عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

 

 

[ دوشنبه 16 بهمن 1391 ] [ 16:03 ] [ ela86 ]

 هنگام استفاده از کامپیوتر توجه داشته باشید که جسم فلزی در نزدیکی شما وجود نداشته باشد

زیرا  اشیای فلزی می توانند تابش های الکترومغناطیسی ساطع شده از کامپیوتر ر ا منعکس کنند و به سلامتی شما ضرر جدی برسانند.

کارشناسان استفاده از صفحه نمایش های LCD  را توصیه می کنند و مدل های قدیمی را آسیب زا می دانند.

- بسیاری از محققان قرارگیری طولانی مدت و پشت سرهم را در مقابل کامپیوتر بسیار مضر می دانند. استفاده طولانی مدت علاوه بر تاثیر بر سلامت جسمی، سلامت روحی و  روانی افراد را نیز تحت الشعاع قرار می دهد و آنها را از برقراری ارتباط اجتماعی با افراد واقعی دور می کند و به سمت انزوا و زندگی فرد محور سوق می دهد.

استفاده طولانی مدت از لپ تاپ در مردان منجر به نازایی آنها می شود، زیرا گرما و اشعه ناشی از آن می توانند بر کیفیت و کمیت تولید اسپرم ها تاثیرات منفی بگذارد.

 

[ دوشنبه 16 بهمن 1391 ] [ 16:02 ] [ ela86 ]
[ دوشنبه 16 بهمن 1391 ] [ 15:48 ] [ ela86 ]

 ما را حرمى است و آن شهر قم است. بزودى زنى از فرزندان من به نام فاطمه در آن جا دفن خواهد شد.

امام صادق (ع)

امروز 16 بهمن مصادف با 23 ربیع سالروز ورود حضرت معصومه به شهر مقدس قم.

[ دوشنبه 16 بهمن 1391 ] [ 15:33 ] [ ela86 ]

5 راه فوری برای کنترل عصبانیت

خشم
به محض اینکه خود را عصبانی یافتید سرگرم کاری شوید تا ذهن شما مشغول شود؛ این را بدانید راه‌های مختلفی وجود دارد تا بتوان خود را از عصبانیت و پشیمانی بعد از آن رها کرد.
به آرامی یک لیوان آب بنوشید
به نظر بسیار ساده می‌رسد، ولی علاوه بر سادگی روش بسیار مؤثری نیز است؛ بنابراین این بار اگر خشم بر شما غلبه کرد، یک لیوان آب برای خود بریزید و بسیار به آرامی بنوشید؛ روی هر جرعه آب تمرکز کنید، تصور کنید که چه طور آب از دهانتان به معده فرو می‌ریزد، به این صورت خود را آرام تر می‌یابید.
فشار عصبانیت را خالی کنید
یک بالش یا کوسن نرم به شما کمک می‌کند دوباره آرام شوید‌ تمام عصبانیت خود را به روی بالش خالی کنید، مشت محکمی به بالش بزنید و در چند دقیقه عصبانیت شما کم می‌شود!
به چهره واقعا خنده‌داری فکر کنید
چشمانتان را ببندید و چهره کسی که از دست او عصبانی هستید را به خاطر آورید، اکنون او را به خنده دارترین حالت ممکن تصور کنید مثلاً او را با یک شلوار گل‌دار بزرگ و یا یک کلاه شیپوری سبز و یا لباس عجیبی بر تنش تصور کنید که مانند دلقک ادا در می‌آورد؛ به محض اینکه او را در موقعیت‌های مضحک در نظر بگیرید، خودتان را درحالی که می‌خندید و عصبانیت خود را فراموش کرده‌اید می‌یابید.‌
 نفس عمیق بکشید
خود را کناری بکشید، چشمانتان را ببندید و نفس عمیق بکشید، سعی کنید صدای تنفستان را در حال دم و بازدم بشنوید؛ ذهن خود را ببندید، اجازه ندهید هیچ صدای دیگری را غیر از تنفستان بشنوید؛ نفس‌های آرام و عمیق بکشید، ضربان قلبتان آرام‌تر می‌شود و عصبانیت فروکش می‌کند.
خود را درگیر یک فعالیت ذهنی کنید
به محض اینکه خود را عصبانی یافتید، سرگرم کاری شوید تا ذهن شما مشغول شود، برای مثال می‌توانید جدول سودوکو یا مسئله حل کنید، اگر چیزی را نیافتید، تنها چشمانتان را ببندید و شروع به شمارش اعداد برعکس از بزرگ به کوچک و یکی درمیان کنید؛ به این صورت، 100، 98 و 96 به زودی درمی‌یابید که آنقدر مشغول فکر به این مسئله شدید که عصبانیت خود را فراموش کرده‌اید.
[ دوشنبه 16 بهمن 1391 ] [ 15:25 ] [ ela86 ]

 

توقف بازی به خاطر شکسته شدن دروازه! + فیلم

توقف بازی به خاطر شکسته شدن دروازه! + فیلم
ديدار دو تيم توگو و الجزاير در چارچوب مرحله دوم رقابتهاي جام ملت هاي آفريقا به دليل شکستن دروازه متوقف شد.
فوتبال آنلاین: چهار دقيقه مانده به اتمام زمان بازي ديدار دو تيم توگو و الجزاير ، آدلن گيدورا هافبک الجزايري کنترلش را از دست داد و با شدت به دروازه حريف برخورد کرد که اين حادثه موجب شد تيرك دروازه از جاي دربيايد.در آغاز مسئولان سعي كردند كه آن را دوباره سر جاي خود قرار دهند اما متوجه شدند كه پايه آن شكسته است.
 اين برخورد باعث شد تا بازي متوقف شود اما پس از تعميرات رقابت از سرگرفته شد و با نتيجه 2 بر صفر به نفع  توگو به پايان رسيد.
 

 

 
[ دوشنبه 16 بهمن 1391 ] [ 15:22 ] [ ela86 ]

1. همیشه به مردم بیش از انتظاراتشان ببخشید و اینکار را با روی خوش انجام دهید

 

                             #########################

2. شعر مورد علاقه تان را از بر کنید.

 

                             #########################

 

3. هر آنچه که می شنوید را باور نکنید، همه دارایی تان را خرج نکنید و هر چقدر که می خواهید نخوابید.

                             #########################

4. وقتی به کسی میگویید "دوستت دارم" واقعاً داشته باشید.

 

                             #########################

5. وقتی میگویید "متاسفم"، در چشم طرف مقابل نگاه کنید.

 

                             #########################

6. پیش از ازدواج حداقل شش ماه نامزد بمانید.

 

                             #########################

7. به عشق در نگاه اول اعتقاد داشته باشید.

 

                             #########################

8. هیچگاه به رویاهای دیگران نخندید.

 

                             #########################

9. عمیق و مشتاقانه عشق بورزید. ممکن است صدمه ببینید ولی این تنها راه کامل زندگی کردن است.

 

                             #########################

10. در اختلافات ، منصفانه مبارزه کنید. بدون صدا زدن اسامی افراد!

 

                             #########################

11. مردم را از روی خویشاوندانشان مورد قضاوت قرار ندهید.

 

                             #########################

12. آرام صحبت کنید، سریع فکر کنید.

 

                             #########################

13. وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که تمایلی به پاسخ دادن ندارید، لبخند زده، و سوال کنید، "چرا میخواهی بدانی؟"

 

                             #########################

14. بیاد داشته باشید که عشق بزرگ و کامیابی های بزرگ ریسک بزرگ می طلبند.

 

 

[ دوشنبه 16 بهمن 1391 ] [ 15:18 ] [ ela86 ]

فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعى روایت كرده : یكى از طلبه هاى حوزه باعظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشوارى غیر قابل تحملّى بود . روزى از روى شكایت و فشار روحى كنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)عرضه مى دارد : شما این لوسترهاى قیمتى و قندیل هاى بى بدیل را به چه سبب در حرم خود گذارده اید ، در حالى كه من براى اداره امور معیشتم در تنگناى شدیدى هستم ؟!
شب امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در خواب مى بیند كه آن حضرت به او مى فرماید : اگر مى خواهى در نجف مجاور من باشى اینجا همین نان و ماست و فیجیل و فرش طلبگى است ، و اگر زندگى مادّى قابل توجّهى مى خواهى باید به هندوستان در شهر حیدرآباد دكن به خانه فلان كس مراجعه كنى ، چون حلقه به در زدى و صاحب خانه در را باز كرد به او بگو :
به آسمان رود و كار آفتاب كند .
پس از این خواب ، دوباره به حرم مطهّر مشرف مى شود و عرضه مى دارد : زندگى من اینجا پریشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله مى دهید !!
بار دیگر حضرت را خواب مى بیند كه مى فرماید : سخن همان است كه گفتم ، اگر در جوار ما با این اوضاع مى توانى استقامت ورزى اقامت كن ، اگر نمى توانى باید به هندوستان به همان شهر بروى و خانه فلان راجه را سراغ بگیرى و به او بگویى :
به آسمان رود و كار آفتاب كند
پس از بیدار شدن و شب را به صبح رساندن ، كتاب ها و لوازم مختصرى كه داشته به فروش مى رساند و اهل خیر هم با او مساعدت مى كنند تا خود را به هندوستان مى رساند و در شهر حیدرآباد سراغ خانه آن راجه را مى گیرد ، مردم از این كه طلبه اى فقیر با چنان مردى ثروتمند و متمكن قصد ملاقات دارد ، تعجب مى كنند .
وقتى به در خانه آن راجه مى رسد در مى زند ، چون در را باز مى كنند مى بیند شخصى از پله هاى عمارت به زیر آمد ، طلبه وقتى با او روبرو مى شود مى گوید :
به آسمان رود و كار آفتاب كند
فوراً راجه پیش خدمت هایش را صدا مى زند و مى گوید : این طلبه را به داخل عمارت راهنمایى كنید و پس از پذیرایى از او تا رفع خستگى اش وى را به حمام ببرید و او را با لباس هاى فاخر و گران قیمت بپوشانید .
مراسم به صورتى نیكو انجام مى گیرد و طلبه در آن عمارت عالى تا فردا عصر پذیرایى مى شود . فردا دید محترمین شهر از طبقات مختلف چون اعیان و تجار و علما وارد شدند و هر كدام در آن سالن پرزینت در جاى مخصوص به خود قرار گرفتند ، از شخصى كه كنار دستش بود ، پرسید : چه خبر است ؟ گفت : مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است . پیش خود گفت : وقتى به این خانواده وارد شدم كه وسایل عیش براى آنان آماده است .
هنگامى كه مجلس آراسته شد ، راجه به سالن درآمد ، همه به احترامش از جاى برخاستند و او نیز پس از احترام به مهمانان در جاى ویژه خود نشست .

آنگاه رو به اهل مجلس كرد و گفت : آقایان من نصف ثروت خود را كه بالغ بر فلان مبلغ مى شود از نقد و مِلك و منزل و باغات و اغنام و اثاثیه به این طلبه كه تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه كردم ، و همه مى دانید كه اولاد من منحصر به دو دختر است ، یكى از آنها را هم كه از دیگرى زیباتر است براى او عقد مى بندم ، و شما اى عالمان دین ، هم اكنون صیغه عقد را جارى كنید . چون صیغه جارى شد طلبه كه در دریایى از شگفتى و حیرت فرو رفته بود ، پرسید : شرح این داستان چیست ؟
راجه گفت : من چند سال قبل قصد كردم در مدح
 امیرالمؤمنین (علیه السلام) شعرى بگویم ، یك مصراع گفتم و نتوانستم مصراع دیگر را بگویم ; به شعراى فارسى زبان هندوستان مراجعه كردم ، مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود ، به شعراى ایران مراجعه كردم ، مصراع آنان هم چندان چنگى به دل نمى زد ، پیش خود گفتم حتماً شعر من منظور نظر كیمیا اثر امیرالمؤمنین (علیه السلام)قرار نگرفته است ، لذا با خود نذر كردم اگر كسى پیدا شود و مصراع دوم این شعر را به صورتى مطلوب بگوید ، نصف دارایى ام را به او ببخشم و دختر زیباتر خود را به عقد او در آورم ، شما آمدید و مصراع دوم را گفتید ، دیدم از هر جهت این مصراع شما درست و كامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است . طلبه گفت : مصراع اول چه بود ؟ راجه گفت : من گفته بودم :
به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند
طلبه گفت : مصراع دوم از من نیست ، بلكه لطف خود امیرالمؤمنین (علیه السلام) است . راجه سجده شكر كرد و خواند :
به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند *** به آسمان رود و كار آفتاب كند.

[ دوشنبه 16 بهمن 1391 ] [ 15:09 ] [ ela86 ]

 تمام غصه‌ها از همان جایی آغاز می‌شوند که
ترازو بر می‌داری می‌افتی به جان دوست داشتنت…
انـدازه مـی گـیـری!
حسـاب و کـتـاب مـی کـنـی!
مقـایـسـه مـی کـنـی!
و خدا نـکـنـد حسـاب و کـتـابـت بـرسـد بـه آنـجـا کـه
زیـادتر دوستش داشته ای،
کـه زیـادتـر گذشـتـه ای،
که زیـادتـر بـخـشـیـده ای،
به قـدر یـک ذره،
یک ثانیه حتی!
درست از همانجاست که توقع آغاز می‌شود…
و توقع آغاز همه ی رنج‌هایی است که ما می‌بریم…!

[ یکشنبه 15 بهمن 1391 ] [ 19:24 ] [ ela86 ]

با خويشتندارى از حرام‏هاى خدا مردم را به سوى ما دعوت كنيد.

امام صادق (ع)

 

 

[ پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ] [ 17:11 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...5758596061...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران