیاط خانه سالمندانو رد کردم و دیدم پدرم با چند مرد دیگه نشسته و دارن فال حافظ میگیرن
تا پدرمو دیدم بغلش کردم و گفتم پدر بیا بریم خونه و کلی تو بغلش گریه کردم
یکی از اون پیر مردا که کتاب دستش بود یه نگاه به پدرم کرد و گفت:

یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور.

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور

[ پنج‌شنبه 19 دی 1392 ] [ 19:42 ] [ ela86 ]

معلم: کپل! اون چیه که تو دهنته؟!
کپل: آ آ آ قا اجازه، آ آ آلو هست...
معلم: مگه نگفتم تو کلاس کسی چیزی نخوره؟!:(
کپل: آقا گذاشتیم گوشه لُپ مون خیس بخوره تا زنگ تفریح بخوریمش.
صدای خنده موش ها...

[ پنج‌شنبه 19 دی 1392 ] [ 17:31 ] [ ela86 ]

[ دوشنبه 09 دی 1392 ] [ 12:30 ] [ ela86 ]

[ جمعه 06 دی 1392 ] [ 08:23 ] [ ela86 ]

[ جمعه 06 دی 1392 ] [ 06:58 ] [ ela86 ]

ار شب جمعه ای دیگر، شب زیارتی ارباب میترسم فردا بیاید و انتظارمان به سر نیاید. اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
عصر یک جمعهء دلگیر،
دلم گفت بگویم بنویسم
که چرا عشق به انسان نرسیده است؟
چرا آب به گلدان نرسیده است؟
چرا لحظهء باران نرسیده است؟
وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است.
بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد
که هنوزم که هنوز است
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟
چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟
دل عشق ترک خورد،
گل زخم نمک خورد،
زمین مرد،
زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ، خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...

[ جمعه 06 دی 1392 ] [ 06:45 ] [ ela86 ]

این روزها پاها آماده می‌شوند تاول بزنند.
چشم‌ها مهیا می‌شوند بارانی شوند.
سینه‌ها به شور می‌آیند تا بی‌تاب شوند..
و حنجره‌ها هم‌نفس با خستگان کاروان، می‌خواهند سلامی عاشقانه به "اربعین" بدهند 

اربعین حسینی تسلیت باد

[ پنج‌شنبه 28 آذر 1392 ] [ 19:16 ] [ ela86 ]

گاهے دلـــم میخواهـد …
کفش هایم را تـا بہ تـا بپوشمــ …
تا ببینم هنوز کسے
"حواسش"
بہ مــن هست......
 

 

[ پنج‌شنبه 28 آذر 1392 ] [ 19:04 ] [ ela86 ]

خلاصــه و لــب اخـــلاق دو کلمــــه است :
┘◄ مـــرنج 
و 
┘◄ مــرنـجــــان .
₪✜₪ محمداسماعیل دولابی ₪✜₪

[ پنج‌شنبه 28 آذر 1392 ] [ 19:01 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1234...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران