عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

هرچند تنهایی را دوست ندارم ، اما دوست دارم در قلب تو تنهای تنها باشم ! …

برای خواندن ادامه اس ام اس ها به ادامه مطلب بروید

.

.

.

از روزی که نامت ملکه ی ذهنم شد ، احساس می کنم جمجمه ام با شکوه ترین امپراتوری دنیاست . . . 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 19:02 ] [ ela86 ]

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد مردمى را كه خدا بر آنان خشم رانده به دوستى مگيريد آنها واقعا از آخرت سلب اميد كرده‏اند همان گونه كه كافران اهل گور قطع اميد نموده‏اند.

سوره ممتحنه آیه ی 13 

 

[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 18:58 ] [ ela86 ]

یک شعر با ردیفِ تو، تنها برای تو
تنها برای پاکی ِ بی ادعایِ تو

حالا درست مصرع ِ سوم تویی و من
با یک سبد ترانه، پُر از خنده های تو

آن سو کنار پنجره گل می دهد هنوز
گلدانِ شمعدانی ِ من در هوای تو

وقتی عبور می کنی از آسمانِ شب
گویی ستاره می چکد از ردِّ پای تو

باید حروف شاعری ام را رفو کنم
شاید شبیهِ شعر شَوَم با صدای تو

باید که هفت بار طوافت کنم و باز
ایمان بیاورم به خودم و خدای تو 

[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 17:10 ] [ ela86 ]

وصيت نامه شهيد ابراهيم وحدت
"برادران عزيز همچنانكه امام امت فرمودند:"تنور جنگ را بايد گرم نگه داشت كه زندگي و حيات اسلام و پيروزي ما به جنگ ميان اسلام و كفر بستگي دارد و بايد بدانيد كه اگر سستي كرديد و باعث شكست انقلاب شديد يقيناً به ذلت و بدبختي دچار خواهيد شد كه مردم كوفه وعراق پس از شهادت امام حسين (ع) دچار شدند و يقيناً آن ذلت و بدبختي برايتان از اين مقاومت و سرسختي تلخ تر خواهد بود". 

[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 17:05 ] [ ela86 ]

چند عادت سرطان زا

1- زیاده روی در مصرف گوشت قرمز و چربی های اشباع:
محققان دانشگاه هاروارد به این نتیجه رسیده اند، احتمال ابتلای افرادی که هر روز گوشت قرمز می خورند، به سرطان روده بزرگ 3 برابر بیشتر است. در آقایانی هم که چربی های اشباع را بیش از اندازه دریافت می کنند، سرطان پروستات نیز بیشتر دیده می شود.
2 - نوشیدن الکل:
مصرف زیاد الکل با ابتلا به انواع سرطان ها در خانم ها و آقایان مرتبط است. براساس نتایج مطالعه های متعدد، نوشیدن الکل خطر بروز سرطان دهان، کبد، روده بزرگ و مری را افزایش می دهد.
3 - زیاده روی در مصرف غذاهای شور:
نتایج یک مطالعه که در ژاپن انجام شد، ارتباط بین خوردن غذاهای شور و افزایش 15 درصدی احتمال ابتلا به سرطان را به اثبات رساند. جالب است بدانید که نمک دریافتی باعث می شود باکتری هلیکوباکتر (عامل بروز سرطان معده) در معده به راحتی فعالیت و زمینه بروز سرطان را در این ارگان فراهم کند.
مرکز ملی سرطان کره مطالعه ای انجام داده است و 2 میلیون نفر بررسی شدند. نتایج این مطالعه نشان داد در افرادی که در خوردن غذاهای شور زیاده روی می کنند، سرطان معده با گستردگی بیشتری شیوع دارد. البته شیوع سرطان معده به دلیل خوردن بیش از حد مواد غذایی شور در میان ژاپنی ها و کره ای ها رتبه اول را دارد.
4 – زیاده روی در مصرف شکر سفید و قهوه ای:
نتایج یک تحقیق ایتالیایی نشان داده است در افرادی که زیاد شکر می خورند، احتمال ابتلا به سرطان پانکراس 78 درصد بیشتر است. در این مطالعه محققان سلول های سرطانی پانکراس را در معرض قند فروکتوز قرار دادند (نوعی قند که در محصولاتی مانند انواع نوشیدنی های شیرین وجود دارد) و مشاهده کردند رشد سلول های سرطانی و پیشرفت سرطان در مقایسه با سلول هایی که در معرض گلوکز قرار گرفته اند، در این حالت بیشتر می شود. 

[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 17:01 ] [ ela86 ]

آری ، یکی را دوست میدارم ، آن را احساس کردم در قلبم …
او همان ستاره درخشان آسمان شبهای دلتنگی و تیره و تار من است…
او همان خورشید درخشان آسمان روزهای زندگی من است…
یکی را دوست میدارم …آری ، او همان مهتاب روشن بخش شبهای من است …
قلبم او را دوست میدارد و من هم تسلیم احساست پاک قلبم میباشم…
یکی را دوست میدارم ، همان فرشته ای که در نیمه شب عشق به خوابم آمد و مرابا 
خود به دشت دوستی ها برد…او همان فرشته ای است که با بالین سفیدش
مرا به اوج آسمان آبی برد و مرا با دنیای دوستی و محبت آشنا کرد…
یکی را دوست میدارم ، همان کسی که هر شب برایم قصه لیلی و مجنون در گوشم 
زمزمه میکرد و مرا به خواب عاشقی می برد … 
یکی را دوست میدارم ، همان کسی که مرا آرام کرد و معنی دوستی را به من 
آموخت…اینک که من با او هستم معنی واقعی دوست داشتن را فهمیدم …
او مثل ابر بهار زود گذر نیست ، او برایم مانند یک آسمان است که همیشه بالای سرم 
می باشد…آسمانی که زمانی ابری می شود چشمهای من هم از دلگیری او بارانی می شود…
آری ، تو برایم مانند همان آسمانی…یکی را دوست میدارم ،
او دیگر یکی نیست او برایم یک دنیا عشق است…پس بمان ای کسی که تو را دوست
میدارم ، 
بمان و تسلیم احساسات پاک من باش…می خواهم با تو تا آخرین نفس بمانم....
می مانم تا زمانی که خون عشق در رگهای من جاری است .....
ای خورشید آسمان روزهای من ، ای مهتاب روشن بخش شبهای من ، ای ستاره 
درخشان آسمان تیره و تار من ، ای آسمان زندگی من و در پایان ای همدم زندگی من 
،با من باش چون که تو را دوست میدارم ، آری ، تو را دوست میدارم…فقط تورا…! 

[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 16:58 ] [ ela86 ]

خدايا، مرا راهي ده كه فقط به در خانه ي تو توانم آمد .
دستي ، كه فقط در خانه تو توانم كوفت .
خدايا، من را چشمي ده كه فقط گريان تو باشد وسينه اي كه فقط سوزان تو .
به من نگاهي ده كه جز رو ي تو نتوانم ديد .
وگوشي كه جز صداي تو نتواند شنيد
خودت را معشوقترين من قرار ده . مرا عاشقترين خويش .
خدايا، چشم جويبار عشق مرا به تماشاي دريايت روشني ده ،
مبادا دل من اسير كوي ديگري شود و پيشاني محبت من بر خاك ديگري بسايد .
خدايا مرغ دلم كه در دام توست، مبادا كه ياد آشيان ديگري كند .
خدايا...
همزمان بارشد گياه محبتت در باغچه ي دلم هر چه هرزه گياه هست از ريشه بخشكان .
خدايا...
نكند كه روي از من بتابي ونشود كه نگاه حيران مرا منتظر بگذاري
اي پاسخ دهنده و اي اجابت كننده
اي گل بخش ديگران از گل گلستان تو اي باغبان باغ رحمت ، اي عزيز و مهربانم ، اي خداي بي همتاي من .

 

[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 16:57 ] [ ela86 ]

هر چه با ما امروز و فردا می کنی!
بیشتر دل را به خود مشتاق و شیدا می کنی
ترجمان متن چشمان تو
کاری ساده نیست
خود بگو در عشق؛
چشمت را چه معنا می کنی؟
داستان حزن چشمانت معمایی است سخت!
کی برایم حل این رمز و معما می کنی؟ .... 

[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 16:50 ] [ ela86 ]

امام صادق فرمودند:
هرکس از مومنان به بلایی گرفتار شود
و صبر کند دارای پاداش هزار شهید است 

 

[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 16:48 ] [ ela86 ]

در زمان‌های‌ دور، مردی در بازارچه شهر حجره ای داشت و پارچه می فروخت . شاگرد او پسر خوب و مودبی بود ولیکن کمی خجالتی بود.

مرد تاجر همسری کدبانو داشت که دستپخت خوبی داشت و آش های خوشمزه او دهان هر کسی را آب می انداخت.
روزی مرد بیمار شد و نتوانست به دکانش برود. شاگرد در دکان را باز کرده بود و جلوی آنرا آب و جاروب کرده بود ولی هر چه منتظر ماند از تاجر خبری نشد.
قبل از ظهر به او خبر رسید که حال تاجر خوب نیست و باید دنبال دکتر برود.
. پسرک در دکان را بست و دنبال دکتر رفت . دکتر به منزل تاجر رفت و او را معاینه کرد و برایش دارو نوشت
پسر بیرون رفت و دارو را خرید وقتی به خانه برگشت ، دیگر ظهر شده بود. پسرک خواست دارو را بدهد و برود ، ولی همسر تاجر خیلی اصرار کرد و او را برای ناهار به خانه آورد
همسر تاجر برای ناهار آش پخته بود سفره را انداختند و کاسه های آش را گذاشتند . تاجر برای شستن دستهایش به حیاط رفت و همسرش به آشپزخانه برگشت تا قاشق ها را بیاورد
پسرک خیلی خجالت می کشید و فکر کرد تا بهانه ای بیاورد و ناهار را آنجا نخورد . فکر کرد بهتر است بگوید دندانش درد می کند. دستش را روی دهانش گذاشتش.
تاجر به اتاق برگشت و دید پسرک دستش را جلوی دهانش گذاشته به او گفت : دهانت سوخت؟ حالا چرا اینقدر عجله کردی ، صبر می کردی تا آش سرد شود آن وقت می خوردی ؟
زن تاجر که با قاشق ها از راه رسیده بود به تاجر گفت : این چه حرفی است که می زنی ؟ آش نخورده و دهان سوخته ؟ من که تازه قاشق ها را آوردم.
تاجر تازه متوجه شد که چه اشتباهی کرده است
از آن‌ پس، وقتی‌ کسی‌ را متهم به گناهی کنند ولی آن فرد گناهی نکرده باشد ، گفته‌ می‌شود :‌ آش نخورده و دهان سوخته 

[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 16:47 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...266267268269270...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید