عشقانه ها
سایت تفریحی فرهنگی مذهبی دانلود و...
نويسندگان

خوردن ميوه بعد از غذا مفيد نيست، زيرا غذا مانع جذب ويتامين هاي ميوه در بدن انسان مي شود.
انباشتگي غذا در معده، ويتامين هاي موجود در ميوه را به موقع جذب نمي كند.
در صورت خوردن ميوه بعد از غذا، حداقل 3 ساعت طول مي كشد تا ويتامين هاي ميوه جذب شود در صورتي كه در ساير زمان ها اين مدت زمان بسيار كمتر است.
بهترين زمان صرف ميوه، صبح قبل از خوردن صبحانه است، زيرا در اين هنگام ويتامين هاي ميوه در زماني كمتر از 20دقيقه جذب بدن مي شود.آب ميوه ها نيز هيچ گاه نمي توانند جايگزين خوبي براي ميوه باشند، زيرا در جريان آبگيري ميوه و مدت زمان برش تا صرف آن بسياري از ويتامين ها به خصوص ويتامينc از بين مي روند.
آب ميوه هاي تجاري كه به روش صنعتي تهيه شده اند نيز هيچ يك خصوصيات و ويتامين هاي ميوه را ندارند و فقط براي رفع تشنگي مفيد هستند. 

[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 18:44 ] [ ela86 ]

سلام ...
اي دوست بزرگوار و رفيق مهربان
از من به تو سلامي به بزرگي ابرها و ادامه’ صحرا و بلندي ستارگان و گرمي خورشيد و روشنايي ماه ........
نميدانم !!!
آفرين به قلب مهربانت كه جاييست براي من و يا جاي روح در جسمي كوچك
من از تو جدا نميشم اي عزيزم و يا اگه جدا ميشي از من حق باتوست
و جزايي ست براي من ستمگر

دوري براي من تقصيري ندارد مگر خودم و جايگاهي نيست مگر قلب بخشندهء تو
عزيزم :
مرا ببخش و .... به قدم مباركت پس چشمهايم زير قدمت پهنست !!!

يادت در قلبم فراموش نميشود و در تمام اجزا هستي من جريان داري و وجودمو پر ميكني
در صفحه قلبم فقط اسمت رو نوشتي
پس شتاب كن در عشق قبل از اينكه روحم پژمرده شود يا با دستت قلبم رو آزاد كن
فداي تو نفسم و قلبم  

[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 18:42 ] [ ela86 ]

خدایا
اگر خواسته ام را اجابت می کردی
به خودم قول داده بودم ، خیلی دوستت داشته باشم
حالا که خواسته ام را اجابت نکردی
باید حواسم باشد که خیلی بیشتر دوستت داشته باشم
آخر می ترسم فکر کنی اینهمه سال
تو را به خاطر اجابت خواسته هایم
خواسته بودم 

[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 18:39 ] [ ela86 ]

باز هجر یار دامانم گرفت
باز دست غم گریبانم گرفت

چنگ در دامان وصلش میزدم
هجرش اندر تاخت دامانم گرفت

جان ز تن از غصه بیرون خواست شد
محنت آمد دامن جانم گرفت

در جهان یک دم نبودم شادمان
زان زمان کاندوه جانانم گرفت

آتش سوداش یک دم شعله زد
در دل غمگین حیرانم گرفت

تا چه بد کردم؟که بد شد حال من
هرچه کردم عاقبت آنم گرفت 

[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 18:37 ] [ ela86 ]

امام صادق (ع) :

مجلسها و گردهمائی ها امانت است کسی حق ندارد کلام محرمانه رفیق خود را بدون اجازه او بازگو کند مگر در موردی که شنونده مورد وثوق و اعتماد باشد یا ذکر خیری از آن رفیق باشد. 

[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 18:34 ] [ ela86 ]

یه روز صبح روزنامه نگاری داشت می رفت سرکار ولی به خاطر تصادفی که شده بود توی ترافیک گیر افتاده بود.
اون وقتی دید ترافیکه و سر ساعت به محل کارش نمیرسه تصمیم گرفت همینجا کارش رو انجام بده و از تصادف یه خبر داغ تهیه کنه.
جمعیت زیادی دور محوطه تصادف جمع شده بودن و این نشون میدادیه اتفاق خیلی بدی افتاده!
بنابراین خبرنگار برای رسوندن خودش به محل تصادف فکری کرد و بعد فریاد زد:
بذارید رد شم... خواهش میکنم بزارید رد شم... من پسرشم! من پسرشم!
ولی وقتی به صحنه ی تصادف رسید فکر میکنید،چی دید ؟!

.

.

.
.......................یه الاغ 

[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 18:33 ] [ ela86 ]

خدایا به آنان که حال ما را نمیپرسند یک هفته اسهال مکرر عنایت فرما !

.

.

.

از غضنفر میپرسن نظرت راجع به زلزله چیه ؟

میکه طرح خوبیه ، تکان دهنده ست ! 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 18:30 ] [ ela86 ]

من اگر روح پريشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم
گله از بازي دوران دارم
دل گريان،لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
در غمستان نفسگير، اگر
نفسم ميگيرد
آرزو در دل من
متولد نشده، مي ميرد
يا اگر دست زمان درازاي هر نفس
جان مرا ميگيرد
دل گريان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
من اگر پشت خودم پنهانم
من اگر خسته ترين انسانم
به وفاي همه بي ايمانم
دل گريان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم 

[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 18:20 ] [ ela86 ]

گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت کعبه رود. با کاروانی همراه شد.
و چون توانائی پرداخت برای مرکبی نداشت پیاده سفر کرده و خدمت دیگران میکرد .تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت در زیر درختی مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید از احوال وی جویا شد و دریافت که از خجالت اهل و عیال در عدم کسب روزی به اینجا پناه اورده است و هفته ای است که خود و خانواده اش در گرسنگی بسر برد ه اند.چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو .مرد بینوا گفت مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم. شیخ گفت حج من ، تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف کنم به زانکه هفتاد بار زیارت آن بنا کنم. 

[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 18:14 ] [ ela86 ]

عیار واقعی بودن تصمیم ان است که دست به عمل بزنیم>>> انتونی رابینز
.
.
.
اجازه نده ترس تو را فلج سازد>>>مارک فیشر 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 18:12 ] [ ela86 ]
صفحه قبل1...257258259260261...437صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ داشته باشید.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید