عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

بهترین ساعت صرف صبحانه چه موقع است؟

دکتر محققی متخصص تغذیه گفت: به منظور پاک شدن دستگاه ادراری از مواد زائد شب و روز گذشته توصیه می‌شود که...
بهترین زمان مصرف صبحانه بین ساعات 6 تا 8 صبح است که دستگاه گوارش و دستگاه ادراری از مواد زائد روز و شب گذشته پاک شده است.
دکتر محققی متخصص تغذیه گفت: به منظور پاک شدن دستگاه ادراری از مواد زائد شب و روز گذشته توصیه می‌شود که در فاصله زمانی 3 تا 5 بامداد یک لیوان آب آشامیدنی نوشیده شود.
وی گفت: بی اشتهایی به ساعت صبحانه و مقدار ناهار روز قبل و نیز مقدار و نوع غذای شب قبل و عواملی مانند دیر خوابیدن، زود بیدار شدن و فاصله زمانی کم میان بیدار شدن و خروج از منزل بستگی دارد.
دکتر محققی تصریح کرد: علت تمایل نداشتن به صرف صبحانه در افراد و خانواده‌های مختلف، متفاوت است و توصیه یک دستورالعمل یکسان برای تمام افراد صحیح به نظر نمی‌رسد. هر فرد و یا خانواده باید عوامل فوق را بررسی کنند تا عامل بی‌‌میلی به مصرف صبحانه را شناسایی و اقدام به رفع آن کنند. 

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 03:00 ] [ ela86 ]

چشم در راه كسي هستم
كوله بارش بر دوش ،
آفتابش در دست
خنده بر لب ، گل به دامن ، پيروز
كوله بارش سرشار از عشق ، اميد
آفتابش نوروز
با سلامش ، شادي
در كلامش ، لبخند
از نفس هايش گُل مي بارد
با قدم هايش گُل مي كارد
مهربان ، زيبا ، دوست
روح هستي با اوست !
قصه ساده ست ، معما مشمار ،
چشم در راه بهارم آري ،
چشم در راه بهار. . . ! 

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 02:55 ] [ ela86 ]

خداوندا !

تو خيلي بزرگي و من خيلي كوچك

جالب اينجاست !

تو به اين بزرگي ، من كوچك را فراموش نمي كني

ولي ، من به این كوچكي تو را فراموش كرده ام...!!!!

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 02:52 ] [ ela86 ]

اگر سکوت این گستره ی بی ستاره مجالی دهد،
می خواهم بگویم : سلام!
اگر دلواپسی آن همه ترانه ی بی تعبیر مهلتی دهد،
می خواهم از بی پناهی پروانه ها برایت بگویم!
از کوچه های بی چراغ!
از این حصار هر ور دیوار!
از این ترانه ی تار...
مدتی بود که دست و دلم به تدارک ترانه نمی رفت!
کم کم این حکایت دیده و دل،
که ورد زبان کوچه نشینان است،
باورم شده بود!
باورم شده بود،
که دیگر صدای تو را در سکوت تنهایی نخواهم شنید!
راستی در این هفته های بی ترانه کجا بودی؟
کجا بودی که صدای من و این دفتر سفید،
به گوشت نمی رسید؟
تمام دامنه ی دریا را گشتم تا پیدایت کردم!
آخر این رسم و روال رفاقت است،
که در نیمه راه رؤیا رهایم کنی؟
می دانم!
تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند!
اما شمار آنهایی که عاشق می مانند،
از انگشتان دستم بیشتر نیست!
یکیشان همان شاعری که گمان می کرد،
در دوردست دریا امیدی نیست!
می ترسیدم - خدای نکرده ! -
آنقدر در غربت گریه هایم بمانی،
تا از سکوی سرودن تصویرت سقوط کنم!
اما آمدی!
حالا دستهایت را به عنوان امانت به من بده!
این دل بی درمان را که در شمار عاشقان ‌همیشه می گنجانم،
انگشتانم، برای شمردنشان کم می آید! 

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 02:46 ] [ ela86 ]

دنيا سراى بلا و گرفتارى و محل گذران زندگى و زحمت است خوشبختان از آن دل كنده‏اند و از دست بدبختان به زور گرفته مى‏شود پس خوشبخت‏ترين مردم، بى‏ميل‏ترين آنان به دنيا و بدبخت‏ترين مردم، مايل‏ترين آنان به دنياست.

پیامبر اکرم (ص) 

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 02:43 ] [ ela86 ]

شب زیبایی بود
آن شبی را که در آن حس کردم
دل من پر زد و سویت آمد
آن شبی کز سر شب تا به سحر
بلبل باغ دلم نغمه برایت میخواند
هیچ یادت هست؟
آن شبی را که در دیدگانت چه تب آلود چه مست
رفت تا عمق دلم را کاوید
حال رفته ای و باز منم
که به یاد تو و آن عشق عزیز
گفته ام باز به آن نقطه به شب
رفته ام تا که بجویم دل پر مهرت را
رفته ام تا که بجویم نور پر مهر سیه چشمت را
ولی افسوس که دیگر حتی
سایه ای زان رخ پر مهر توام نیست
که من بسپارم به هوایش دل را... 

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 02:41 ] [ ela86 ]

امام دوستي داشت که هميشه با ايشان بود و او جدا نميشد.روزي در بازار کفاش ها همراه حضرت مي رفت و به دنبالشان خدمتکار او ميآمد که سندي(جايي در هند) بود.
ناگاه آن مرد به پشت سر خود نگاه کرد و سه بار خدمتکارش را صدا زد، ولي او را نيافت.بار چهارم که او را ديد به مادرش توهين کرد.
امام صادق (ع) فرمود:سبحان الله!خيال ميکردم تو باتقوا و پارساي، ولي اکنون ، ميبينم پرهيزکارنيستي.آن مرد عرض کرد:قربانت گردم، مادرش زني از اهل سند و مشرک است.
امام فرمود:ازمن دور شو...مگر نميداني هر آييني براي خود مراسم ازدواجي دارند..
راوي حديث ميگويد:ديگر او را نديدم که با ان حضرت راه برود تا آنگاه که مرگ ميان آندو جدايي انداخت. 

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 02:38 ] [ ela86 ]

قابل توجه آقایان: با توجه به در نظر گرفتن قیمت جدید سکه دیه از مهریه ارزانتر است.. حالا تصمیم با شماست

.

.

.

یارو می ره و در یخچال رو باز می کنه و می بینه: ژله هه داره مثل بید می لرزه، بهش می گه: نترس میخوام پنیر بخورم. 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 02:31 ] [ ela86 ]

عاشقانه نوشتم تا عاشقانه بخوانند...
انهايي كه تنها دليل بودنشان رازيست 
كه از يك گل در سينه دارند.... 
انها كه لحظه هايشان گذشت 
به سادگي همان باراني كه باريد... 
و خاطره هاي با هم بودن را از خاطرشان شست...!!! 
انان كه تمام داراپيشان يك گل بود و يك دل كه ان را نيز بخشيدند... 

اما هرگز بهم نرسيدند 

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 02:21 ] [ ela86 ]

دروغگویی می میرد و به جهان آخرت می رود. در آنجا مقابل درواره های بهشت می ایستد ، سپس دیوار بزرگی می بیند که ساعت های مختلفی روی آن قرار دارد از فرشته می پرسد : این ساعت ها برای چه اینجا قرار گرفته اند؟
فرشته پاسخ می دهد: این ساعت ها ساعت های دروغ سنجند و هر کس روی زمین یک ساعت دروغ سنج دارد و هر بار آن فرد دروغی بگوید عقربه ساعت یک درجه جلوتر می رود.

دروغ گو گفت : چه جالب آن ساعت کیه؟
فرشته پاسخ داد : مادر تزار او حتی یک دروغ هم نگفته ، بنابراین ساعتش ، ه هیچ وجه حرکت نکرده است.
وای باور کردنی نیست خوب آن ساعت کیه؟
فرشته پاسخ داد : ساعت آبراهم لینکن عقربها ش دوبار تکان خورد.
خیلی جالبه راستی ساعت من کجاست؟

فرشته پاسخ داد : آن ساعت در اتاق کار سرپرست فرشتگان است ، چون از آن به عنوان پنکه سقفی استفاده می کنند. 

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 02:15 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...341342343344345...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران